زیتون
دریچه ای بسوی آگاهی 
قالب وبلاگ
نويسندگان
استاد اصولا منطق چیست ؟
معلم کمی فکر کرد و جواب داد : گوش کنید ، مثالی می زنم ، دو مرد - پیش من می آیند. یکی تمیز ودیگری کثیف من به آن ها پیشنهاد
می کنم حمام کنند.شما فکر می کنید ، کدام یک این کار را انجام دهند ؟
هردو شاگرد یک زبان جواب دادند : خوب مسلما کثیفه !
معلم گفت : نه ، تمیزه . چون او به حمام کردن عادت کرده و کثیفه قدر
آن را نمی داند.پس چه کسی حمام می کند ؟
حالا پسرها می گویند : تمیزه !
معلم جواب داد : ....

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
ادامه مطلب
[ چهار شنبه 24 تير 1391برچسب:, ] [ 9:30 ] [ عليرضا ]
حمام رفتن بهلول
روزی بهلول به حمام رفت ولی خدمه حمام به او بی اعتنایی نمودند و آن قسم که دلخواه بهلول بود او را کیسه ننمودند. با این حال وقت خروج از حمام بهلول ده دینار که همراه داشت را به استاد حمام داد و کارگران چون این بذل و بخشش را دیدند همگی پشیمان شدند که چرا نسبت به او بی اعتنایی کردند. 
بهلول باز هفته دیگر به حمام رفت ولی ....

 

این دفعه تمام کارگران با کمال احترام او را شست و شو نموده و مواظبت بسیار نمودند ، ولی با اینهمه سعی و کوشش کارگران موقع خروج از حمام بهلول فقط یک دینار به آنها داد ، حمامی ها متغیر گردیده پرسیدند سبب بخشش بی جهت هفته قبل و رفتار امروزت چیست ؟ 

بهلول گفت: مزد امروز حمام را هفته قبل که حمام آمده پرداخت نمودم و مزد آن روز حمام را امروز می پردازم تا شماها ادب و رعایت مشتری های خود را بنمایید.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 29 تير 1391برچسب:, ] [ 7:30 ] [ عليرضا ]
حکایت ایراد پیرزن به مناره مسجد و تدبیر معمار

 

روایت شده است در حدود ٧٠٠ سال پیش، در اصفهان مسجدی بزرگ میساختند. اما چند روز قبل از افتتاح مسجد، کارگرها و معماران جمع شده بودند و آخرین خرده کاری ها را انجام میدادند.


پیرزنی از آنجا رد میشد وقتی مسجد را دید به یکی از کارگران گفت: فکر کنم یکی از مناره ها کمی کجه! کارگرها خندیدند. اما معمار که این حرف را شنید، سریع گفت: چوب بیاورید! کارگر بیاورید! چوب را به مناره تکیه بدهید. فشار بدهید. فششششششااااررر...!!!

.... 

و مدام از پیرزن میپرسید: مادر، درست شد؟!!


مدتی طول کشید تا پیرزن گفت: بله! درست شد!!! تشکر کرد و دعایی کرد و رفت...


کارگرها حکمت این کار بیهوده و فشار دادن مناره را از معمار با تجربه پرسیدند؟!


معمار گفت: اگر این پیرزن، راجع به کج بودن این مناره با دیگران صحبت میکرد و شایعه پا میگرفت، این مناره تا ابد کج میماند و دیگر نمیتوانستیم اثرات منفی این شایعه را پاک کنیم... این است که من گفتم در همین ابتدا جلوی آن را بگیرم !

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 28 تير 1391برچسب:, ] [ 7:30 ] [ عليرضا ]
درخت مشکلات

نجار، یک روز کاری دیگر را هم به پایان برد . آخر هفته بود و تصمیم گرفت دوستی را برای صرف نوشیدنی به خانه اش دعوت کند.موقعی که نجار و دوستش به خانه رسیدند.قبل از ورود ، نجار چند دقیقه در سکوت جلو درختی در باغچه ایستاد .....

 

عد با دو دستش ، شاخه های درخت را گرفت .چهره اش بی درنگ تغییر کرد.خندان وارد خانه شد، همسر و فرزندانش به استقبالش آمدند ، برای فرزندانش قصه گفت ، و بعد با دوستش به ایوان رفتند تا نوشیدنی بنوشند .از آنجا می توانستند درخت را ببینند . دوستش دیگر نتوانست جلو کنجکاوی اش را بگیرد، و دلیل رفتار نجار را پرسید.نجار گفت :


-(( آه این درخت مشکلات من است . موقع کار ، مشکلات فراوانی پیش می آید ، اما این مشکلات مال من است و ربطی به همسر و فرزندانم ندارد. وقتی به خانه می رسم ، مشکلاتم را به شاخه های آن درخت می آویزم . روز بعد ، وقتی می خواهم سر کار بروم ، دوباره آنها را از روی شاخه بر می دارم .جالب این است که وقتی صبح به سراغ درخت می روم تا مشکلاتم را بردارم ، خیلی از مشکلات ، 

دیگر آنجا نیستند ، و بقیه هم خیلی سبکتر شده اند .))


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 27 تير 1391برچسب:, ] [ 7:30 ] [ عليرضا ]
چشمه
در باغی چشمه‌ای‌بود و دیوارهای بلند گرداگرد آن باغ، تشنه‌ای دردمند بالای دیوار با حسرت به آب نگاه می‌کرد. ناگهان خشتی از دیوار کند و در چشمه افکند. صدای آب مثل صدای یار شیرین و زیبا به گوشش آمد. آب در نظرش شراب بود. مرد آنقدر از صدای آب لذت می‌برد که تند تند خشت‌ها را می‌کند و در آب می‌افکند.
آب فریاد زد: های، چرا خشت می‌زنی؟ از این خشت زدن بر من چه فایده‌ای می‌بری؟...

 

تشنه گفت: ای آب شیرین! در این کار دو فایده است. اول اینکه شنیدن صدای آب برای تشنه مثل شنیدن صدای موسیقی رُباب است. نوای آن حیات بخش است، مرده را زنده می‌کند. مثل صدای رعد و برق بهاری برای باغ سبزه و سنبل می‌آورد. صدای آب مثل هدیه برای فقیر است. پیام آزادی برای زندانی است، بوی یوسف لطیف و زیباست که از پیراهنِ یوسف به پدرش یعقوب می‌رسید .

فایدة دوم اینکه: من هر خشتی که برکنم به آب شیرین نزدیکتر می‌شوم، دیوار کوتاهتر می‌شود. 

خم شدن و سجده در برابر خدا، مثل کندن خشت است. هر بار که خشتی از غرور خود بکنی، دیوار غرور تو کوتاهتر می‌شود و به آب حیات و حقیقت نزدیکتر می‌شوی. هر که تشنه‌تر باشد تندتر خشت‌ها را می‌کند. هر که آواز آب را عاشق‌تر باشد. خشت‌های بزرگتری برمی‌دارد.

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 26 تير 1391برچسب:, ] [ 7:30 ] [ عليرضا ]
چند می فروشی؟
مرد کشاورزی یک زن نق نقو داشت که از صبح تا نصف شب در مورد چیزی شکایت میکرد. تنها زمان آسایش مرد زمانی بود که با قاطر پیرش در مزرعه شخم میزد. 
یک روز، وقتی که همسرش برایش ناهار آورد، کشاورز قاطر پیر را  به زیر سایه ای راند و شروع به خوردن ناهار خود کرد. بلافاصله همسر نق نقو مثل همیشه شکایت را آغاز کرد. ناگهان قاطر پیر با هر دو پای عقبی لگدی به پشت سر زن و در دم کشته شد.

 
در مراسم تشییع جنازه چند روز بعد، کشیش متوجه چیز عجیبی شد. هر وقت...

 

یک زن عزادار برای تسلیت گویی به مرد کشاورز نزدیک میشد، مرد گوش میداد و بنشانه تصدیق سر خود را بالا و پایین میکرد،  اما هنگامی که یک مرد عزادار به او نزدیک میشد، او بعد از یک دقیقه گوش کردن سر خود را بنشانه مخالفت تکان میداد.


 

پس از مراسم تدفین، کشیش از کشاورز قضیه را پرسید.

کشاورز گفت: 

خوب، این زنان می آمدند چیز خوبی  در مورد همسر من میگفتند، که چقدر خوب بود، یا چه قدر خوشگل یا خوش لباس بود، بنابراین من هم تصدیق میکردم.


 

کشیش پرسید، پس مردها چه میگفتند؟

کشاورز گفت: 

آنها می خواستند بدانند که آیا قاطر را حاضرم بفروشم یا نه


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 21 تير 1391برچسب:, ] [ 18:50 ] [ عليرضا ]
انسانیت، ساده یا پیچیده!
چند وقت پیش با پدر و مادرم رفته بودیم رستوران که هم آشپزخانه بود هم چند تا میز گذاشته بود برای مشتریها ,, افراد زیادی اونجا نبودن , 3نفر ما بودیم با یه زن و شوهر جوان و یه پیرزن پیر مرد که نهایتا 60-70 سالشون بود ,,

 
ما غذا مون رو سفارش داده بودیم که یه جوان نسبتا 35 ساله اومد تو رستوران یه چند دقیقه ای گذشته بود که اون جوانه گوشیش زنگ خورد , البته من با اینکه بهش نزدیک بودم ولی صدای زنگ خوردن گوشیش رو نشنیدم , بگذریم شروع کرد با صدای بلند صحبت کردن و ...

بعد از اینکه صحبتش تمام شد رو کرد به همه ما ها و با خوشحالی گفت که خدا بعد از 8 سال یه بچه بهشون داده و همینطور که داشت از خوشحالی ذوق میکرد روکرد به صندوق دار رستوران و گفت این چند نفر مشتریتون مهمونه من هستن میخوام شیرینیه بچم رو بهشون بدم ,,

بقیه در ادامه مطلب..........


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
ادامه مطلب
[ چهار شنبه 26 تير 1391برچسب:, ] [ 7:30 ] [ عليرضا ]

پارك جنگلي النگ دره

اين پارك در جنوب غربي شهر گرگان به فاصله 3 كيلومتري شهر واقع شده است. پارك جنگلي النگ دره در دامنه جنگل هاي انبوه شمالي از پوشش درختان منحصراً جنگلي برخوردار بوده و رودخانه اي از وسط آن مي گذرد.

       http://www.vefagh.co.ir/img/tourism/125/125.jpg

 

بقیه در ادامه مطلب...........


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
ادامه مطلب
[ چهار شنبه 24 تير 1391برچسب:, ] [ 8:30 ] [ عليرضا ]

به سلامتی مادری که خمیده ترین ایستاده دنیاست

باور نميكنم خالق نظم دانه هاي انار،
زندگي مرا بي نظم چيده باشد..!!!

وقتی بهت میگه : جات خالیه .... نگو دوستان به جای ما ! شاید منتظر اینه که بگی : جامو نگهدار ؛ زود میام ... !!!

معلم پسرک راصدازدتا انشایش راباموضوع علم بهتراست یاثروت رابخواند پسرک باصدای لرزان گفت ننوشته ام، معلم باخط کش چوبی پسرک راتنبیه کرد واورا پایین کلاس پادرهوانگه داشت پسرک درحالیکه دستهای قرمز وباد کرده اش رابه هم میمالید زیرلب میگفت آری ثروت بهتراست چون اگرداشتم دفتری میخریدم وانشایم رامینوشتم

                                                          

این دیونگیست
که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه
خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم
که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه
در یکی از آنها به ما خیانت شده است

                                                         

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود-گاهی نمیشودنمیشود که نمیشود.
گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست- گاهی نگفته قرعه به نام تو مي شود

   

دوبیگانه ی همدرد ازدو خویش بی درد به هم نزدیکترند…… دکتر علی شریعتی

                                                


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 23 تير 1391برچسب:, ] [ 8:0 ] [ عليرضا ]

                                                               چرا عشق در برخی روابط تدریجاً محو می‌شود؟
 

اینکه بدانید چرا عشق به تدریج محو شده و از بین می‌رود به درک معنا و مفهوم عشق و رابطه کمک کرده و کمکمان می‌کند بتوانیم روابطمان را نجات داده و از برهم خوردن آنها جلوگیری کنیم.

انگار همین دیروز بود که عشق در رابطه‌تان بسیار شیرین و تمام‌نشدنی به نظر می‌رسید. اما خیلی زود، قول و قرارهایتان فراموش شد. روزهایی که مدام دوست داشتنش را در گوشتان زمزمه می‌کرد گذشته است.

 حالا دلتنگ گرمای آغوشش هستید و از خودتان می‌پرسید: عشق ما کجا رفت؟ پس اگر عشق از بین رفتنی است ممکن است تاثیرات بدی روی ازدواج داشته باشد.

خوشبختانه خیلی از ازدواج‌ها به آن نقطه نمی‌رسد اما خیلی از افراد هم هستند که فشارهایی اینچنینی را در ازدواج خود تجربه می‌کنند.

 در زیر می‌خواهیم به اختصار به چند مورد از عواملی که می‌تواند به ما برای درک معنای عشق و رابطه و اینکه چرا گاهی عشق‌ در رابطه تدریجاً محو می‌شود، اشاره کنیم.

بقیه در ادامه مطلب........
 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
ادامه مطلب
[ سه شنبه 25 تير 1391برچسب:, ] [ 7:30 ] [ عليرضا ]

baby 01 عکس های ناز کودکان(5)

baby 02 عکس های ناز کودکان(5)

 

baby 04 عکس های ناز کودکان(5)

 

baby 06 عکس های ناز کودکان(5)

 

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 30 تير 1391برچسب:, ] [ 7:30 ] [ عليرضا ]

 

بقیه  در ادامه مطلب...........


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
ادامه مطلب
[ سه شنبه 24 تير 1391برچسب:, ] [ 7:30 ] [ عليرضا ]

تابه حال چقدر برای شما پیش آمده که روز خوبی نداشته و اصطلاحا “توی مود” نبوده‏اید؟ کسل بوده و یا خسته و درمانده بوده‏اید؟ و درکل حس کار ندارید؟ این موارد می‏توانند به دلیل نداشتن خوابی خوش و راحت در شب پیش بوده و یا خوابی سرشار از استرس بوده باشند.

 

خواب درست و اصولی می‏تواند آنچنان انسان را شارژ روحی و جسمی نماید که بهترین تصمیمات و ایده‏ها را منجر شود. همچنین می‏تواند آنچنان انرژی جسمی و روحی را کاهش دهد که شاید ۱۰ ساعت خوابیدن بی وقفه نیز نتواند انرژی از دست رفته را جبران نماید؛ همۀ این موارد به هم ارتباط دارند.

گفته می‏شود که خواب اصولا باید بین ۷ تا ۸ ساعت در شبانه روز و در شب باشد تا نیاز بدن به خواب کاملا بر طرف شده و انرژی بدن بازیابی شود. به نظر شخصی نویسنده مقاله و همچنین من یک ساعت کمتر یا بیشتر خوابیدن هیچ آسیبی به انسان نمی‏رساند اما نه بیشتر و کمتر. چراکه رعایت نکردن اندازۀ استاندارد خواب باعث می‏شود انسان احساس سنگینی و کسلی و سستی کند و اینچنین است که قدیمی‏ها می گفتند “خواب، خواب می‏آورد.” که به نظر من منظور خواب بیش از حد مجاز بوده است.

همچنین خواب در موقع و وقت خود نتیجه بخش است. با توجه به اینکه انرژی کائنات در ساعات میانی شب در اوج است ، بهتر است که این زمان را خواب بوده تا بدن شارژ روحی و معنوی نیز گردد. (در مورد این مطلب در آینده صحبت خواهم کرد). حتما تجربه کرده اید که خواب روز هرگز جای خواب شب را نمی‏گیرد این یکی از دلایلی است که خواب شب شدیدا توصیه می‏شود.

کمخوابی باعث ایجاد ناتوانی نسبی در حل مسائل و رویدادهای نسبتا پیچیده شده و نیز توانایی سیستم ایمنی بدن را تا حد زیادی کاهش می‏دهد. همچنین باعث اختلال در روابط اجتماعی شده و توانایی تعامل مثبت را ضعیف می‏نماید.

یک دوش چند دقیقه ای آب ولرم می‏تواند در خواب خوب و راحت بسیار تاثیرگذار باشد. همچنین لباس مناسب و راحت باعث آرامش در حین خواب می شود..

قبل از خواب کمی مطالعه حتی در حد یک صفحه بسیار بسیار مفید است. دلایل زیادی هم دارد که می‏توان به ثابت ماندن چشمها در یک نقطه ثابت اشاره کرد.

کشیدن عضلات نیز در نوع خود می‏تواند بسیار تاثیرگذار بوده و یک احساس آرامش را بوجود آورد.

تاریکی نیز در روند خواب بسیار تاثیرگذار است. آرامش واقعی در تاریکی و خاموشی است. حتی یک چراغ روشن می‏تواند اغتشاش ذهنی بوجود آورد و مانع خواب گردد.

 

بعضی از غذاها در افزایش برخورداری از خوابی خوش و راحت تاثیرگذار هستند. این نوع غذاها بیشتر به دلیل تحریک در روند ترشح هورمون سروتونین (یک عامل مهم جهت تنظیم روند خواب، دمای بدن، عصبانیت و …) و همچنین ملاتونین (عامل مهم در تشخیص روز و شب و وقت خواب و بیداری) که کمبود ملاتونین باعث افزایش بی خوابی می‏گردد. (ضمنا استرس باعث کاهش سطح ملاتونین در بدن می‏شود). این نوع خوردنیها باعث آرامش جسمی نیز هستند.

۱ – موز : شامل مقادیری از ملاتونین و سروتونین است که دو عامل مهم در آرامش خواب و خواب راحت هستند. همچنین مقادیر منیزیم در موز دارای اثر آرامبخش بر روی عضلات است.

۲ – شیر گرم : همیشه یک لیوان شیر گرم عامل خوابی خوش و راحت بوده است. همانطور که مادربزرگ و پدربزرگهای ما اکثرا هنگام خواب یک لیوان شیر می‏خورده اند. شیر دارای تریپتوفان (آمینو اسیدی که اثر تسکین بخشی دارد) همچنین کلسیم موجود در شیر باعث تحریک مغر در استفاده از تریپتوفان می‏شود.

۳ – چای بابونه : بابونه یکی از درمانهای طبیعی از زمانهای بسیار قدیم بوده است که امروزه نیز جهت بسیاری از ناراحتی های اعصاب و … نیز تجویز می‏شود. این گیاه که بیشتر به صورت چای استفاده می‏شود نه تنها به دلیل خاصیت آرام بخشی بلکه به دلیل دارا بودن اثر تسکینی، از بهترینها جهت داشتن خوابی آرام است.

۴ – عسل : گلوکز موجود در عسل عاملی برای کم کردن مقدار اورکسین است (اورکسین عاملی است در هوشیاری تاثیر دارد).

۵ – سیب زمینی : باعث از بین بردن اسیدهایی است که امکان اخلاط با آمینو اسید تریپتوفان (آمینو اسیدی که اثر تسکین بخشی دارد) می شود. سیب زمینی پخته شده در صورتیکه با شیر نوشیده شود، اثر خواب آور بیشتری از خود نشان خواهد داد.

۶ – مغز بادام : این خشکبار شامل هر دو عامل مهم خوب خوابیدن یعنی تریپتوفان و منیزیم است.

۷ – بلغور جو، سوپ جو : عامل افزایش تولید ملاتونین در بدن است.

۸ – نان گندم کامل : باعث می‏گردد انسولین در بدن آزاد شده و به تبع آن تریپتوفان بیشتری به مغر رسیده و نتیجتا سروتونین بیشتری ترشح شود.

۹ – گوشت بوقلمون : منبعی غنی از تریپتوفان است. البته باید در نظر داشت که منظور همان شکم خالی است نه اینکه بوقلمون شکم پر (زیرا باعث سنگین شدن معده و به تبع آن بی خوابی می‏شود)

۱۰ – تخم کتان : این دانه های روغنی کوچک منبع بزرگی از امگا ۳ هستند لذا به عنوان بهبود دهنده مود بدن عمل می‏نمایند. همچنین به عنوان عاملی جهت سم زدایی نیز می‏توان آنها را مصرف نمود.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 23 تير 1391برچسب:, ] [ 9:30 ] [ عليرضا ]

تعاریف پرخاشگری

روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.

گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود. 

پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است. 

این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.

پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.

 

تعاریف پرخاشگری

روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.

گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود. 

پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است. 

این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.

پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.

 تغییرات رشدی

کودکان در ۱۲ ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله ای می کنند یعنی رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود. کودکان گاهی اوقات به والدین و کودکان بزرگتر حمله ور می شوند، ولی این گونه پرخاشگری در مقایسه با پرخاشگری با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال های پیش از مدرسه و مدرسه نزدیک می شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می زنند و در نوع پرخاشگری آنان هم تغییراتی ایجاد می شود. یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسیله ای» است. به این معنا که کودکان برای به دست آوردن هدف های وسیله ای کمتر مستقیماً از حربه های جسمانی استفاده می کنند؛ ولی وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می کنند بیشتر امکان دارد که با قصدی خصمانه این کار را کرده باشند. 

پرخاشگری لفظی، دست کم در سال های قبل از مدرسه افزایش می یابد.

ثبات پرخاشگری

هرچند که سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکانی که در سال های اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگرنخواهند بود. 

بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقیق دیگر نشان داده است که دخترها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند. البته کودکان به هنگامی که با وقایع تنش زا مثل جدایی پدر و مادر یا به دنیا آمدن کودکی جدید رو به رو می شوند بیشتر پرخاشگر می شوند، ولی پرخاشگری شدید که بیش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکی از تداوم داشتن این الگوی رفتار است. پرخاشگری در حد معمول کمتر جای نگرانی دارد. به خصوص در سال های پیش از مدرسه شاید این اندازه پرخاشگری صرفاً نشان دهنده این باشد که کودک می خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعی را داشته باشد. 

ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه

کودکان در مورد پرخاشگری دیگران برحسب این که آن را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوت های متفاوتی می کنند. تحقیقی که پسرهای بسیار پرخاشگر را با پسرهای غیر پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالاً از مقاصد دیگران، درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند. براساس درجه بندی معلمان و همسالان تعدادی از پسرها در کلاس های دوم، چهارم، ششم به عنوان بسیار پرخاشگر یا غیر پرخاشگر طبقه بندی شدند. سپس این عده در موقعیتی آزمایشی مشاهده شدند که به آنان برای جور کردن قطعات پازل جایزه ای تعلق می گرفت. قرار بر این شد که وقتی که قسمتی از پازل کامل شد پسر بچه دیگری ( که همدست آزمایشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوری به هم زد که تصادفی جلوه کند و در حالت سوم انگیزه های پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمایش این امکان را داشتند که با خراب کردن پازل این کودک «تلافی» کنند. کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر وقتی که احساس کردند که این کودک عمداً خرابکاری کرده تلافی کردند و وقتی که دیدند عملش غیرعمدی بوده تلافی نکردند، ولی واکنش آنان به انگیزه های مبهم این کودک بدین ترتیب بود که پسر بچه های پرخاشگر تلافی کردند و طوری واکنش نشان دادند که گویی این کودک عمداً این کار را کرده است. کودکان غیر پرخاشگر تلافی نکردند و طوری عمل کردند که گویی اعمال او غیرعمدی بوده است. 

تفاوت های جنسیتی

پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقریباً در همه سنین و نیز در غالب حیوانات دیده می شود. پسرهابیش از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین ۱ تا ۲ سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از ۱۸ ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست. پسرها به خصوص وقتی که به آنان حمله می شود یا کسی مزاحم کارهایشان می شود تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند. شاید این که پسربچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علتی فیزیولوژیک داشته باشد. برای مثال پسران ۱ تا ۳ ساله در کلاس های پیش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بیش از دخترها به خاطر پرخاشگری مورد توجه قرار گرفتند. این توجه گاهی مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازی کودکان) و گاهی تا حدودی منفی ( متوقف کردن کودک یا سر کودک را با چیزی گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوی که باشد، بیش از بی توجهی به آن باعث تشویق رفتار می شود. 

الگوی خانواده و پرخاشگری

والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی «شهر اورگون» بوده است. آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند. 

وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسراست. 

در آخر باید گفت تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش های آمریکایی تلقی می شود، پرخاشگری به عنوان یکی از وسایل رسیدن به هدف تشویق می شود. در برنامه های تلویزیونی که یکی از وسایل انتقال چنین ارزش های اجتماعی به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود، رفتار پرخاشگرانه شخصیت های تلویزیونی غالباً تقویت می شود: قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه ای کودکان چهار ساله به هنگام بازی آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالای متوسط و زیر متوسط طبقه بندی شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هایی تقسیم شدند که در مهدکودک به مدت تقریباً نیم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» یا فیلم های معمولی و یا برنامه های جامعه پسند می دیدند. کودکانی که از اول از لحاظ پرخاشگری در حد بالای متوسط بودند در مدت بازی آزاد و بعد از دیدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگری بیشتری نشان دادند تا کودکان مشابهی که برنامه های معمولی را دیده بودند. دو گروه از کودکانی که از لحاظ پرخاشگری زیر متوسط بودند و هر کدام یکی از این برنامه ها را دیده بودند واکنششان با هم فرقی نداشت. این الگوهای رفتاری تا دو هفته بعد از پایان گرفتن تماشای این برنامه ها هم چنان ادامه داشت. 

کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.

 

نحوه کنترل عصبانیت در کودکان 

خواه چهار ساله یا چهل ساله ، همه ما بارها عصبانی شده ایم. اما فردی که در طول زندگی نیاموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافیان را آزرده خاطر می سازد.

 خصیصــــه های ذاتـــــــــی

مواقعی که فرد عصبانی می شود، میزان عصبانیت او را غالباً شخصیت او معین می کند. حالات فوق العاده حساس ، سرکش ، بی دقت، پرتحرک یا پرخاشگر بودن می تواند بخش رشد یافته ای از یک شخصیت سالم و یا در نهایت یک مبارزه جو باشد. نکته مهم این است که با پی بردن به ضعف رفتاری فرزندتان می توانید پرخاشگری ها را به نقاط قوت تبدیل کنید. وقتی که کودک عصبی در مورد چیزهایی عصبانی می شود که دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهی ندارد ، در این صورت شما نیازبه زمان بیشتری دارید تا جایگزین هایی را به جای عصبانیت به او بیاموزید 

مــــراحل رشـــد 

زمانی که کودک در مرحله رشد فیزیکی یا اجتماعی قرار دارد زمینه بیشتری برای پرخاشگری و عصبانیت در او ایجاد می شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتی دارند. وقتی به کودک خود که به کاسه توت فرنگی دست درازی کرده، می گویید:” الان اجازه خوردن آنها را نداری”، عصبانی می شود. ولی فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دلیل این که او صبر و بردباری را در خود پرورانده است.

 جنسیــــت: 

به طور کلی، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می کنند و شاید یک توجیه فرهنگی برای آن وجود داشته باشد. به احتمال زیاد والدین و مربیان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشی می کنند در صورتی که گریه رنجورانه یک دختر عصبانی مورد قبول آنهاست. اما کودکان در هر دو جنس نیاز به یادگیری کنترل خشم دارند. 

زندگــــــی خانوادگــــــی 

به طور کلی ناراحتی یک کودک به دلیل جدایی والدین ، بیماری ، مرگ ، تولد خواهر یا برادر، تغییر منزل و یا دیگر اتفاق های مهم زندگی ، اغلب در او پنهان می ماند و با بروز عصبانیت و پرخاشگری به کودک آسیب می رساند. زیرا او احساس می کند مورد آزار و اذیت واقع شده و سعی می کند این احساس را منتقل کند. اگر کودک لطیفه ای برای مهار کردن موقعیت حاد روحی بگوید و یا کوله پشتی برادرش را پرت کند ، به هر حال این رفتارها به میزان زیادی به الگوی رفتاری خانواده اش بستگی دارد. مخصوصاً این رفتارها در خانواده هایی شایع است که خشم، داد و فریاد و پرخاشگری هایی مثل ” به هم زدن در” در آنها مشاهده می شود. در بیشتر خانواده هایی که در مقابل احساسات ، اتفاقات و هیجانات ناآرام و سرکوبگر هستند، الگوی دیگری وجود دارد. ” الگوی کودکان رفتارهایی است که آنها در اطرافشان می بینند.” 

با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم 

امروزه‌ بسیاری‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگری‌ فرزندان‌ خود شکایت‌ دارند. آنها تمایل‌ دارند که‌ علت‌ این‌ رفتارها را بدانند و راه‌های‌ پیشگیری‌ و اصلاح‌ رفتار را در این‌ زمینه‌ به‌ کار گیرند. در این‌ نوشتار به‌ تعریف‌ رفتار پرخاشگرانه‌ پرداخته‌ می ‌شود، انواع‌ آن‌ بیان‌ می ‌گردد و راه‌های‌ مناسب‌ مقابله‌ با پرخاشگری‌ مورد بررسی‌ قرار می ‌گیرد. 

انواع پرخاشگری‌ 

پرخاشگری‌ یک‌ نوع‌ رفتاری‌ است‌ که‌ از خشم‌ و عصبانیت‌ نشأت‌ می ‌گیرد.این‌ رفتار را می ‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسیم‌ بندی‌ کرد: 

پرخاشگری‌ خصمانه: 

 رفتاری‌ است‌ که‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزار رساندن‌ به‌ دیگری‌ یا دیگران‌ ابراز می ‌شود؛ و هدف‌ در آن‌ صرفاً آزار رساندن‌ است. مثلاً کودکی‌ کودک‌ دیگر را می ‌زند و یا در مدارس‌ دیده‌ می‌ شود که‌ زنگ‌های‌ تفریح، کودکان‌ در حیاط‌ مدرسه‌ بعضاً به‌ کتک ‌کاری‌ می ‌پردازند. 

پرخاشگری‌ وسیله‌ ای: 

 رفتاری‌ است‌ که‌ فرد به‌ وسیله‌ آن‌ خواستار به‌ دست ‌آوردن‌ هدفی‌ دیگر است‌ و ابداً قصد حمله‌ به‌ دیگران‌ یا اذیت‌ کردن‌ آنها را ندارد. البته‌ در این‌ میان‌ ممکن‌ است‌ لطمه‌ ای‌ نیز به‌ کسی‌ وارد شود. مثلاً کودکی‌ بزهکار کیف‌ خانمی‌ را می ‌رباید تا به‌ این‌ وسیله‌ مورد تشویق‌ و تأیید گروه‌ همسالان‌ قرار گیرد. 

ممکن‌ است‌ پرخاشگری‌ جنبه‌ انتقام‌ گیری‌ نیز داشته‌ باشد. یعنی‌ کودکی‌ که‌ مورد اذیت‌ و آزار قرار گرفته‌ و نتوانسته‌ خشم‌ خود را ابراز کند، اکنون‌ با پرخاشگری‌ به‌ کاهش‌ اضطراب‌ خود می ‌پردازد. در این‌ جا پرخاشگری‌ وسیله‌ ای‌ است‌ که‌ کودک‌ با توسل‌ به‌ آن‌ می ‌خواهد به‌ هدف‌ خود یعنی‌ کاهش‌ اضطراب‌ دست‌ یابد. 

جهت‌ پرخاشگری‌ ممکن‌ است‌ به‌ یکی‌ از این‌ دو صورت‌ باشد: 

الف) پرخاشگری‌ درونی‌

 ب) پرخاشگری‌ بیرونی‌ 

چنانچه‌ جهت‌ پرخاشگری‌ به‌ طرف‌ درون‌ باشد، کودک‌ خشم‌ را به‌ درون‌ خود می ‌افکند و دچار خشم‌ فرو خورده‌ می‌ شود. پیامد چنین‌ عملی‌ می‌ تواند افسردگی‌ نیز باشد. کودکان افسرده  در واقع‌ از دست‌ خودشان‌ عصبانی‌ هستند. 

خشم‌ درونی‌ عصبانیت ‌ و نارضایتی‌ از خود را به‌ وجود می ‌آورد. 

خشم‌ بیرونی؛ کودک‌ ممکن‌ است‌ خشم‌ خود را به‌ صورت‌ رفتارهایی‌ از قبیل‌ فریاد کشیدن، پا به‌ زمین‌ کوبیدن‌ یا پرتاب ‌کردن‌ اشیا بروز دهد.

 

علل‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ در کودکان‌ : 

 ۱٫الگوپذیری‌ کودکان‌ از والدین‌ 

یکی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ کودکانی‌ که‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می ‌کنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق ‌و خویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ کودک‌ یاد گرفته‌ می ‌شود. از آنجا که‌ کودکان‌ با والدین‌ همانند سازی‌ می ‌کنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ می ‌شود. توضیح‌ این‌ که‌ فرایند همانند سازی‌ کاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می ‌پذیرد. 

نکته‌ دیگر این‌ که‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ کودک‌ پرخاشگری‌ کرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌ گیرد. بنابراین‌ کودکان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می ‌آموزند. 

بر این‌ نکته‌ می توان تأکید کرد‌ که‌ کودکان‌ با چشمان‌ خود می ‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می ‌کنند، یاد می ‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگیرد. 

۲٫ کودکان‌ ناکام‌ پرخاشگر می‌ شوند. 

ناکامی ‌ یکی‌ از مسائلی‌ است‌ که‌ به‌ پرخاشگری‌ می‌ انجامد. وقتی‌ کودک‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نیابد و ناکام‌ شود، یکی‌ از رفتارهایی‌ که‌ از او سر می‌ زند پرخاشگری‌ است. 

۳٫ اضطراب‌ و پرخاشگری‌ 

کودکان‌ مضطرب‌ نمی ‌توانند کودکان‌ آرامی‌ باشند. آنها رفتارهایی‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز می ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشیمان‌ می ‌شوند و از والدین‌ خود عذرخواهی‌ می‌ کنند. اگر از کودک‌ مضطرب‌ بپرسیم‌ که‌ چرا پرخاش‌ می‌ کنی‌ و عصبانی‌ هستی؛ خواهد گفت‌ نمی‌ دانم.؛ یا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نیست. 

۴٫ پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌ 

گاهی‌ کودکان‌ در دوگانگی‌ و تضادهای‌ درونی‌ قرار می‌ گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی‌ بر سر دو راهی‌هایی‌ گیر می ‌کنند و نمی‌ دانند کدام‌ راه‌ را انتخاب‌ کنند؛ و این‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ می ‌کند. مثلاً کودکی‌ که‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفی‌ وقتی‌ می ‌بیند تمام‌ کودکان‌ به‌ مدرسه‌ می‌ روند، همزمان‌ تمایل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نیز دارد، دچار دوگانگی‌ می ‌شود. به‌ کودکان‌ خود کمک‌ کنیم‌ که‌ در دو راهی‌های‌ زندگی، مدتی‌ طولانی‌ قرار نگیرند. آنها بایستی‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترین‌ کار را انجام‌ دهند.

 ۵٫ پرخاشگری‌ و افسردگی‌ 

پرخاشگری‌ و کج خلقی  در کودکان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می ‌تواند نشانه ‌ای‌ از افسردگی‌ باشد که‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ کودک‌ تمام‌ و کمال‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد. 

۶٫ پرخاشگری؛ بیماری‌ها؛ مصرف‌ دارو 

بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممکن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها کج ‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد که‌ خشونت‌ را برمی‌ انگیزند.

 ۷٫ خشونت‌ و مدرسه‌ 

گاهی‌ کودکان‌ در مدرسه‌ قربانی‌ خشونت‌ می ‌شوند؛ و این‌ قربانی‌ شدن‌ باعث‌ می ‌شود که‌ خود آنها نیز عامل‌ خشونت‌ شوند.

 عواملی‌ که‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ می ‌انجامند، عبارت اند از: 

-وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش‌ آموزان‌ دیگر مورد تمسخر قرار گیرد. 

- وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش ‌آموزان‌ دیگر کتک‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد. 

- وقتی‌ کودکی‌ همیشه‌ از مشاجرات‌ فرار می‌ کند و حتی‌ در مواقعی‌ به‌ گریه‌ متوسل‌ می ‌شود. 

- وقتی‌ کودکی‌ مرتب‌ اشیا، وسایل‌ و پول‌ خود را گم‌ می ‌کند. 

- وقتی‌ کودک‌ از لحاظ‌ ظاهری‌ (پارگی‌ لباس‌ و یا نامناسب ‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار می‌ گیرد. 

- خجالتی ‌بودن‌ و سکوت‌ مکرر در کلاس. 

- افت‌ تحصیلی، افسردگی‌ و ناراحت ‌بودن. 

این‌ عوامل‌ کودک‌ را قربانی‌ خشونت‌ دیگران‌ می ‌کند و خود کودک‌ نیز عامل‌ خشونت‌ می ‌شود و رفتارهای‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد.

 

درمان‌ پرخاشگری در کودکان ( با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم ) 

برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ که‌ نوع‌ پرخاشگری‌ آنها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ که‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ کنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم. 

- در مورد کودک‌ پرخاشگری‌ که‌ الگو پذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ کودک‌ کار کرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت. 

- اگر پرخاشگری‌ در اثر ناکامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتنی‌ کمک‌ کنیم.

 - در مواردی‌ که‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شویم. 

ورزش ‌کردن‌ برای‌ این‌ کودکان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌ شود. 

- در کشمکش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ کودک‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. کمک‌ به‌ کودکان‌ در تصمیم ‌گیری، باعث‌ می ‌شود که‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.

 - در پاره‌ای‌ از موارد، کودک‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌ دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ ببریم‌ که‌ او چه‌ چیز دوست‌ داشتنی‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را برای‌ او جبران‌ کنیم. 

- در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشک‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا کودک‌ از نزدیک‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد. 

- هنگامی‌ که‌ کودک‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ کنیم‌ و لازم‌ است‌ که‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با کودکان‌ خشونت گرا برخورد کنند؛ و نیز کودکانی‌ را که‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تأیید قرار دهند. 

- چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ کودک‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ کودک‌ را از آزار و اذیت‌ کردن‌ دور کنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ کند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌ کردن‌ کودک‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ کند.

 

نتیجه‌ گیری‌ 

به‌ طور کلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیشتر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌ شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرک‌های‌ محیطی‌ را که‌ باعث‌ تحریک‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می ‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ کمک‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.

 

روش هایی برای درمان پرخاشگری کودکان 

۱- محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنید و آنها را به اطلاع کودک برسانید. 

۲- مدل های پرخاشگری را به حداقل برسانید. می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید: 

الف) ساعاتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند، محدود کنید. 

ب)فیلم ها، تصاویر و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنید. 

ج) الگوهایی را در اختیار کودک بگذارید که پرخاشگرانه نباشند. 

ح)همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببینید و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسیر کنید. 

۳- همدلی را افزایش دهید. آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید. 

۴- رفتارهایی را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است، تقویت کنید. 

۵- به جای کودک پرخاشگر، به کودکی که به وی پرخاش شده توجه کنید. 

۶- نحوه ی ارتباط کودک را با افرادی که با او زندگی می کنند، مورد بررسی قرار دهید. 

۷- اگر قرار است کودک به دلیل رفتار خشونت آمیزش تنبیه شود، بهتر است به طریقی باشد که منجر به حمله انتقامی و تلافی جویانه از طرف کودک نشود. 

۸- فرصت تخلیه هیجانات را برای کودک فراهم کنید. 

۹- مباحث گروهی یا خانوادگی را که تأکید بر همکاری با دیگران دارد، به کار گیرید. 

۱۰- همکاری، مسئولیت و پیگیری مسائل مورد علاقه را با دادن مسئولیت به کودکان تشویق کنید. 

۱۱- برای مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازی ممکن است تا حدودی مفید واقع شود. بنابراین رفتارهای پسندیده را به وضوح تشریح کنید و پاداش ها و کیفرهای آنها را بیان نمایید. 

۱۲- فعالیت های ساعتی او را در صورت امکان با شرکت کودکی دیگر طراحی کنید. 

۱۳- از تنبیهات بدنی پرهیز کنید. 

۱۴- علت رفتار پرخاشگرانه وی را بیابید. 

۱۵- ثبت وقایع روزانه، بازی درمانی، بازی های جالب، جمله سازی و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکی در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود. 

۱۶- به کودک بفهمانید که با هر رفتار خشونت آمیز، خود را از شما بیشتر دور می کند. 

۱۷- از کودک پرخاشگر بخواهید الگوی مطلوبی برای خود بیابد و فهرستی از رفتارهای الگو را در کوتاه مدت اجرا نماید. 

۱۸- با کودک قرارداد رفتاری ببندید تا برای رفتارهای مطلوبش جایزه دریافت کند و نتیجه اعمال نامطلوبش را ببیند.

 

الگوهای پرخاشگری در کودکان 

همه جوامع باید راه هایی را بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن به هم آسیب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه ای کنترل می کنند ولی از لحاظ ارزشی که برای آن قایلند و میزان محدود کردن آن ، با هم فرق دارند.

 برای مثال، در میان قبایل سرخپوست آمریکایی، کومانچی ها و آپانچی ها کودکانشان را جنگجو بار می آورند و حال آنکه هوپیها وزونی ها به فرزندانشان صلح جویی و رفتار غیر پرخاشگرانه می آموزند. اصولاً در فرهنگ آمریکای برای پرخاشگری و سرسختی ارزش قایلند. 

چرا فرزندم با خشونت رفتار می کند ؟ 

نوجوانان خشونت گرا  معمولاٌ قدرت کنترل رفتار خود را ندارند و ، رسوم و اخلاقیات جامعه ای را که در آن زندگی می کنند ، زیر پا می گذارند . تحقیقات نشان می دهد که پسران بیش از دختران در رفتارهای خشونت آمیز  و پرخاشگرانه خود از نیروی بدنی استفاده می کنند . اما دختران بیشتر متوسل به جدال های لفظی  می شوند . این گونه افراد معمولاً در میان گروه به عنوان افرادی گستاخ ، بی تربیت و بی رحم نسبت به اطرافیان و همسالان ، شناخته می شوند .

 

علل

۱- خشونت در قالب پرخاشگری فیزیکی یا لفظی  ممکن است ناشی از ناکامی های اساسی باشد یا به دلیل وجود مدل های پرخاشگرانه در محیط زندگی ( خانه یا مدرسه )  نوجوان ایجاد شود . 

۲- نوجوانان خشن معمولاٌ والدینی پرخاشگر دارند که روش های تربیتی آنها بیشتر مبتنی بر سخت گیری ، خشونت و تنبیه  بدنی است . 

۳- عامل وراثت هم می تواند در رفتار خشن یک نوجوان نقش داشته باشد که بیشتر رفتاری اکتسابی و آموخته شده است . تحقیقات  نشان می دهد که در اغلب مواقع ، تربیت های کارآمد و قوی می تواند آثار وراثت را تحت پوشش خود قرار دهد . 

۴- نوجوانی که پرتوقع و نازپرورده  بار آمده است و انتظار دارد که همگان به خواست های او احترام بگذارند ، هنگام برآورده نشدن انتظاراتش ، عصبانی می شود و ، به خشونت و پرخاشگری متوسل می گردد .

۵– نابسامانی های خانواده می تواند از عوامل دیگر ایجاد خشونت در قالب پرخاشگری باشد. مانند غیبت های طولانی پدر یا مادر ،  درگیری و اختلاف ،  جدایی و متارکه و محیط های زندگی دور از تفاهم و مسالمت .

 

پیشگیری و درمان

۱- در دوران بلوغ که بحران روحی و عاطفی نوجوان را در بر می گیرد ، بهترین راه برای پیشگیری از خشونت ، مسامحه و سازگاری است. اغماض ، گذشت و نادیده گرفتن رفتارهای  او همراه  با آرامش ،  در اغلب  مواقع از استمرار و پیشروی خشونت در قالب پرخاشگری های فیزیکی  و لفظی جلوگیری می کند . 

۲- راهنمایی و مشاوره با دانش آموز در خصوص عواقب خشونت و آثار اجتماعی آن و همچنین مشاوره با خانواده دانش آموز درباره کاهش رفتارهایی که منجر به خشونت نوجوان می شود ، بسیار مؤثر خواهد بود.

۳- ایجاد زمینه ی فعالیت های مؤثر در خانه و مدرسه برای اشتغال بیشتر نوجوان و تخلیه انرژی های  جسمی و روانی او در کاهش خشونت  و رفتارهای پرخاشگرانه بسیار  تأثیرگذار است . 

۴- خودداری مدرسه از به کاربردن روش های انضباطی غلط و ایجاد فضای صمیمی تر میان معلمان و دانش آموزانِ نوجوانِ خشونت گرا ،  به کاهش رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه می انجامد .

 کودکان و خشونت در تلویزیون 

تلویزیون می تواند عامل مؤثری در رشد و تحول سیستمهای ارزشی ، و شکل دهنده رفتار باشد ؛ ولی متأسفانه بسیاری از برنامه های تلویزیون مروّج خشونت هستند. با تحقیق در مورد تأثیر برنامه های خشونت آمیز تلویزیون بر کودکان و نوجوانان ، معلوم شده است که آنها :

 ۱-  ترس از خشونت ندارند؛ 

۲-   به تدریج می پذیرند که خشونت راهی برای حل مشکل است ؛ 

۳-   به تقلید خشونت می پردازند؛ 

۴-   ناخودآگاه با شخصیت های خاصی چه قربانیان و چه قربانی کنندگان همانند سازی می کنند. لازم به ذکر است که همانند سازی ، ناآگاهانه و بسیار خطرناک است ولی الگو برداری آگاهانه است . 

مشاهده خشونت در برنامه های تلویزیونی باعث پرخاشگری در کودکان می شود. گاهی اوقات حتی دیدن یک برنامه خشونت آمیز می تواند پرخاشگری را افزایش دهد. کودکانی که مکرراً نمایشهایی پر از خشونت را تماشا می کنند و ازاین کار منع هم نمی شوند، به احتمال زیاد ، به تقلید آنچه می بینند می پردازند. 

اثر خشونت تلویزیونی ممکن است فوراً در رفتار یا گفتار کودک نمودار شود و یا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلویزیونی تنها علت پرخاشگری یا رفتار خشونت آمیز نیست ولی از عوامل مهم تلقی می شود.والدین می توانند با استفاده از راههای پیشنهاد شده ی زیر کودکان خود را از خشونت مفرط تلویزیونی محافظت کنند. 

۱- به برنامه هایی که کودکان می بینند توجه کنید و بعضی از آنها را همراه کودک خود ببینید. چنانچه کودک خود را به هنگام تماشای برنامه های خاص تلویزیونی همراهی کنید ، می توانید سؤالهای او را بهتر برایش توضیح دهید و جلوی کج فهمی او را بگیرید. 

۲- زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. توجه داشته باشید که تلویزیون را نباید دراتاق خواب بچه ها قرار دهید. با این عمل خود باعث می شوید که کودک با اثرات منفی برنامه های خشونت آمیز تلویزیونی ، به خواب نرود ؛ همچنین نظم ساعت خواب و بیداری او مختل نمی شود. 

۳- به کودکان خود تذکر بدهید که اگر چه هنرپیشه حقیقتاً مجروح نشده یا به قتل نرسیده است ، لکن این گونه خشونتها در دنیای واقعی یا بسیار دردناک است یا منجر به مرگ می شود.

 ۴- هنگامی که برنامه های خشونت آمیز پخش می شود، یا کانال را عوض کنید یا تلویزیون را خاموش کنید. توضیح دهید که مشکل آن برنامه چیست و به گونه ای با منطق درخور فهم کودک ، آسیب و ضرر موجود در آن برنامه را توضیح دهید تا میل کودک یا اصرار او برای تماشای این گونه برنامه ها کاهش یابد. 

۵- در حضور بچه ها صحنه های خشونت آمیز را تأیید نکنید و بگویید که بدترین شیوه برای حل یک مشکل، روش خشونت آمیز است. 

۶- تأثیر همسن و سالان و دوستان و همکلاسی ها باید به حداقل برسد. به این منظور با والدین بچه های دیگر تماس بگیرید و در مورد نوع برنامه ها ی تلویزیون و مدت زمان مناسب برای تماشای تلویزیون توافق کنید. 

والد ین با استفاده از این روشها می توانند اثر مخرب تلویزیون را در دیگر حیطه های زندگی از قبیل شکل گیری ها و قالب پذیری های جنسیتی یا نژادی پیشگیری کنند. مدت تماشای تلویزیون توسط کودکان ، جدا ازمحتوای آن باید کم شود چون کودکان را از پرداختن به فعالیت های مفید دیگر از قبیل مطالعه، بازی  با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز می دارد. 

اگر والدین در امر محدود کردن کودکان خود مشکل دارند یا نگرانی هایی در باب چگونگی رفتار خود در مقابل واکنش های کودک نسبت به برنامه های تلویزیونی دارند، می بایست با یک روان شناس کودک و نوجوان مشاوره کنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.

 

بازی‌های خشن موجب پرخاشگری کودکان می‌شود 

تحقیقات انجام شده بر روی کودکان و نوجوانان حاکی از آن است که بازی‌های ویدیویی خشن، پرخاشگری در کودکان را افزایش می‌دهد. 

تحقیقات انجام شده حاکی از آن است انجام بازی‌های کامپیوتری و ویدویی خشونت آمیز، پرخاشگری در کودکان و نوجوانان را افزایش می‌دهد.

این تحقیقات به مدت ۲۰ سال بر روی کودکان و نوجوانان انجام شده است. آزمایشاتی که بعد از انجام بازی های خشونت آمیز بر روی کودکان انجام شده است نشان می‌دهد که این افراد بعد از بازی حرکات پرخاشگری از خود نشان می‌دهند.

معلمان ۶۰۰ دانش‌اموز ۱۳ تا ۱۵ سال می‌گویند: دانش‌آموزانی که وقت بیشتری را برای بازی‌های خشونت آمیز صرف می‌کنند بیشتر از دانش‌آموزان دیگر حالت‌های خصمانه در بحث‌ها به خود می‌گیرند.

این نتایج در گردهمایی سالانه انجمن


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 22 تير 1391برچسب:, ] [ 9:30 ] [ عليرضا ]

ADHD بيش فعالي چيست ؟

بيش فعالياز شیطنت تا بیش فعالی
اختلال كم توجهي- بيش فعالي  در كودكان (Hyperactive)

انواع بیش‌فعالی

 

تعريف :

ADHDاختلالي است که در آن پرتحرکي ، بي توجهي و رفتارهاي ناگهاني بيشتر و شديدتر از کودکان ديگر وجود دارد . 3 تا 5 درصد کودکان به اين اختلال مبتلا هستند و در پسرها شايع تر است . ممکن است در بعضي بيشتر علائم پرتحرکي و رفتارهاي ناگهاني و در گروهي علائم بي توجهي بيشتر ديده شود . علائم اين بيماري قبل از 7 سالگي شروع مي شود ولي اغلب در دوران مدرسه مشکلات جدي ايجاد مي گردد .

علت :
اين بيماري سالهاست که شناخته شده و وعوامل متعددي در ايجاد آن نقش دارند . به نظر مي رسد علت آن بيشتر قص در تکامل سيستم اعصاب باشد . کودکان مبتلا احتمالاً در قسمت هايي از مغز که مسئول توجه ، تمرکز و تنظيم فعاليت هاي حرکتي مي باشد دچار نقص جزئي هستند . توارث و ژنتيک در اين اختلال نقش دارد . همچنين در بعضي موارد در جريان حاملگي يا زايمان يا پس از آن صدمات جزئي به ساختمان مغز وارد مي شود که مي تواند باعث اين مشکل گردد .
علائم :
مشکل اصلي کودکان عدم توانايي آنها در حفظ و تنظيم رفتارشان است ، در نتيجه اغلب نمي توانند رفتار مناسبي که لحظه به لحظه با شرايط محيط هماهنگ باشد نشان دهند . خوابيدن و غذاخوردن آنها منظم نيست به نظر ميرسد در همه چيز دخالت مي کنند و مراقبت دائمي نياز دارند . از نظر هيجاني ثبات ندارند ، بطور ناگهاني مي خندند يا گريه مي کنند و رفتارشان غيرقابل پيش بيني يا ارزيابي است . سريع از کوره در مي روند و نمي توانند پيامدهاي رفتارشان را پيش بيني يا ارزيابي نمايند . در فعاليت هاي خطرناک شرکت مي کنند و احتمال صدمه ديدن آنها زياد است . قبل از فکر کردن عمل مي کنند ، قبل از پايان سئوال جواب مي دهند ، اشياء را پرتاب مي کنند و ناخواسته به ديگران صدمه مي زنند ، پرفعاليت و پرتحرک هستند ، هرلحظه در حال رفتن هستند ، انگار موتوري درون بدن آنهاست که آنها را به حرکت دائمي مجبور مي کند ، نمي توانند آرام بنشينند و بي قرار هستند .
اختلال تمرکز در اين کودکان در کارهايي که فعاليت دائم و جدي مغزي را لازم دارد مشهودتر است . آنها ممکن است در تماشاي تلويزيون ، بازي با کامپيوتر و فعاليتهاي لذت بخش با کودکان ديگر تفاوتي نداشته باشند ولي در کارهايي که فعاليت مداوم مغزي و تمرکز لازم دارد ( انجام تکاليف درسي ) تفاوت آنها با کودکان ديگر نمايان مي شود . به نظر مي رسد مغز آنها اطلاعات محيطي را بيش از حد لازم مي گيرد ، يعني در انتخاب توجه به اطلاعات ضروري و بي توجهي و حذف اطلاعات غيرضروري ضعف دارند . رعايت قوانين منزل و مدرسه براي آنان مشکل است و براي پيروي از قوانين توجه بيشتري لازم دارند . در انجام تکاليف مدرسه ، تمرکز روي درس ، رعايت قوانين مدرسه و داشتن روابط اجتماعي مناسب با همکلاسي ها مشکل دارند . براي رسيدن به اهداف درازمدت برنامه ريزي نمي کنند.
عوارض
رفتار کودکان روي عملکرد آنها در خانواده ، اجتماع مردم و مدرسه تأثير سوء مي گذارد و باعث واکنش هاي منفي اطرافيان ، خانواده ، کادر مدرسه و همسالان مي شود . اين رفتارها مشکلات جدي در مدرسه و اجتماع ايجاد مي کند و باعث کاهش اعتمادبه نفس و احساس بي کفايتي در اين کودکان مي گردد . ممکن است آنها از مدرسه و اجتماع متنفر گردند . کودکان طبيعي به خاطر رفتارهاي مناسب و موفقيت هاي تحصيلي و اجتماعي زمينه زيادي براي تشويق شدن دارند و همين تشويق ها موجب پرورش اعتماد به نفس و عزت نفس در آنها مي شود ولي کودکان دچار ADHD کمتر به اين موفقيت ها دسترسي پيدا مي کنند . کودکان ADHD ممکن است به صورت ثانويه دچار اختلالات ارتباطي ، مشکلات تحصيلي ، اضطراب افسردگي و بزهکاري شوند .
سير :
سير ADHD متنوع است . بهبودي در صورت وقوع معمولاً بين 12 تا 20 سالگي رخ ميدهد و بهبودي قبل از 12 سالگي نادر است . گاهي علائم در بلوغ بهبود يافته و گاهي نيز تا بزرگسالي ادامه مي يابد .
با افزايش سن پرتحرکي کمتر شده ولي اختلال تمرکز و رفتارهاي ناگهاني مي تواند باقي بماند . در 15 تا 20 درصد موارد علائم همراه با افزايش سن ادامه مي يابد . بدون درمان تنها يک سوم تا نصف کودکان دچار ADHD مي توانند با علائم خود در زندگي سازگار و منطبق باشند و بقيه مستعد بروز مشکلات ثانويه خواهند بود .

درمان :
درمان هايي که براي کودکان ADHD به کار ميرود مي تواند به چهار گروه تقسيم گردد :
آموزش والدين
آموزش آموزگاران
استفاده از کلاسهاي مخصوص
درمان دارويي و درمان هاي روان شناختي
آموزش والدين و معلمين بخش مهمي از درمان را تشکيل مي دهد و شامل دو بخش است ؛
آموزش براي شناخت بيماري
آموزش براي بکارگيري روش هاي درماني
والدين بايد اين بيماري را به عنوان يک نقص خفيف در مراحل اوليه رشد مغز دانسته و به کودک خود به ديد کودکي تنبل ، نافرمان ، شرور و فضول که اگر بخواهد مي تواند رفتاري طبيعي داشته باشد نگاه نکنند ، بلکه او را کودکي بدانند که تلاش مي کند با ناتواني خود که خارج از کنترلش است ، کنار بيايد .


والدين بايد راههاي ديگري براي تشويق ، تقويت اعتماد به نفس و ايجاد احساس موفقيت در کودکشان بيابند . فعاليت ورزشي ، هنري ، فني ، اجتماعي مي تواند فرصت هايي براي نمايان کردن توانائي هاي اين کودکان ايجاد نمايد . اين فعاليت ها بالطبع تشويق بيشتري به دنبال داشته و مي تواند آثار منفي حاصل از تجربه هاي بد قبلي ( شکست ها ، طرد شدگي ، تنبيه ها و ... ) را بکاهد و جايگزين آن گردد . البته والدين نبايد تصور کنند که کودکانشان به دليل اين ناراحتي مسئول اعمال نامطلوب و خلاف خود نيستند ، بلکه کودک مي بايد اينگونه رفتارها را جبران کند .
براي اينکه کودکان قوانين را بياموزند و از آن پيروي نمايند لازم است قوانين را براي آنها واضح تر ، در فواصل کمتر و دفعات بيشتر بيان کنيم و سيستم تشويق و تنبيه قوي تري را با آن همراه نماييم .
برخورد مناسب با کودکان دچار ADHD به زمان ، پشتکار ، کوشش ، مداومت و همکاري و هماهنگي زيادي نياز دارد و به همين دليل مربيان و والدين بايد همواره روحيه اي با نشاط ، شاداب ، طنزپرداز و شوخ طبع را در خود حفظ نمايند .
اين اختلال در بر گيرنده كودكاني است كه از دستورها اطاعت نمي كنند ، از لحاظ هيجاني تحريك پذير و خشن هستند ، پيوسته از يك فعاليت به كار ديگري مي پردازند بدون اينكه هيچ يك را به سر انجام برسانند ، تمركز و توجه در كارها و يا فعاليتها و بازيها در اين كودكان پايدار نيست ، اغلب به نظر مي رسد كه حواسشان جاي ديگري است و يا گوش نمي  دهند و اينطور به نظر مي رسد كه آنچه را كه گفته شده است نشنيده اند ، اكثر اين كودكان بد اخلاق ، ستيزه جو ،  نافرمان و پرخاشگر هستند و با كودكان ديگر ميانه خوبي ندارند و به طور كلي لجوج ، رياست طلب و بي انضباط هستند ، رفتارهاي غير قابل پيش بيني انجام مي دهند ، مرتب در حرف ديگران مي پرند ، اشيا را از ديگران مي قاپند و به چيزهايي دست مي زنند كه اجازه  آن را ندارند .

بیش‌فعالی به حالتی دلالت می‌کند که در آن کودک به نحوی مفرط و بیش از اندازه فعال و پرجنب‌ و جوش است. تحرک زیاد این کودکان نه تنها خود آنها را بلکه اطرافیان ، همکلاس‌ها ، اولیای مدرسه را دچار مشکل می‌کند. از آن جایی که در میان درصد بالایی از معتادین و افرادی که ترک تحصیل کرده‌اند علایم بیش فعالی در کودکی قابل مشاهده است.

از طرفی کودکان بیش فعال در معرض خطر بالایی از اختلال سلوک ، شخصیت ضد اجتماعی و سوء مصرف مواد مخدر قرار دارند لذا آگاهی همگان بویژه والدین و معلمان در این حالات از اهمیت بسزایی برخوردار است. نقص در تمرکز یا اختلال بیش‌فعالی (ADHD) شرایطی را برای کودک ایجاد می‌کند که نتواند آرام و بدون حرکت بنشیند، رفتارش را کنترل کرده و توجه خود را به یک موضوع خاص معطوف کند.
 
 اين كودكان وقتي كه بزرگتر مي شوند در كارهاي گروهي مشكل دارند و در مدرسه نمي توانند يكجا آرام بگيرند به طور مكرر از جاي خود بلند مي شوند و يا از ميز آويزان مي شوند. بيش فعالي ممكن است به صورت بر قراري ، ناآرامي در جاي خود ، دويدن ، جهيدن و بالا و پايين پريدن در موقعيتهاي نامربوط ، ناتواني در ساكت ماندن و يا بيش از حد حرف زدن نيز نمود مي يابد.                                  
 
اين كودكان معمولا در نوباوگي علائمي از خود نشان مي دهند مانند : خواب كم و گريه زياد دارند ، به نور و صدا و حرارت و ساير تغييرات محيطي به سرعت به گونه اي غير عادي پاسخ مي دهند ، مرتب در حال جلو و عقب كردن خودشان هستند ، معمولا در آغوش مادر آرام نمي گيرند و جيغ مي زنند و لگد مي اندازند و حتي در گرفتن پستان مادر هم مشكل دارنددر اين نوع اختلال ممكن است بر اثر بالا رفتن سن كودك ،  مسئله خود به خود حل شود اما اين كودكان اگر به حال خود گذاشته شوند در بزرگسالي رفتارهاي ضد اجتماعي از خود نشان مي دهند.
 
اكثر اين كودكان از هوش بالا برخوردارند و كارهايي كه انجام مي دهند غير مترقبه و ناگهاني است و خطر را احساس نمي كنند.                    
به طور كلي مي توان گفت الگوي پايدار اين اختلال كمبود تمركز و توجه ، بيش فعالي و پرخاشگري است ، البته بايد اين خصوصيات حداقل به مدت شش ماه در كودك ثابت باشد تا بتوانيم بگوييم كه كودك دچار اين اختلال شده است. 
 
علل ايجاد اين اختلال هنوز به طور قطعي ناشناخته است ، عوامل متعددي از قبيل وراثت ، مشكلات و مسائل در هنگام تولد ، عوامل عصب شناختي ، حساسيت غذايي و متغيرهاي محيطي مطرح شده است اما هيچ يك تاييد و يا رد نشده اند. پژوهشها حاكي از آن است كه پسران بيشتر از دختران به اين اختلال مبتلا مي شوند.  
   در درمان اين كودكان روشهاي  رفتار درماني  به همراه رژيم غذايي خاص و داروهايي كه پزشك براي درمان اين اختلال تجويز مي كند بهترين نتايج را در كنترل علائم دارد.            
والدين چنين كودكاني بايد با مراجعه به  روانپزشك و يا روانشناس با شكيبايي و ثبات قدم در اين مسير به فرزندشان كمك كنند.

شیوع بیش فعالی
از هر 100 کودک 5 کودک می‌توانند مبتلا به ADHA باشند. پسران 3 برابر بیش از دختران در معرض ابتلا قرار دارند. اغلب این مشکلات قبل از 7 سالگی آغاز می‌شوند و ممکن است والدین تا وقتی که فرزندشان بزرگتر نشده متوجه مشکل او نگردند. پزشکان نمی‌دانند که چه چیزی باعث بروز ADHD می‌گردد ولی مطالعات بر روی مغز انسان‌ها را به فهم علل اجتماعی ADHD نزدیکتر کرده است.

پزشکان معتقدند افراد مبتلا به ADHD فاقد میزان کافی از مواد شیمیایی خاص به نام میانجی‌های عصبی در مغز هستند. این مواد شیمیایی به مغز در کنترل کردن رفتار کمک می‌کند. والدین و آموزگاران باعث ایجاد ADHD در کودک نمی‌شوند ، بلکه آنها می‌توانند در فعالیت‌های کودک به وی کمک کنند.
علایم ADHD
• مشکل در توجه
• فعالیت بیش از اندازه (بیش‌فعالی)
• انجام عمل قبل از فکر کردن به آن (حرکات تکانشی)

بيش فعالي


انواع بیش‌فعالی
نوع بی‌دقت و بدون توجه

در این نوع در فرد نمی تواند روی تکلیفی که به او می‌دهند و یا یک فعالیت خاص تمرکز داشته باشد. اکثر کودکان دچار ADHD در دقت و توجه کردن دچار مشکل هستند. این دسته از افراد غالبا:
• توجه زیادی به جزئیات ندارند.
• بر بازی‌ها و کارهای مدرسه نمی‌توانند تمرکز داشته باشند.
• کارهای مدرسه و فعالیت‌های روزانه خود را در منزل تا آخر دنبال نمی‌کنند و آنها را به پایان نمی‌رسانند.
• ‌نمی‌توانند یک وظیفه یا تکلیف را تمام و کمال انجام دهند.
• اسباب بازی‌ها ، کتاب‌ها و وسایلشان را اغلب گم می‌کنند.
نوع تکانشی - بیش‌فعالی
در این نوع از اختلال فرد بسیار فعال است. و بدون فکر اقدام به فعالیت و انجام کار می‌کند. فعالیت بیش از حد معمول ، قابل مشاهده‌ترین مشخصه اختلال ADHD است. کودک بیش‌فعال همیشه در حال انجام کاری می‌باشد. ممکن است سطح بیش‌فعالی با افزایش سن کاهش یابد. این کودکان قبلا از این که راجع به عملی فکر کنند آن را انجام می‌دهند.

برای مثال این کودکان ممکن است بطور ناگهانی وسط خیابان شروع به دویدن کنند و از یک سمت به سمت دیگر خیابان بدون نگاه کردن حرکت کنند و یا این که از درخت بلندی شروع به بالا رفتن کنند. ممکن است آن ها موقعیت‌های خطرناک شگفت زده شوند. گاهی هم هیچ ایده و فکری برای خارج شدن از این وضعیت ندارند. غالبا ، فعالیت‌های تکانشی و بیش‌فعالی با هم همواره هستند.

مشخصه کودکانی که این اختلال را با هم دارند بدین گونه است:
• بی‌قراری و ناآرامی
• ‌دویدن مداوم از سویی به سوی دیگر و یا بالا رفتن از چیزی
• پایین آمدن از صندلی وقتی که اجازه این کار را ندارند.
• عدم توانایی در بی‌سر و صدا بازی کردن
• بیش از حد صحبت کردن
• پاسخ‌دادن ناگهانی و بدون فکر به پرسشی که هنوز تمام نشده است.
• عدم توانایی در صبر کردن برای نوبت خود
• بدون اجازه وسط بازی دیگران پریدن
• وسط صحبت دیگران پریدن


نوع ترکیبی
در این نوع اختلال فرد بسیار فعال است و بدون فکر اقدام به فعالیت و انجام کار می‌نماید. کودکان با این نوع اختلال نشانه‌هایی از هر دو نوع قبل را که متذکر شویم دارا هستند. آنها در توجه‌کردن، بیش‌فعال بودن و کنترل تکانش‌های خود دچار مشکل هستند. البته گاهی تمام کودکان بی‌توجه هستند و یا اینکه بیش از حد فعالیت می‌کنند و حرکات تکانشی دارند.

اما در کودکان دچار ADHD این حرکات همیشگی هستند نه استثنایی این رفتارها برای کودک در خانه ، مدرسه و با دوستان مشکلات حقیقی ایجاد می‌کنند در نتیجه اکثر کودکان دچار این اختلال ، احساس افسردگی ، اضطراب و عدم اطمینان به خود را دارند. این احساسات جزء نشانه‌های ADHD محسوب نمی‌شوند و در اثر مشکلات مکرر در خانه و مدرسه در کودک ایجاد می‌شوند.


چطور می‌توان فهمید کودکی مبتلا به ADHD است؟
وقتی علایم ADHD در کودکی مشاهده شود باید توسط یک متخصص ماهر مورد ارزیابی قرار گیرد. این فرد می‌تواند از کارکنان مدرسه باشد و یا این که در مطب خصوصی مشغول بکار باشد. تنها راه حصول اطمینان ، ارزیابی کامل توسط متخصص می‌باشد. باید در اینجا به دو نکته توجه داشت:
• نباید نظر دیگران را دال بر این که کودکی ADHD است به آسانی پذیرفت.
• این نکته حائز اهمیت است که کودک همراه با ADHD ناتوانایی‌های دیگران را نیز دارد.


درمان
درمان سریع برای ADHD وجود ندارد اما علایم آن قابل کنترل هستند. والدین و آموزگاران باید به نکات زیر توجه داشته باشند.
• در مورد این اختلال اطلاعات بیشتری کسب کنند.
• برنامه تعلیم و تربیتی خاصی را متناسب با نیازهای کودک ایجاد و طرح‌ریزی نمایند.
• ایجاد طرح دارو درمانی ، درصورتی که والدین و پزشک احساس کنند که کودک به دارو درمانی نیاز دارد.


راهنمایی‌هایی برای والدین
• وقتی که فرزندتان کارش را خوب انجام می‌دهد به اول پاداش دهید. در فرزند خود توانایی ایجاد کنید و نیز با او در مورد استعدادهایش صحبت کنید و او را به بکارگیری توانایی‌هایش تشویق و ترغیب کنید.
• با فرزند خود کاملا واضح و روشن صحبت کنید. برای این کار با پشتکار ، مصر و مثبت باشید و خواسته‌های خود را کاملا برای فرزند خود روشن سازید. به فرزند خود بگویید چه کارهایی را باید انجام دهد نه این که فقط ، آنچه را نباید انجام دهد به او گوشزد کنید.
• شیوه‌هایی را برای کنترل رفتار فرزند خود یاد بگیرید این برنامه‌ها عبارتند از: ایجاد جدول برای فعالیت‌های فرزندتان ، داشتن برنامه برای پاداش ، نادیده گرفتن رفتارهای نامطلوب ، پیامدهای عادی و غیر طبیعی نتایج و پیامدهای منطقی.
• با مدرسه فرزندتان تماس داشته باشید و برنامه تعلیم و تربیت خاص نیازهای فرزندتان را برای او تنظیم کنید. هر دوی شما (والدین و معلم) بایستی نمونه‌ای از این برنامه را داشته باشید.
• با معلم در تماس باشید و به او بگویید فرزند شما در خانه چه عملکردی دارد و از او بپرسید که در مدرسه چه می‌کند و آنها را حمایت کنید.


راهنمایی‌هایی برای آموزگاران
باید بدانید که چه موارد خاصی برای دانش آموزان دشوار هستند. برای مثال ممکن است که دانش آموز ADHD در شروع یک کار دچار مشکل باشد در حالی که دانش آموزان دیگر در پایان‌دادن به یک عمل و شروع عمل بعدی شکل داشته باشند. بنابراین هر یک از این دانش آموزان نیاز به کمک‌های متفاوتی دارند.
• به دانش آموزان نشان دهید چگونه از کتاب تکلیف و برنامه‌های روزانه استفاده کنند. همچنین مهارت‌ها و روش‌های یادگیری را به آنها آموزش دهید و آنها را به شکل منظم تقویت (پاداش) کنید.
• به دانش آموزان در فعالیت‌های بدنی‌شان کمک کنید. (برای مثال) به آنها اجازه دهید تا کاری را ایستاده پای تخته سیاه انجام دهند). در بین برنامه‌ها به آنها استراحت دهید.
• با والدین و دانش آموزان هر دو با هم برای نو آوری و اجرای یک برنامه تعلیم و تربیتی متناسب بمنظور نیل به نیازهای دانش آموزان به فعالیت و همکاری بپردازید.
• انتظارات بالا از دانش آموزان داشته باشید اما سعی کنید راه‌های جدیدی را برای انجام کارها امتحان کنید صبور باشید و شانس دانش آموزان را برای کسب موفقیت بالا ببرید.

برطبق چهارمين نشر راهنماي تشخيصي و اماري اختلالات رواني انجمن روانپزشکي امريکا در سال , 1994 اختلال نقص توجه/ بيش فعالي , مجموعه علايمي است با محدوديت ميدان توجه که با سطح رشد فرد ناهماهنگ است و به ضعف تمرکز , رفتار ناگهاني و بيش فعالي منجر مي شود. به عبارت ديگر , مشخصه اصلي اين اختلال , وجود الگوي پايدار فقدان توجه و يا بيش فعالي تکانشگري است که در مقايسه با افرادي که در همان سطح از رشد قرار دارند, شديدتر است . علائم اختلال , دست کم بايد در دو موقعيت ( نظير مدرسه, خانه و محيط کار) بروز يابد و در  عملکرد اجتماعي و تحصيلي فرد اشکال ايجاد کند . کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بيش فعالي , عالبا از خود تحريک پذيري انفجارگونه اي نشان مي دهند. ايشان از نظر هيجاني بي ثبات اند و خلق و خو و عملکرد ايشان متغير و غير منتظره است.
مهار  گسيختگي و حالت تکانشي اين کودکان , در انها رفتارهاي ضد اجتماعي را دامن مي زند و نيز در برخي از انها اشکال در توجه و تمرکز منجر به اختلالاتي در يادگيري ايشان مي شود. اين کودکان غالبا به دليل ناکامي ها و عدم موفقيت در مدرسه و در ارتباط با  همسالان و خانواده خود به مشکلات عاطفي دچارند.
مهار گسيختگي و حالت تکانشي اين کودکان, در  انها رفتارهاي ضد اجتماعي را دامن مي زند و نيز در برخي از انها اشکال در توجه و تمرکز منجر به اختلالاتي در يادگيري ايشان مي شود. اين کودکان غالبا به دليل ناکامي ها و عدم موفقيت در مدرسه و در ارتباط با همسالان و خانواده خود به مشکلات عاطفي دچارند.
عدم اگاهي والدين و مربيان باعث شده است که حتي علي رغم برخورداري از هوشبهر طبيعي , گاه بر فرستادن اين کودکان به مدارس استثنائي اصرار ورزند.
از لحاظ سبب شناسي, به نظر مي رسد اين اختلال , برايند تاثير متقابل چند عامل اسيب زا باشد.
عوامل آسيب زاي  چندي که در اين خصوص مطرح شده اند عبارتند از :
1- عوامل نوروبيولوژيک , اسيب مغزي , درنگ تکاملي , نقص کار در دستگاه عصبي .
2- رژيم غذايي .
3- متغير هاي مربوط به محيط زيست نظير ميزان سرب در هوا.
4- عوامل رواني - اجتماعي نظير محروميت هيجاني به مدت طولاني , حوادث استرس اميز و اختلال در روابط خانوادگي.
3 تا5  درصد کودکان , مبتلا به ADHD  هستند که در اين ميان پسرها سه برابر بيشتر از دختر ها مبتلا مي شوند.


دانش اموزان با اختلال نارسايي توجه / بيش فعالي در کلاس درس
ويژگي هاي اوليه ي اين اختلال از سالهاي اوليه رشد يعني قبل از ورود به مدرسه شروع مي شود. سه ويژگي اصلي اين اختلال را مي توان از اين قرار دانست.
1 ) نارسايي توجه
به اعتقاد سيفرو الن نارسايي توجه بزرگترين مشکل اين کودکان است. والدين و معلمان شکايت مي کنند که اين کودکان يا دانش اموزان به حرف انها گوش نمي کنند ,تمرکز حواس ندارند, کارها را تمام نمي کنند, به راحتي دچار حواس پرتي مي شوند و به همين دليل از پيشرفت تحصيلي خوبي برخوردار نيستند.
بطور کلي اين دانش اموزان در کلاس درس اين ويژگي ها را از خود نشان مي دهند:
1- بسيار در رويا فرو مي روند و به اصطلاح غرق رويا مي شوند.
2- بسيار در خود فرو ميروند وذهني مشغول دارند, سردرگم و گيج هستند.
3- از انگيزه کافي برخوردار نيستند.
4- به نظر تنبل و کند هستند.
5- انگار خيره مي شوند.
کودکان با اختلال نارسايي توجه / بيش فعالي معمولا قبل از مدرسه کمتر شناسايي مي شوند و بيشتر وقتي به مدرسه و محيط اموزشي وارد مي   شوند مورد توجه قرار مي گيرند.
2 ) بيش فعال
بيش فعالي يا فزون جنبشي , فعاليت زياد يا فعاليت در شرايط نامناسب است. اگر نارسايي توجه را جدي ترين مشکل اين دانش اموزان به حساب بياوريم, بيش فعالي اشکارترين انها به ويژه در پسران است. اين دانش اموزان به طور دايم در حال بي قراري و ناارامي هستند, جنب و جوش دارند, وول مي خورند, صندلي خود را ترک مي کنند , جايي که بايد بنشينند راه مي افتند, انگار خستگي ندارند, خيلي پرانرژي به نظر مي رسند و حتي زياد حرف مي زنند, جنب و جوش بيش از اندازه باعث مي شود که دانش اموز نتواند به رويدادهاي مهم اطرافش توجه کند و در نتيجه در توجه پايدار و انتخابي مشکل پيدا مي کند.
هرکسي که بيش از اندازه فعال يا بي توجه و داراي رفتارهاي تکانشي باشد , اختلال نارسايي توجه/ بيش فعالي ندارد.
براي ارزيابي اينکه ايا فردي اختلال نارسايي توجه/ بيش فعالي دارد يا خير؟
متخصصان به چندين سوال اساسي توجه مي کنند:
ايا اين رفتارها فراوان هستند؟
ايا طولاني مدت هستند؟
اگر اينطور است ايا انها بيش از ديگر همسالانشان ان را انجام مي دهند؟
ايا اين مشکلات انها مداوم است يا در پاسخ به يک موقعيت خاص ايجاد مي شود؟
ايا اين رفتارها در چندين جلسه اتفاق مي افتد يا اينکه در يک  مکان ويژه مثل زمين ورزش يا اداره اتفاق مي افتد؟
الگوي رفتاري شخص با يک سري معيارها و ويژگي هاي  اختلال مقايسه مي شود که اين معيارها در کتاب مرجع DMS  وجود دارند. براساس DMS علايم عدم توجه عبارت اند از:
توسط نور و صداهاي نامربوط حواسشان به  اساني پرت مي شود.
نقص در توجه داشتن به جزييات و انجام اشتباهات مکرر بدون دقت کافي.
به ندرت قادرند به طور کامل و با دقت اموزش ها را دنبال کنند.
فراموش کردن و گم کردن چيزهايي مثل اسباب بازي , مداد, کتاب و وسايل مورد نياز .
3) تکانشگري
تکانشگري يعني انجام فوري کارها بدون انکه فرد بر روي انها فکر کند, پيامد انها را در نظر بگيرد و براي انها برنامه ريزي داشته باشد. براي همه افراد پيش  مي ايد که يک دفعه کاري بکنند يا حرفي بزنند و در واقع رفتار تکانشي نشان بدهند و اين  از نظر کيفي غير عادي نيست, بلکه تکانشگري اگر زياد تکرار شود غير عادي به شمار مي ايد. به همين دليل دانش اموزان با اختلال نارسايي توجه/ بيش فعالي معمولا تحمل کمي دارند, ناشکيبا و کم حوصله هستند و رعابت نوبت برايشان کار دشواري است. اين دانش اموزان منتظر نوبت نمي شوند و قبل از انکه سوال را کامل گوش کنند يا ان را کامل بخوانند شروع مي  کنند به  پاسخ دادن,  پاسخي که ممکن است نادرست از اب در ايد. اين ويژگي باعث مي شود که دانش اموز نتواند منتظر تمام شدن حرف يا بازي ديگران بشود و مرتب مزاحمت و وقفه ايجاد کند.
از سوي ديگر, دانش اموزان با اختلال نارسايي توجه/ بيش فعالي ممکن است داراي ناتواني يادگيري باشند. براساس پژوهش هاي انجام شده حدود يک سوم از دانش اموزان در يادگيري مشکل دارند.
نارسايي توجه در يادگيري  حساب و خواندن اختلال ايجاد ميکند. بيش از نيمي از دانش اموزان با اختلال نارسايي توجه/ بيش فعالي داراي ناتواني خواندن هستند و نسبت پسران به دختران 9 به 1 است. افزون براين,  اين دانش اموزان در حافظه ي کوتاه مدت و بلند مدت مشکل دارند و بخش قابل توجهي از اطلاعات شنيداري را از دست مي دهند.

 بيش فعالي

از شیطنت تا بیش فعالی


بسیاری از والدین از شیطنت‌ زیاد كودك خود شكایت دارند و برخی نیز معتقدند فرزند آنها بیش فعال است. اما بین بیش فعالی و شیطنت طبیعی كودكان فرق‌های بسیاری وجود دارد.
كودكان‌ بیش ‌فعال‌ بسیار پرتحرك‌اند و نمی‌‌توانند یكجا آرام‌ بنشینند. آنها اضافه‌ بر ناآرامی‌ بسیار زیاد، نوعی‌ اضطرار و اجبار برای‌ خرابكاری‌ نیز دارند. اختلالات یادگیری، مشكلات عصبی، عدم تشخیص دست راست و چپ از یكدیگر،‌ اضطراب، افسردگی و مشكلات اختلالات سلوكی و رفتاری از دیگر مشخصات این كودكان است. مهم‌ترین علائم و نشانه‌های این بیماری در كودكان،‌ فعالیت بیش از اندازه حركتی، عدم تمركز حواس و بروز حركات تكانه‌ای در فرد به معنی دست زدن به كاری بدون هیچ فكر و اندیشه قبلی است. كودكان‌ بیش ‌فعال‌ در مورد كارها و اشیایی‌ كه‌ به‌ طور طبیعی‌ باید در برابر آنها احساس‌ خطر كنند، خطری‌ احساس‌ نمی‌كنند. همچنین‌ گرایش‌ به‌ دروغگویی‌ در آنها بسیار بالاست‌ و اغلب‌ دروغ‌ می‌‌گویند. این كودكان اغلب، وسایل‌ خود را گم‌ می‌كنند و دچار فراموشكاری‌اند. همچنین به ‌طور افراطی‌ حرف‌ می‌‌زنند.
مشكل این كودكان در سنین دبستان بیشتر می‌شود زیرا نمی‌توانند روی فعالیت‌های درسی خود متمركز شوند و در كلاس به درس و حرف‌های معلم خود توجه كافی ندارد. آنان بدون دلیل از جای خود بلند شده و راه می‌روند و حتی باعث حواس‌پرتی سایر همكلاسی‌های خود می‌شوند. همین مساله موجب افت تحصیلی آنها می‌شود. این افت در سال‌های بعد كه درس‌ها سخت‌تر است و نیاز به تمركز بیشتری دارد، افزایش می‌یابد و حتی می‌تواند منجر به ترك تحصیل آنان شود.
این عارضه در پسر‌ان به نسبت ۴ تا ۸ برابر شایع‌تر از دختران است. این بیماری اغلب در پسران اول خانواده دیده می‌شود.
● علت چیست
روانپزشكان معتقدند مهم‌ترین علت این بیماری حوادث دوران بارداری یا حوادث حین زایمان است كه بر مغز نوزاد تاثیرات سوء می‌گذارد. وجود ویروس‌های حین تولد فرد در فصول خاص سال مثل فصل زمستان، اختلالا‌ت شیمیایی و فیزیولوژیك مغز و محرومیت عاطفی كودك از طرف والدین از دیگر علل بوجود آمدن این بیماری است.
● درمان
بهترین سن برای درمان بیماری بیش فعالی كودكان زیر سن ۵ سالگی است. در صورت تشخیص این بیماری قبل از سن دبستان با مصرف دارو علائم بیماری كاهش می‌یابد. اما دارو تنها قسمتی از درمان است. حمایت روحی روانی ‌خانواده از كودك بیش فعال در درمان او بسیار ضروری است و موجب می‌شود از شدت بیماری كاسته شده و كودك بتواند بر مشكلات خود فائق آید. پدر و مادر كودك بیش فعال هر چقدر آگاهی خود را در مورد بیماری فرزندشان افزایش دهند، بیشتر و بهتر می‌توانند به كودك خود كمك كنند.
رژیم غذایی این كودكان هم مهم است. غذاهای شیرین، غذاهای تند، شكلات و كافئین باعث‌ تحریك‌پذیری‌ این كودكان می‌شوند؛ پس به این كودكان نباید ‌كاكائو، شكلات، قهوه، نسكافه و نوشابه‌ داد.
خواب‌ شبانگاهی‌ این‌ كودكان‌ نیز بسیار مهم است؛ این كودكان باید شب‌ها زود به‌ رختخواب‌ بروند. والدین باید بكوشند تا انرژی‌ زیاد‌ این‌ كودكان‌ با بازی و ورزش‌ كردن، مصرف‌ شود.
در نهایت باید توجه داشت علاوه بر پیگیری درمان پزشكی، بردباری و صبر و استفاده از ابزارهای تشویقی به جای سرزنش و تنبیه، عامل اساسی در كنترل و بهبود كودك مبتلا به بیش فعالی است.

عوامل پنهان در تشدید بیش فعالی
از نگاه بعضی از والدین دیدن کودکی آراسته و زیبا که در حال بازی است و در همان حین اشعار کودکانه خود را می‏خواند یا اتومبیل‏های کوچک و رنگارنگش را در ردیفی منظم به جلو هدایت می‏کند، رویایی بیش نبوده و کاملا تصنعی است. به نظر آنان عصر کودکان طلایی به سر رسیده و زمان استیلای کودکان بیش فعال آغاز شده است. برخورد چنین والدینی با کودکان بیش فعال خود پیش از آن‏که ناشی از آگاهی‏های علمی باشد برگرفته از تجارب غیرحرفه‏ای و گاهی توام با باورهای غلط است. از این رو قصد نگارنده از نگارش و ترجمه چنین مقاله‏ای کاستن از ناتوانی خانواده دربرخورد با این کودکان و افزایش توجه آنان به درمان‏های مکمل است. درمان‏هایی که متاسفانه به دلیل ناشناخته بودن همواره مورد غفلت قرار گرفته و جایگاه خاص و واقعی خود را باز نیافته‏اند.
به نظر روانشناسان بیش فعال کودکی است با ویژگی‏های رفتاری خاص و متمایز. اما این به معنای ایجاد یک چارچوب سنی مشخص نیست. برخی از روانشناسان علائم بیش فعالی را در بزرگسالان نیز تعقیب کرده‏اند و سعی کرده‏اند تا سیر تکامل آن را در گروه‏های سنی مختلف نیز باز شناسند. به نظر آنان بزرگسالان نیز می‏توانند تجارب کودکان بیش فعال را درک کنند. تجاربی همچون تصمیم‏گیری‏های آنی، عبارات غیرمنطقی، انجام رفتارهای کلیشه‏ای نمونه‏ای مشابه از احساسات کودکان بیش فعال است که می‏توان بروز آن را در بزرگسالان نیز مشاهده کرد. در ضمن برخی از افراد الکلیک و بیماران مبتلا به مانیک نیز به نوعی تجارب حسی و ادراکی کودکان بیش فعال را دارا هستند. البته هدف از طرح نظرات فعلی صرفا آشناسازی والدین گرامی با احساسات یک کودک بیش فعال است، نه ایجاد یک نگرانی مضاعف در فضای خانواده. از این رو اجازه می‏خواهم برای ملموس‏تر کردن توضیحات ذکر شده از مثالی استفاده کنم تصور کنید جوانی در حال رانندگی و مشغول ویراژ دادن است. او شدیدا تحت تاثیر محرک‏های محیطی پیرامون خود قرار گرفته و از درک واقعیت فعلی که در آن قرار دارد ناتوان است. سرعت خودرو او آستانه حس و درک او را شدیدا محدود کرده و از عملکرد منطقی وی کاسته است. او صرفا به پیش می‏رود و مملو از هیجان است. بعد از لحظه‏ای کوتاه طبیعتا در محاسبه فاصله جانبی خود اشتباه کرده و به خودرو بغلی اصابت می‏کند. در یک لحظه سکوت و دقیقا درست زمانی که هر دو خودرو متوقف شده‏اند دو سوال اصلی مطرح می‏شود. نخست احساس راننده جوان در خصوص عملکردش و دوم ارزیابی راننده خسارت دیده از سلامت روانی فرد جوان. راننده جوان چه توجیحی برای رفتار خود دارد؟ آیا از ناگهانی و سریع بودن حوادث، ابراز تعجب نمی‏کند؟ چرا از تصادف، خود را سرزنش می‏کند؟ آیا راننده خسارت دیده توضیحات او را خواهد پذیرفت؟ از نظر روانشناسی شرایط ایجاد شده نوعی واکنش بیش فعالی و بسیاری از نشانه‏های این بیماری را دارا است. عدم کنترل بر احساسات و حرکات و عدم تطابق با شرایط موجود اساسی‏ترین نشانه‏های بیش فعالی است. هر چند باید اضافه کرد شواهدی نیز در کاهش توجه و پایین آمدن مهارت‏های ذهنی و شناختی وجود دارد که در جای خود بیشتر در خصوص آن صحبت خواهیم کرد. فقط آنچه به احتمال باید اضافه کرد این است که با درک صحیح از احساس خودمان می‏توانیم تصور بهتری از واکنش‏های یک کودک بیش فعال داشته باشیم و سعی بنده از طرح توضیحات ذکر شده نیز دقیقا ایجاد چنین احساس مشترکی بوده است. پس به خاطر داشته باشیم ما بزرگسالان گاهی خود بیش فعال‏تر از هر کودکی می‏شویم.
بیش فعالی اصطلاحی است برای بیان خصوصیات رفتاری که به صورت عمده عبارتند از خستگی‏ناپذیری، پرتحرک بودن، هیجان پذیری، بی‏قراری، پریشانی و ... همانطور که ملاحظه کردید نمی‏توان از عبارات بالا به مفهوم دقیق بیش فعالی دست یافت. به همین دلیل به سراغ راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی چهارمین تجدید چاپ می‏رویم تا با علائم این بیماری بیشتر آشنا شویم.
گردآورندگان این مجموعه معتقدند زمانی می‏توان عبارت بیش فعالی را به کار برد که کودک یا نوجوان 6 علامت (یا بیشتر) از موارد ذیل را به مدت حداقل 6 ماه داشته باشد. طبیعتا موارد یاد شده تناسبی با شرایط رشدی وی نیز نخواهد داشت.
الف) مدام در حال حرکت دادن دست‏ها و پاهای خود است و حتی در حین نشستن نیز پیچ و تاب می‏خورد.
ب) اغلب در محیط‏هایی که انتظار می‏رود بنشیند، مثل کلاس درس، بر می‏خیزد و راه می‏رود.
ج) عموما در حال دویدن و بالا رفتن است و توجهی به شرایط پیرامونش نمی‏کند.
در نزد نوجوانان و افراد بالغ این نشانه‏ها به صورت یک احساس ذهنی بی‏قراری ظاهر می‏شود.
د) در کنترل و آرام‏سازی خود در حین بازی‏ها یا فعالیت‏های دیگر مشکل دارد.
ز) در اغلب اوقات به صورت خستگی‏ناپذیر پرتحرک است، گویی فنری او را به جلو هل می‏دهد.
ه) خیلی تند و سریع صحبت می‏کند.
در کنار علائم فعلی، 3 عامل تکانشی نیز وجود دارند که به صورت اختلال در رفتارهای محاوره‏ای و اجتماعی ظاهر می‏شوند. هر چند به ظاهر این عوامل از گروه نخست جدا شده‏اند، اما همراهی آنان با 6 نشانه نخستین ناممکن نیست. اگر روانشناس در تشخیص رفتار کودک یا نوجوان از وجود نشانه‏های ششگانه یقین حاصل کند، نوع تشخیص داده شده بیش فعالی خواهد بود. اما در صورتی که علائم گروه نخست با تعدادی از نشانه‏های گروه بعدی همراه شود، تشخیص ارائه شده بیش فعالی تکانشی بوده و روانشناس با ترکیبی از رفتارهای حرکتی و تکانش‏های محاوره‏ای مواجه خواهد شد. البته باید اضافه کرد عموما در بیش فعالی کودکان و نوجوانان از هر دسته علائم نشانه‏هایی وجود دارد. علائم تکانشی بودن عبارتند از:
و) کودک یا نوجوان سریعا به سوالی که تمام نشده پاسخ می‏دهد.
ن) اغلب در انتظار کشیدن و رعایت نوبت مشکل دارد.
ی) غالبا صحبت دیگران را قطع می‏کند یا حضور خود را بر دیگران تحمیل می‏کند مثلا در مکالمات دیگران مداخله کرده یا وارد بازی‏ها می‏شود.
بخش دیگری از نگرانی‏های والدین مربوط به کاهش توجه کودکان بیش فعال است. از نظیر آنان بی توجهی بر میزان ریسک و خطرپذیری کودکشان می‏افزاید، به نحوی که گاهی موجب اشتباهات مکرر و انجام رفتارهای مخاطره‏آمیز می‏شود. اشتباهات رفتاری، خراب کردن‏ها، شکستن‏ها و بروز صدمات جسمانی غالبا بزرگترها را کلافه و ناتوان می‏کند و این در حالی است که کودک بیش فعال هیچگونه قصدی از انجام رفتاری مخاطره‏آمیز خود ندارد. او همانند همسالان خود به میزان قابل توجهی از درک متقابل رسیده است. اما به دلیل عوامل چندی در کنترل مطلوب واکنش‏های خود با مشکل مواجه است و این نیازمند درک صحیح والدین از شرایط نامتعارف وی است. به نظر روانشناسان بهترین اقدام والدین پیش از استفاده از داروهای شیمیایی بررسی علل ابتلای کودک به بیش فعالی است، زیرا تحقیقات اخیر ثابت کرده‏اند والدینی که در کنار بهره‏‏گیری از داروها به تامین شرایط بهداشت روانی و جسمانی کودک خود نیز توجه داشته‏اند به مراتب از والدینی که صرفا به داروها اکتفا کرده‏اند در تداوم درمان موفق‏تر عمل کرده‏اند. از جمله عللی که خانواده‏های گرامی باید پیش از دارو درمانی توجه لازم را به آنها معطوف دارند عبارتند از:
1-مراقب آسیب‏های مغزی و عصب‏شناختی باشند.
هر چند به نظر برخی از فیزیولوژیست‏ها چنین آسیب‏هایی می‏توانند باعث ایجاد بیش فعالی شوند ولیکن هنوز تحقیقات لازم در این باره به نتایج قطعی نرسیده‏اند. از این رو ایجاد ارتباط بالینی بین این آسیب‏ها و بیش فعالی با تردید همراه است.
2-تاثیر عوامل محیطی و خانوادگی را در ایجاد واکنش های بیش فعالی نادیده نگیرند. هر چند شرایط حاضر نیز نیازمند تحقیقات گسترده‏تری است، ولیکن نتایج آماری از وجود برخی علل محیطی و خانوادگی موثر بر بیش فعالی حکایت دارد. به عنوان نمونه افزایش میزان سرب و یون‏های مثبت در هوا، کوچکی محیط‏های زندگی، وجود والدین سیگاری، عدم توافق در الگوهای تربیتی، عدم توجه به نیازهای عاطفی کودک، وجود تعارض‏ها و مشاجره‏های مداوم در بین اعضای خانواده، اضطراب والدین، متارکه، وجود روش‏های استبدادی و محدودکننده یا اجرای الگوهای افراطی کودک محوری و ...
3-متوجه عوامل پیش از تولد و حین تولد باشند.
مادرانی که در زمان بارداری از رژیم‏های غذایی نامطلوب پیروی می‏کنند، بدون مشورت با پزشک معالج اقدام به مصرف دارو می‏کنند، سیگار می‏کشند، شدیدا مضطرب یا افسرده می‏شوند، الکل مصرف می‏کنند و بدون توجه به سلامت جنین اقدام به فعالیت‏های مداوم و سنگین می‏کنند از جمله مادرانی هستند که خطر ابتلا کودک خود را به بیش فعالی افزایش می‏دهند، البته باید اضافه کرد زنجیره عوامل پیش از تولد همچون وراثت و تغذیه هنوز نیز نیازمند بررسی و پژوهش بیشتر است.
4-در انتخاب رژیم‏های غذایی مطلوب دقت کنید.
در سال 1970 پژوهشگری به نام فین کولد اهمیت تاثیر برخی خوراکی‏ها را در افزایش علائم بیش فعالی مورد مطالعه قرار داد. او تحقیقات خود را در مقاله‏ای به همین عنوان به چاپ رساند، ولی چندان مورد توجه قرار نگرفت. بعد از گذشت یک دهه و انجام پژوهش‏‏های مداوم صحت نظرات فین کولد آشکار شد و توجه اندیشمندان به خاصیت برخی خوراکی‏ها معطوف شد. در ابتدا فین کولد متوجه رنگ‏های مصنوعی شد که به صورت گسترده در تزئین مواد خوراکی مورد استفاده قرار می گرفتند. به نظر او کودک در حین مصرف چنین موادی علائمی از مسمومیت یا حساسیت از خود نشان می‏دهد. او عقیده داشت بیش فعالی نوعی علائم آلرژیک نسبت به مواد رنگی موجود در خوراکی‏هاست. اما تحقیقات بعدی از محدوده مطالعات وی فراتر رفته و متوجه ماهیت خود خوراکی‏ها شد. امروزه بنا به حساسیت کودک اقدام به حذف برخی خوراکی‏ها می‏کنند تا تاثیر آن را بر کاهش بیش فعالی وی مورد مطالعه قرار دهند.
تا دهه 1980 فین کولد و برخی از اندیشمندان دیگر فهرستی از برخی مواد موثر بر واکنش‏های بیش فعالی فراهم کردند که از جمله می‏توان به انواع بستنی‏‏های تزئین شده به رنگ‏های فسفری و قرمز، بعضی از میوه‏ها همچون زردآلود، تمشک، خیار و گوجه فرنگی اشاره کرد. اما امروزه با گسترش پژوهش‏های تغذیه‏ای و روان‏شناختی بر میزان فهرست غذایی موثر بر بیش فعالی افزوده شده است. البته والدین گرامی توجه داشته باشند هدف از ارائه فهرست مورد نظر حذف تمامی غذاهای مطرح شده نیست. بلکه یافتن عاملی است که در تشدید حالات بیش فعالی موثر است. پس اقدام اصلی یافتن ماده حساسیت‏زا است نه حذف تمام مواد غذایی و میوه‏ها. خانم آماندا اورسل متخصص تغذیه، برخی از پرهیزهای غذایی کودکان بیش فعال را به قرار زیر می شمارد. شکر و غذاهای حاوی شکر مانند بیسکویت، کیک، نان روغنی، شیرینی، نوشابه‏های شیرین که سریعا قند خون را افزایش می‏دهند، کشمش بی‏دانه، زیتون، زردآلود، سیب، توت، سیب زمینی، هادداگ، آدامس، فرآورده‏های کنسرو شده، چای و قهوه. هر چند فهرست کامل غذاهای مورد نظر را می‏توانید در کتب مربوط به کودکان بیش فعال بیابید.

بيش فعالي

   
ADHD بيش فعالي چيست ؟


تعريف : ADHDاختلالي است که در آن پرتحرکي ، بي توجهي و رفتارهاي ناگهاني بيشتر و شديدتر از کودکان ديگر وجود دارد . ۳ تا ۵ درصد کودکان به اين اختلال مبتلا هستند و در پسرها شايع تر است . ممکن است در بعضي بيشتر علائم پرتحرکي و رفتارهاي ناگهاني و در گروهي علائم بي توجهي بيشتر ديده شود . علائم اين بيماري قبل از ۷ سالگي شروع مي شود ولي اغلب در دوران مدرسه مشکلات جدي ايجاد مي گردد .
علت :
اين بيماري سالهاست که شناخته شده و وعوامل متعددي در ايجاد آن نقش دارند . به نظر مي رسد علت آن بيشتر قص در تکامل سيستم اعصاب باشد . کودکان مبتلا احتمالاً در قسمت هايي از مغز که مسئول توجه ، تمرکز و تنظيم فعاليت هاي حرکتي مي باشد دچار نقص جزئي هستند . توارث و ژنتيک در اين اختلال نقش دارد . همچنين در بعضي موارد در جريان حاملگي يا زايمان يا پس از آن صدمات جزئي به ساختمان مغز وارد مي شود که مي تواند باعث اين مشکل گردد .
علائم :
مشکل اصلي کودکان عدم توانايي آنها در حفظ و تنظيم رفتارشان است ، در نتيجه اغلب نمي توانند رفتار مناسبي که لحظه به لحظه با شرايط محيط هماهنگ باشد نشان دهند . خوابيدن و غذاخوردن آنها منظم نيست به نظر ميرسد در همه چيز دخالت مي کنند و مراقبت دائمي نياز دارند . از نظر هيجاني ثبات ندارند ، بطور ناگهاني مي خندند يا گريه مي کنند و رفتارشان غيرقابل پيش بيني يا ارزيابي است . سريع از کوره در مي روند و نمي توانند پيامدهاي رفتارشان را پيش بيني يا ارزيابي نمايند . در فعاليت هاي خطرناک شرکت مي کنند و احتمال صدمه ديدن آنها زياد است . قبل از فکر کردن عمل مي کنند ،‌قبل از پايان سئوال جواب مي دهند ،‌اشياء را پرتاب مي کنند و ناخواسته به ديگران صدمه مي زنند ، پرفعاليت و پرتحرک هستند ، هرلحظه در حال رفتن هستند ، انگار موتوري درون بدن آنهاست که آنها را به حرکت دائمي مجبور مي کند ، نمي توانند آ
موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->

[ سه شنبه 21 تير 1391برچسب:, ] [ 9:30 ] [ عليرضا ]

When Dave Perkins was young, he played a lot of games, and he was thin and strong, but when he was forty-five, he began to get fat and slow. He was not able to breathe as well as before, and when he walked rather fast, his heart beat painfully.

He did not do anything about this for a long time, but finally he became anxious and went to see a doctor, and the doctor sent him to hospital. Another young doctor examined him there and said, 'I don't want to mislead you, Mr Perkins. You're very ill, and I believe that you are unlikely to live much longer. Would you like me to arrange for anybody to come and see you before you die?'

Dave thought for a few seconds and then he answered, 'I'd like another doctor to come and see me.'



موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 20 تير 1391برچسب:, ] [ 13:26 ] [ عليرضا ]

Two soldiers were in camp. The first one's name was George, and the second one's name was Bill. George said, 'Have you got a piece of paper and an envelope, Bill?'

Bill said, 'Yes, I have,' and he gave them to him.

Then George said, 'Now I haven't got a pen.' Bill gave him his, and George wrote his letter. Then he put it in the envelope and said, 'Have you got a stamp, Bill?' Bill gave him one.

Then Bill got up and went to the door, so George said to him, 'Areyou going out?

Bill said, 'Yes, I am,' and he opened the door.

George said, 'Please put my letter in the box in the office, and ... ' He stopped.

'What do you want now?' Bill said to him.

George looked at the envelope of his letter and answered, 'What's your girl-friend's address?'


 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 20 تير 1391برچسب:, ] [ 13:25 ] [ عليرضا ]

ONCE upon a time a peacock and a tortoise became great friends. The peacock lived on a tree by the banks of the stream in which the tortoise had his home. Everyday, after he had a drink of water, the peacock will dance near the stream to the amusement of his tortoise friend.
One unfortunate day, a bird-catcher caught the peacock and was about to take him away to
the market. The unhappy bird begged his captor to allow him to bid his friend, the tortoise good-bye.
The bird-catcher allowed him his request and took him to the tortoise. The tortoise was greatly disturbed to see his friend a captive.
The
tortoise asked the bird-catcher to let the peacock go in return for an expensive present. The bird-catcher agreed. The tortoise then, dived into the water and in a few seconds came up with a handsome pearl, to the great astonishment of the bird-catcher. As this was beyond his exceptions, he let the peacock go immediately.
A short
time after, the greedy man came back and told the tortoise that he had not paid enough for the release of his friend, and threatened to catch the peacock again unless an exact match of the pearl is given to him. The tortoise, who had already advised his friend, the peacock, to leave the place to a distant jungle upon being set free, was greatly enraged at the greed of this man.
“Well,” said the tortoise, “if you insist on having another pearl like it, give it to me and
I will fish you out an exact match for it.” Due to his greed, the bird-catcher gave the pearl to the tortoise, who swam away with it saying, “I am no fool to take one and give two!” The tortoise then disappeared into the water, leaving the bird-catcher without a single pearl

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 20 تير 1391برچسب:, ] [ 13:22 ] [ عليرضا ]

آزمون آدمک ( گودیناف)

تست هوش ( سن اجرا: از ۳ تا ۱۳ سال)

آزمون آدمک ( گودیناف)

آزمون ترسیم آدمک یکی از آسانترین ، عملی ترین وجهانی ترین آزمونهای تصویری است. این آزمون به وسیله عده زیادی کد گذاری شده است که مهمترین آنها کار خانم آمریکائی فلورانس گودینافFlorence Goodenoughاست که در سال ۱۹۲۰ در ایالت نیوجرسی آمریکا روی چهار هزار کودک آنرا آزمایش نمود . در فرانسه نیز دکتر فایFay در این زمینه کار کرده است.

 

هدف:

مهمترین هدف آزمون ، تعیین درجه هوشمندی سن عقلی و بهره هوشی کودک است . همچنین این آزمون را زمانی  به کار می بریم که آزمونهای هوشی دیگر مقدور نیست و می خواهیم هر چه سریعتر درباره درجه هوشی کودک به نتیجه برسیم . علاوه بر این ، اطفالی که زبان نمی دانند و قادر به سخن گفتن نیستند بهترین ابزار سنجش این آزمون می باشند.

دستور اجرا:

اجرای آزمون ساده است . به کودک گفته می شود:” یک آدم ترسیم کن  و هر چه می توانی آنرا زیبا و خوب بکِش ” ، اضافه می نمائیم زمان این کار هر چقدر طول بکشد اشکالی ندارد.

نکاتی که در عمل و ارزیابی باید رعایت کرد:

۱٫ برای ترسیم بهتراست یک مداد سیاه  یا یک خودکار راحت و روان دراختیار کودک بگذاریم . با مداد رنگی به دشواری می توان رسم کرد و اجزاء را تشخیص داد.

۲٫   اگر نقاشی با مداد رنگی کشیده شود ، شرایط دیگری برای ارزیابی لازم است که باید رعایت شود.

۳٫   کاغذ برای رسم نقاشی کودک باید حداقل ۳۰ × ۲۱  باشد.

۴٫   اجازه بدهید کودک چند تصویر بکشد ، سپس  بهترین و کاملترین را برای نمره گذاری انتخاب کنید.

۵٫ اگر نتایج چند بار کشیدن آدمک با یکدیگر فرق داشت نشان ناراحتی های دیگری در کودک است که باید به متخصص مسائل روانی یا روان درمانی مراجعه کرد.

روش نمره گذاری:

الف: برای هر یک ازاجزا آدمک در صورتی که توسط کودک ترسیم شده باشد یک نمره منظور فرمائید. به شرح ذیل:

۱٫ سر وجود داشته باشد .

۲٫ پا کشیده شده باشد .

۳٫ دست کشیده شده باشد .( یک یا هر دو دست)

۴٫ بدن کشیده  شده باشد .

۵٫ طول بدن طویل تر ازعرض آن باشد.

۶٫ شانه ها کشیده شده باشد.

۷٫ بازوها و پاها به تنه چسبیده شده باشند.

۸٫ پاها به تنه و دستها به تنه در نقاط واقعی خود چسبیده شده باشند.

۹٫ گردن کشیده شده باشد.

۱۰٫ دنباله گردن به سر و تنه مربوط باشد.

۱۱٫ چشمها کشیده شده باشد.

۱۲٫ بینی کشیده شده باشد.

۱۳٫ دهان کشیده شده باشد.

۱۴٫ دو لب دیده شود.

۱۵٫ سوراخها یا حفره های بینی کشیده شده باشد.

۱۶٫ موها کشیده شده باشد. ( جزئی ترین مقدار مو)

۱۷٫ موها کامل کشیده شده باشد.

۱۸٫ علامتی از لباس کشیده شده باشد.

۱۹٫ دو قطعه لباس کشیده شده باشد.

۲۰٫ تمام بدن پوشیده از لباس باشد.

۲۱٫ چهار قطعه لباس مشخص باشد . ( کراوات ، کلاه ، جوراب ، کفش ، پیراهن ، کت و شلوار)

۲۲٫ لباس رسمی یا یونیفورم باشد . ( یونیفورم مدرسه هم نمره می گیرد)

۲۳٫ انگشتان کشیده شده باشد . ( هر اثری از انگشت کافی است)

۲۴٫ تعداد انگشتان درست باشد .

۲۵٫ شکل و قواره انگشتان درست باشد .

۲۶٫ شست متمایز باشد.

۲۷٫ دست متمایز ازانگشتان باز باشد. ( کف دست کشیده شده باشد.)

۲۸٫ بازوها کشیده شده باشد .

۲۹٫ زانو کشیده شده باشد .

۳۰٫ تناسب سر نسبت به بدن مراعات شده باشد .

۳۱٫ تناسب بازوها و دستها نسبت به بدن حفظ شده باشد.

۳۲٫ پاهای متناسب ، کشیده شده باشد.

۳۳٫ کف پا متناسب باشد.

۳۴٫ پاها متمایل به بالا نباشند.

۳۵٫ دستها و پاها دو بعدی کشیده شده باشند.

۳۶٫ پاشنه کفش یا پاشنه پا کشیده شده باشد.

۳۷٫ هماهنگی خطوط کلی حفظ شده باشد. ( دست نلرزیده باشد)

۳۸٫ هماهنگی خطوط کلی و جزئی حفظ شده باشد. ( نقاشی دقیق باشد)

۳۹٫ هماهنگی خطوط سر ( موها و دور سر به دقت کشیده شده باشد)

۴۰٫ هماهنگی خطوط تنه حفظ شده باشد .

۴۱٫ هماهنگی خطوط دستها و پاها حفظ شده باشد .

۴۲٫ هماهنگی خطوط چهره حفظ شده باشد .

۴۳٫ گوشها کشیده شده باشد .

۴۴٫ تناسب گوشها حفظ شده باشد .

۴۵٫ مردمک چشم کشیده شده باشد .

۴۶٫ تناسب چشم حفظ شده باشد .

۴۷٫ در تصاویر نیمرخ و تمام رخ ، چشم دارای حالت باشد.

۴۸٫ چانه و پیشانی هر دو کشیده شده باشد .

۴۹٫ برآمدگی شانه در تصویر نیمرخ معلوم باشد .

۵۰٫ نیمرخ ناقص باشد . ( یعنی تنه و نیمرخ ناقص)

۵۱٫ نیمرخ باشد .

روش محاسبه:

۱٫   نمرات داده شده را باهم جمع کنید . ( مجموع از ۵۱ بیشتر تجاوز نمی کند)

۲٫   با استفاده از جدول مخصوص ( جدول شماره ۱) نمره خام ، تبدیل به سن عقلی می شود . از رابطه زیر بهره هوشی کودک به دست می آید.

آزمون آدمک ( گودیناف)

۳٫   اگر نمره خام آزمونی بر فرض مثال ۴۰ باشد در جدول تبدیل نمرات ، ( جدول شماره ۱ ) نمره خام را پیدا کرده و سن عقلی کودک را که ۱۳ می باشد، استخراج می کنیم. ( این نمره سن عقلی کودک است) سپس ۱۳ ( که سن عقلی کودک است) را در عدد ۱۲ ( ماه) ضرب می کنیم. ( هر سال ۱۲ ماه دارد)

سپس سن تقویمی آزمونی را محاسبه می کنیم . اگر آزمودنی به عنوان مثال ۱۰ سال و ۳ ماه داشته باشد ۱۰ را ضربدر ۱۲( هر سال ۱۲ ماه دارد) بعلاوه ۳ ( ماه) می کنیم نمره بدست آمده سن تقویمی کودک می باشد. حاصلضرب صورت و مخرج را بر هم تقسیم کرده وضربدر ۱۰۰ کرده و بهره هوشی آزمودنی بدست می آید. بدین صورت:

IQ  = ۱۳ * ۱۲  * ۱۰۰ = ۱۲۶

۳+۱۲*۱۰

۴٫ سپس نمره به دست آمده را در طبقه بندی هوشی ( جدول شماره ۲) پیدا کنید ،  بهره هوشی کودک مشخص می گردد.

” جدول تبدیل نمرات خام به سن عقلی “

جدول شماره ۱

نمره خام سن عقلی نمره خام سن عقلی نمره خام سن عقلی نمره خام سن عقلی
۱ ۳-۳ ۱۱ ۹-۵ ۲۱ ۳-۸ ۳۱ ۹-۱۰
۲ ۶-۳ ۱۲ ۰-۶ ۲۲ ۶-۸ ۳۲ ۰-۱۱
۳ ۹-۲ ۱۳ ۳-۶ ۲۳ ۹-۸ ۳۳ ۳-۱۱
۴ ۰-۴ ۱۴ ۶-۶ ۲۴ ۰-۹ ۳۴ ۶-۱۱
۵ ۳-۴ ۱۵ ۹-۶ ۲۵ ۳-۹ ۳۵ ۹-۱۱
۶ ۶-۴ ۱۶ ۰-۷ ۲۶ ۶-۹ ۳۶ ۰-۱۲
۷ ۹-۴ ۱۷ ۳-۷ ۲۷ ۹-۹ ۳۷ ۳-۱۲
۸ ۰-۵ ۱۸ ۶-۷ ۲۸ ۰-۱۰ ۳۸ ۶-۱۲
۹ ۳-۵ ۱۹ ۹-۷ ۲۹ ۳-۱۰ ۳۹ ۹-۱۲
۱۰ ۶-۵ ۲۰ ۰-۸ ۳۰ ۶-۱۰ ۴۰ -۱۳
            ۵۱ بالاتر از ۱۳ سال

” جدول شماره ۲ “

طبقه بندی از لحاظ هوش

معادل هوش
نابغه ۱۸۹-۱۷۰
تیز هوش ۱۶۹-۱۵۰
پر هوش ۱۴۹-۱۳۰
باهوش ۱۲۹-۱۱۰
متوسط ۱۰۹-۹۰
مرزی ۸۹-۸۰
مرزی ضعیف ۷۹-۷۰
کودن ۶۹-۵۰
کالیو ۴۹-۲۵
کانا ۲۵-۰


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ سه شنبه 20 تير 1391برچسب:, ] [ 12:52 ] [ عليرضا ]

 

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 12:18 ] [ عليرضا ]

 

غضنفر چند هفته بوده هر روز پشت سر هم مي‌رفته از داروخونه قرص سوسک کش مي‌خريده.يه روز دکتره ازش مي پرسهتو چرا اينقدر قرص سوسک کش مي‌خري؟

 

ميگه: آخه من هرچي اينا رو پرت مي‌کنم نميخوره به سوسکها!

 


 


به غضنفر ميگن به زنبورايي که از کندو محافظت مي کنن چي ميگن؟
ميگه: ميگن خسته نباشيد!

 


 
 

یارو زنگ ميزنه فرودگاه و ميگه: ببخشيد از اينجا تا تهران چقدر راهه؟
کارمنده ميگه: يه لحظه...
ميگه: خب خيلي ممنون! و قطع مي‌کنه!!

 

                                                                

 
 

از يه نفر ميپرسن ميدوني اگه 23 تا کله و 23 تا پاچه را با هم بريزي تو يه دونه ديگ، از کجا بايد بفهميم کدوم پاچه مال کودوم کله است؟
ميگه اينکه کاري نداره کف پاش رو قلقلک ميکني ميبيني هر کله اي خنديد معلوم ميشه پاچه مال اون بوده!!

 
 


به يارو ميگن دستشويي چند بخشه؟
ميگه خب معلومه! دو بخش! مردونه و زنونه!!

 


 
 

 
 

روزي يک تيمسار سوار تاکسي شد. راننده ي تاکسي از او پرسيد: آقا شما سرهنگ هستيد؟
تيمسار تواضع به خرج داد و گفت : بله!
راننده تاکسي گفت : پسر مرض داري لباس تيمسارها رو مي پوشي؟

 
 

 

بيماري به دکتر مراجعه نمود و گفت : دکتر جون دلم خيلي درد ميکنه.
دکتر گفت : عزيزم دلت کار ميکنه؟
بيمار گفت : خير آقاي دکتر ، فعلا بيکاره!

 
 

ديوانه ي اولي : قصد کردم همه ي جواهرات و الماس هاي روي زمين را بخرم!
ديوانه ي دومي: قصد بيجايي کردي ، من اصلا قصد فروش آن ها را ندارم!

 

 

واعظي منبري رفت و سخنراني جالبي ارائه داد. کدخدا که خيلي لذت برده بود به واعظ گفت : روزي که ميخواهي از اين روستا بروي بيا سه کيسه برنج از من بگير!
واعظ شادمان شد و تشکر کرد. روز آخر در خانه ي کدخدا رفت و از کيسه هاي برنج سراغ گرفت.
کدخدا گفت : راستش برنجي درکار نيست. آن روز منبر جالبي رفتي من خيلي خوشم آمد و گفتم من هم يک چيزي بگويم که تو خوشت بيايد.

 

 

 
 

افغانيه رو مي خوان اعدام کنن ، ميگن حرف آخرت چيه ؟ ميگه کارگر نمي خواي !

 
 
 

يه دکتر اصفهاني زنش ميميره روي سنگ قبرش مي نويسه : آرامگاه زري همسر دکتر رحيمي مختصص زنان و زايمان ، مطب : خيابان جلفا کوچه سوم پلاک 20 از ساعت ... !

 

 

 

 
مادر: علي بيا اسفناج بخور آهن دارد.
علي: آخر مادر جان الان آب خوردم مي ترسم زنگ بزنم!

 

 
 


مهمان: آقا تشريف دارند؟
مستخدم: نه خير، رفته ‌اند مسافرت.
مهمان: براي تفريح؟
مستخدم: نه خير، با خانم رفته ‌اند!

 
 

حيف نون مي ره ثبت احوال مي گه يه شناسنامه واسه بچه ام مي خوام. مي گن اسمش چيه؟ مي گه "شورلت". مي گن اين که اسم ماشينه! يه اسمي بذار که به نام پدر و مادر بياد. مي گه خوب به اسم ما مياد ديگه... من "بيوک" آقا هستم، همسرم هم "خاور" خانم


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 12:4 ] [ عليرضا ]

روش های تقويت انشاي دانش آموزان ابتدایی

 

مقدمه : توصيف وضعيت موجود

در حيطه زبان آموزي, چهار ركن اصلي گوش دادن – صحبت كردن  خواندن و نوشتن امروزه در دنيا به عنوان يك قانون مسلم پذيرفته شده , در آموزش تمامي زبان هاي دنيا و برنامه هاي آموزشي مدنظر قرار مي گيرد.

در اين چهار قدم به ترتيب نوشتن جايگاه چهارم را به خود اختصاص داده , چرا كه سه امر گوش دادن و صحبت كردن و خواندن براي نوشتن مقدمه و پيش سازمان دهنده , و زمينه بوده و بالاترين سطح را به خود اختصاص داده است.

از آنجايي كه مقطع ابتدايي پايه اي براي مقاطع ديگر بوده , ما نيز چند سالي در اين مقطع تدريس كرده ايم. امروزه در امر زبان آموزي نگارش از اهميت بالايي برخوردار است , مخصوصاً در پايه سوم كه اولين پايه اي است كه به صورت مستقل انشا نوشته مي شود , چون در پايه دوم از جمله نويسي استفاده مي گردد , اين جملات اكثراً مرتبط با هم نيستند و هر يك به طور جداگانه نوشته مي شود و بيشتر نحوه و ساختار جمله , منظم كردن جملات در هم ريخته , كوتاه سازي , تركيب جملات ساده يا جمله سازي با كلمات ساده مد نظر است . براي دانش آموزان نوشتن جملات و متن به صورت مرتبط در پايه سوم با توالي مناسب مشكل مي باشد.

بيشتر آموزگاران نوشتن انشا در زمره تكاليف نگريسته و در پايان اين ساعت درس موضوعي را براي نوشتن انشا مطرح مي كنند و براي جلسه بعد منتظر نوشتن انشا از سوي دانش آموزان مي شوند. چون دانش آموزان خود قادر به نگارش نيستند لاجرم به اولياي خود متوسل شده از آنها حتي نه به عنوان كمك ؛ بلكه كسي كه بايد متن انشا را بصورت كامل براي آنها ديكته نمايند نگاه مي كنند كه اين امر براي ما نيز در دوره تحصيل بارها اتفاق افتاده و چه بسيار كودكاني كه براي نوشتن انشا توسط اوليا سرخورده و تنبيه شده اند , و صدمات جبران ناپذيري را تحمل نموده اند كه حاصل ايـن شيـوه نـگارش ها در بـررسـي هايي فعلي و بروندادهاي اين مدارس كه همان فارغ التحصيلان هستند كه با مدارك بالا قادر به نوشتن خواسته هاي خود در قالب جملات و بصورت مكتوب نيستند.

انشاهاي نوشته شده در منزل , چون توسط اوليا يا افرادي بوده كه از نظر سطح علمي بالاتر از دانش آموزان است , در سطح بالاي گروه سني وي بوده و حتي محتوا و كلمات نوشته شده براي دانش آموزان قابل تفهيم نيست. اين روند موجب نارضايي اوليا نيز مي گردد, اين نوع انشاها حتي در حين قرائت چندان مورد توجه دانش آموزان ديگر كلاس قرار نمي گيرد.

موضوعات ارائه شده براي انشا چندين سال است كه روش سنتي خود را طي نموده كه همان توصيفي نمودن يك پديده يا فصل و ... يا مناسبت هايي از سال چون نـوروز و تعطيلات و ... است. اين موضوعات بعضاً آن قدر كلي هستند كه در حيطه دانش آموزان مقطع ابتدايي نيست.

چگونگي اداره كـردن كـلاس ها بـا تـوجـه بـه كـم بـودن ظـرفيـت گوش دادن دانش آموز در مقطع ابتدايي بعد از دقايقي موجب سر و صدا و عدم تحمل شنيدن متن ها توسط كودكان مي گردد ,چون مطالب در خصوص موضوع واحد است و اكثر مطالب مشابه هست و هيچ جذابيت و تفنن تهيج خاصي نيست , بسيار خسته كننده و ملال آور مي شود , به طوري كه از طرف دانش آموزان فقط رفع تكليف تلقي مي گردد , به مثابه اي كه اگر در پايان اين زنگ در خصوص متن هاي خواندن شده دانش آموزان از خود آنها بپرسيم مطلبي قابل توجه و يا پيام قابل بيان براي ما و خودشان نداشته باشند, دانش آموزان نوشتن انشا را , پر كردن يك صفحه از دفتر خود از مطالب به هر نحو كه باشد مي دانند طوري كه دانش آموزي در روستاي اجيرلو داشتم در توصيف بهار , 14 سطر را پر كرده بود . در نوشته او من جز اين چند جمله مطلبي قابل فهم نديدم كه اين جملات را به كرات در فاصله هاي معين تكرار كرده بود (( فصل بهار خوب است , چون كه خوب است و راي اين كه زيبا است , چون كه خوب است و ... )) www.zibaweb.com

آموزگاري در مدرسه خود در هفته اول مهرماه موضوع انشا را در روي تخته سياه كلاس نوشت و توضيحات مختصري نيز در خصوص موضوع داده , تا براي جلسه آينده نوشته هاي خود را به كلاس ارائه دهند , در جلسه بعدي از روي دفتر نمره به طور اتفاقي چندين نفر در پاي تخته براي خواندن نوشته هاي خود حاضر شدند. تعدادي اصلاً ننوشته بودند و ادعا مي كردند كه يا اولياي آنها سواد ندارند كه براي آنها انشا بگويد ؛ بعضي نيز عدم همكاري اوليا را علت مطرح كردند و بعضي نيز جايي يا كسي را براي نوشتن اصلاً پيدا نكرده بودند ؛ اما چند نفر كه نوشته بودند , يا خط خودشان نبود كه بتوانند روان بخوانند و بعضي هم كه خواندند از كلمات سطح بالا و واژه هاي ناملموس براي اين پايه استفاده كرده بودند كه خودشان نيز معناي آن كلمات را نمي دانستند ؛ چند نفر نيز كه خودشان انشا را نوشته بودند يا جمله بندي ناقص  و مطالب نوشته شده از توالي منطقي برخوردار  نبود و نوشته ي آنها از 4 الي 5 سطر فراتر نمي رفت.

فضاي كلاس آن قدر شلوغ و بي روح بوده كه با تاكيدهاي او كسي حاضر به گوش دادن اين مطالب نبود. اين وضع كلاس با اين كيفيت و شرايط , وي را مجبور كرد كه در پي چاره جويي باشد تا اين مسئله را از ميان بردارد , با هم شب ها در منزل در اين خصوص و مطالب مشابه درسي بحث و بررسي مي كرديم , در دفتر آموزشگاه ها نيز مسايل مطرح مي شد هر كسي نيز يك نظري داشت كه در نوع خود به تصميمات و پيشنهادشان , كمك مي كرد. حتي در جلسه شوراي آموزگاران را به طور گذرا اين مطلب را مطرح كرديم چون به صورت موردي بود چندان مورد بحث و تبادل نظر قرار نگرفت.

ما در يك جمع بندي كه انجام داديم اين امر را به چندين علت بيان كردند كه مهمترين آنها عبارت بودند از

1- عدم توجه و دقت ه جمله بندي و جمله نويسي در پايه دوم ابتدايي.

2- بي سوادي يا كم بودن سطح آگاهي و تحصيلات اوليا دانش آموزان.

3- عدم مطالعه كتاب توسط دانش آموزان و عدم امكانات و كتابخانه با توجه به دور دست بودن منطقه .

4- عـدم اشتيـاق بچه ها به زبان فارسي با توجه مغاير بودن با زبان مادري دانش آموزان.

5- عـدم پيگيـري و دقـت نظـر معلـمان و راهنمايان و خود اوليا در انشاي دانش آموزان.

6- كليشه بودن موضوعات براي معلمان و روند اجرايي تكراري باعث عدم رغبت آن ها مي شود.          

گرد آوري اطلاعات ( شواهد يك )

            در يك تقسيم بندي كاري در مرحله اول , نحوه تدريس زنگ انشاي چند نفر از همكاران را جويا شدم كه آيا نگارش ها بايد در منزل يا در كلاس بايد صورت بگيرد , نظر اولياي دانش آموزان كه در مدرسه حاضر مي شدند پرس و جو كرده و يادداشت مي كرديم كه نظرات متفاوتي ايراد مي شد در يك نمونه آماري كه بدست آورديم معلوم شد كه اكثر انشاها در منزل نوشته مي شود كه اين روش با توجه به تحقيقات و نظر اكثر علماي تعليم و تربيت كاملاً منسوخ است و اكثر اوليا از اين امر ناراضي بودند و دانش آموزان نيز در كلاس تمايل به شنيدن نوشته هاي هم كلاسي خود نشان نمي دادند.

            براي اكثر معلمان نيز ساعت انشا كسل كننده و خسته كننده مي باشد , در يك نظر سنجي از بچه ها , آنها نيز بيان كردند كه نمي دانند چگونه انشا بنويسند , موضوعات براي آن ها قابل فهم نيست , مورد علاقه آنها نيست و با توجه به دو زبانه بودن در جمله بندي و پيدا كردن كلمات معادل با زبان مادري مشكل دارند.

            در نوشته هايي كه در خصوص نگارش و مخصوصاً نگارش خلاق , مقطع ابتدايي لازم بود جمع آوري كرديم كه در پايان به طور مختصر گوشه هايي از مطالب يادداشت مي گردد . در ساعت انشا مي توان با ايفاي نقش , قصه گويي و نمايش خلاق به عالي ترين اهداف زبان آموزي دست يافت كه نوشتن نيز يكي از اين اهداف است ايجاد برقراري ارتباط انساني و عاطفي , نظم بخشي به افكار گفتار پرورش قوه تفكر استدلال , استنتاج و به طور كلي رشد و شكوفايي خلاقيت و استعدادهاي زباني در دانش آموزان مي انجامد.

تجزيه و تحليل اطلاعات:

            پس از تجزيه و بررسي و تحقيق و مطالعه منابع موجود خلاصه يافته هاي حاصل از اين تجزيه و تحليل ( علل ناتواني دانش آموزان در نگارش انشا بدين شرح مي باشد)

1- عدم آشنايي دانش آموزان با طرز و چگونگي انشا كه دلايل آن در وضعيت موجود نوشته شد , كه در دوم ابتدايي آشنايي دانش آموزان فقط با جمله بندي بوده  است.

2- دانش آموزان نمي دانند كه در مورد چه بنويسند , كدام موضوعات و مطالب در نوشتن آنها كمك خواهد كرد.

3- انشا در سر كلاس نوشته نمي شود , محول كردن نگارش به محوطه خارج از كلاس كه لاجرم دانش آموزان از اولياي دانش آموزان استفاده نمايد.

4- عدم علاقه و رغبت معلمان و همچنين عدم آشنايي با قواعد موضوعات مناسب هر پايه مطابق با اصول روان شناسي , و توانايي ذهني , حدود سني 10  الي  11 سال.

5- تقويت نكردن مهارت گوش دادن دانش آموزان به انشاهاي خوانده شده در كلاس درس.

6- عـدم فضـاي آزاد , و فضـاي پـرسـش و پـاسـخ و نقـد و بـررسـي نوشته هاي دانش آموزان در كلاس .

7- مناسب نبودن موضوعات انتخاب شده با توجه به گروه سني و همچنين تكراري بودن موضوعات.

8- عدم مطالب كتاب هاي قصه و داستان پروري ذهن هاي دانش آموزان در مدرسه و بيرون از مدرسه.

9- معلمان معيارهاي مشخص در ارزشيابي انشا در دست ندارند.

چگونه انشا بنويسيد

            دانش آموزان پايه سوم ابتدايي براي اولين بار با درس انشا آشنا مي شوند , پس بايد تناسب , اندازه و كيفيت استفاده از لغات مطابق گنجينه لغات و ساير مسايل رعايت و مدنظر قرار گيرد و حتي چند جلسه آغاز سال با روند نگارش مخصوصاً با توجه به گروه سني شان آموزش داده شوند , حتي چندين مورد از انشاهاي سوم ابتدايي هاي سال قبل خوانده شود اين آموزش ها با توجه به توانايي و ذوق و سليقه هـر معلـم و ديـدگاه وي مي تـواند گوناگون باشد اما از نظر ما مي تواند بدين گونه باشد:

1- موضوعي براي انشا انتخاب مي شود بايد كاملاً واضح و محدود و توضيحات را در خصوص آن موضوع را ارائه داد.

2- چگونگي ربط دادن جملات و گسترش حوزه واژگان و افزايش كميت جمله ها آموزش داده شود.

3- تصاويري كه در اختيار دانش آموزان قرار دهيم و از آنها بخواهيم در مورد تصاوير چند سطري براي ما بنويسند.

4- جملات درهم ريخته را با اندازه هاي متفاوت در اختيار آنها قرار داد تا آنها كامل نمايند.

5- پاكيزه نويسي , رعايت اصول نگارش و علائم سجاوندي در پايه ابتدايي , چگونگي تنظيم ساختار انشا و پيش نويس و پاكنويس نيز مورد تاييد و پيگيري قرار گيرد.

6- با تعريف يك كارتون يا داستان مي توانند يك انشا خوب بنويسند , البته بهتر است اين كارتون نمايش داده شود يا داستان را خودشان بخوانند.

7- در مناطق دو زبانه بهتر است از ابتدا دانش آموزان علاوه بر زبان مادري از زبان فارسي كه زبان نوشتاري و معيار و ملاك ارزيابي ما مي باشد مدنظر همكاران بوده تا حوزه گنجينه ي لغات آنها افزايش يابد.

انواع انشا (پايه سوم)

1- انشاي توصيفي 2- خاطره نويسي3- داستان نويسي4- انشا شفاهي 5- نامه نگاري

نحوه ارزش يابي

در مقطع ابتـدايـي بخصوص در پايه سوم چون اولين سالي است كه انشا تدريس مي گردد ,معلم دلايل برتري انشاهاي دانش آموزان را براي آنان بيان كند و نقاط قوت آنها را در اين خصوص بيان نمايد. تا از اين طريق دانش آموزان ديگر اين نقاط را در نوشته هاي هفته هاي بعدي خود مورد توجه قرار گيرد. و اين نمونه برخي از معيارها و برتري انشاها را مي توان بدين عناوين بيان كرد:

1- جمله بندي صحيح

2- ربط داشتن جمله ها با توجه به موضوع

3- رعايت توالي زماني و مكاني و عدم تكراري بودن آن

4- رعايت جمله بندي و علائم سجاوندي , نوع جمله ها

5- طولاني نبودن داستان

راه هايي پيشنهادي براي نگارش انشا

با توجه به ديدگاه و مطالعاتي كه انجام شد چندين راه براي فعال شدن و علاقه نشان دادن دانش آموزاني كه در درس انشا پيشنهاد شد كه در وهله اول تصميم گرفتيم كه :

- نوشتن انشا حتماً در كلاس صورت بگيرد حتي اگر 3 الي 4 سطر هم نباشد. www.zibaweb.com

- بعد از نوشتن انشا معلم كليه انشاها را بررسي نمايد و با قيد تاريخ و امضا تا تغيير متن به حداقل برسد.

- اگر زماني بعد از نوشتن متن هاي انشا مي باشد , يكي يكي از دانش آموزان را مي خواهيم تا انشا خود را بخوانند.

- چون پرورش تخيل در كودكان خيلي عالي است بنابراين سعي شود به داستانهاي خيالي و فضايي علاقه فراوان دارند موضوعات انشا به صورت داستاني انتخاب ميشود.

- معلم مربوطه مي تواند به دانش آموزان داستاني (فيلم – كارتون و يا كتاب هاي داستان ) يا هر آنچه در ذهن اوست را انتخاب كرده و چند كلمه اي از آن را روي تخته سياه مي نويسد و از دانش آموزان مي خواهد دنباله داستان خود را به ميل خود ادامه دهند. كه اين امر در پرورش تخيل كودكان موثر مي باشد.

- شيوه داستان گويي مي تواند به چند شكل صورت بگيرد , به صورت نوشتاري يعني كلماتي را در روي تخته سياه كه همديگر را در حول محور موضوع مورد نظر , تداعي نمايد و خود دانش آموزان ادامه دهند, يا اين به صورت تصويري ( تصوير خواني ) تصويري كه حاوي يك موضوع و مفهوم باشد و دانش آموزان بتوانند از روي اين تصوير مطالبي را بنويسند يا به روش ديگري كه مي تواند در پرورش خلاقيت كودكاني موثر افتد , اين كه يك قسمت داستان در تخته سياه نوشته شود و در ادامه بچه ها خودشان با قوه و خلاقيت خود جملات و انشا را ادامه دهند. اين روش در مناسبت ها كاربرد بهتري دارد , مثلاً در ماه رمضان مي توانيم روي تخته سياه مطلب را اين گونه آغاز كنيم : (( در يكي از روزهاي ماه رمضان علي در مدرسه مي خواست آب بخورد و يك دفعه يادش افتاد كه ... .

- براي دانش آموزان قصه اي بخوانيم يا بعد از آنها بخواهيم دوست دارند به جاي كدام يك از شخصيت هاي قصه خوشش آمد خود را به جاي آن شخصيت قرار داده و براي ما قصه شنيده را خلاصه نويسي نمايد.

- تمامي موضوعات فصل ها را مي توانيم در قالب داستان و به زبان بسيار ساده و كودكانه شروع و ادامه دهيم.

- معلمان نيز بايد با روش داستان نويسي و ساخت داستان , طولاني نبودن انشا آشنا شوند , هدف داستان و توالي مطلب را بدانند.

چگونگي اجراي راه جديد

بعد از بيان چگونگي نگارش انشا و بيان نكات لازم نگارشي به شاگردان , چند نمونه انشا براي آنها خواندم , قرار شد كه در جلسه بعد همه دفترهاي انشا خود را به كلاس آورده  و در كلاس انشا بنويسند هـرچند در ابتدا بچه ها مخالفت            مي كردند ؛ اعتماد به نفس لازم را براي نگارش انشا را در كلاس نداشتند پس از مدتي بحث و بررسي متقاعد شدند , كه اين كار را خودشان انجام دهند تا در كلاس هاي بالاتر بتوانند از عهده اين كار بر آيند.

            براي بار اول در مورد يك داستان كه در هفته گذشته از كتاب داستان خوانده بودم روي تخته سياه يك جمله از آن را بدين مضمون نوشتم (( يك روز خرگوش كوچولو تصميم گرفت تنهايي به جنگل برود كمي كه از خانه ي خودش دور شد يك دفعه صداي بلندي را ... . )) از دانش آموزان خواستم هر كس بنا به علاقه و سليقه خود , ادامه اين جملات را بنويسند. بچه ها خيلي احساس نارضايتي مي كردند وقتي گفتم حتي اگر دو سطر هم بنويسند قبول است , براي من خيلي اهميت دارد قبول كردند و نمره خوبي خواهند گرفت , كم كم شروع به نوشتن كردند جلسه نگارش چون اولين بار طولاني شد , تمامي انشاها و ذكر تاريخ و امضا , قرار شد كه در جلسه بعد در كلاس خوانده شود, بعضي از انشاها خيلي خوب نوشته شده بود , قدرت تخيل , خلاقيت بعضي از بچه ها خيلي خوب بود , برخي ديگر از نظر جمله نويسي و اصول نوشتاري مشكل داشتند.

            پس از بررسي معلوم شد يكي از دلايل عمده نقص نوشتاري دو زبانه بودن دانش آموزان و عدم كاربرد دقيق كلمات و واژه ها در نگارش بود , حتي در جمله بندي نيز براي آنها دشوار مي نمود. بعضي ها انشاهاي خنده داري داشتند با خواندن انشاها به كلاس شادابي مي بخشيدند , رضايت دانش آموزان را از اين روش احساس مي كرديم. www.zibaweb.com

            براي بالا بردن ضريب دقت دانش آموزان و مطمئن بودن از توجه شاگردان مقرر شد كه پس از خواندن هر متن انشاي وي مورد نقد و بررسي قرار گيرد و يك نفر از بچه ها به صورت اتفاقي خلاصه انشاي وي براي كلاس بازگو نمايد هر چند شروع اين كار با سختي بود. چرا كه دانش آموزان ابتدا قادر به نوشتن نبودند از جلسه هاي آينده رغبت و علاقه دانش آموزان كاملاً مشهود بود. براي بررسي و مقايسه تفاوت روند و پيشرفت نگارش نمونه هايي از انشاهاي جلسات اول تا ششم را جمع آوري نموده كه دو نمونه از آن را به پيوست اين گزارش آورده ايم. اما نكته مهمتر از اين , آن بود كه اعتماد به نفس آنها به سطحي رسيده بود كه خودشان مي توانستند بدون كمك گرفتن و ديكته ديگران خود در مورد موضوع ارائه شده , ولو چند سطر نگارش نمايند.

گردآوري اطلاعات شواهد2

            با اين كه استقبال و علاقه و رغبت دانش آموزان به وضوح نشانگر موفقيت اين روش بود براي بالا بردن ضريب اطمينان , اطلاعات و شواهد ذيل را جمع آوري نموديم.

1- مقايسه انشاهاي جلسات اول با جلسات بعد , از نظر كميت و كيفيت يا خلاقيت تنوع و دستوري

2- نظر خواهي از اوليا در خصوص توانايي نوشتاري فرزندش

3- سكوت و توجه دقيق به انشاهاي خوانده شده دانش آموزان در كلاس و خلاصه گويي آنها.

تجديدنظر در روش هاي انجام گرفته

            پس از بحث و بررسي , نقد روش هاي انجام شده بدين نتيجه رسيديم كه دانش آموزان موضوعات داستاني , داستان هايي را مي توانند بهتر بنويسند كه خود قهرمان شوند مانند اين نمونه (( اگر من پادشاه تمام جهان بودم ... . )) با اين شيوه مي توان از منظر روان شناسي و روانكاوي نيز نگريست و به علايق و زمينه هاي رواني آنها پي برد , در جهت تنوع بخشي ساعت انشا مقرر شد از كارت تصويري نيز استفاده گردد, تصوير خواني و از تصاوير عنواني براي نوشته ها استفاده گردد به كيفيت ها بيشتر از كميت ها مورد توجه قرار گيرد و در خصوص موضوع فهرستي از واژه ها قبلاً تهيه كرده و در اختيار آنان قرار داد كه بر گنجينه ي لغات آنها افزود. با اين روش ها با پيگيري و تدوين برنامه هاي جديد , مهارت هاي گوش دادن و نوشتن تقويت خواهد شد.

نتايج www.zibaweb.com

با توجه به موارد ذكر شده مي توان به نتايج زير اشاره كرد با اجراي اين روش ها :

- دانش آموزان خود قادر به نوشتن انشا شدند هر چند در حد چند سطر

- اكثريت دانش آموزان به خاطر تخيلي بودن داستان ها علاقمند به نوشتن شده بودند.

- دانش آموزان اعتماد به نفس لازم را در نوشتن پيدا كرده بودند.

- با اين روش ها بهتر مي توانيم از زمينه هاي رواني و علايق آنها پي ببريم.

- دانش آموزان مستعد در نگارش شناسايي و هدايت مي شدند.

- مهارت هاي گـوش دادن و صحبت كـردن آنها در كنار مهارت نوشتن تقويت مي شود.

- با توجه به روند صعودي پيشرفت , در مقايسه انشاها – توالي مطالب , گنجينه لغات و تنوع مطلب بهتر مي شود.

- دانش آموزان با قرار دادن خود به جاي قهرمان علاقمند مي شوند و روحيه شادابي در اين رنگ دارند.

- چون خود را قهرمان داستان مي دانند در مواجه شدن با مشكلات خلاقانه تصميم مي گيرند و از مواجه با شكست هراس نداشته و آثار مطلوبي در زندگي آينده آنها خواهد داشت.

نتيجه گيري

نكته مهمي كه معلمان در زنگ انشا بايد مدنظر قرار بدهند , نوشتن انشا در سر كلاس و در حضور معلم است نه در منزل , اگر اين روند در مدارس پيگيري شود, دانش آموزان در پايه هاي بالاتر نوشته هاي قوي خواهند داشت و اين قدرت نوشتاري باعث پيشرفت تحصيلي نيز خواهد شد.

            شيوه داستان نويسي و داستان گويي از بهترين روش مي تواند باشد كه توام با علاقه و دقت دانش آموزان مناسب ترين شيوه بوده و قوه تخيل و گنجينه لغات آنها را بالا برد و در جهت پيشرفت تحصيلي نيز در بلند مدت موثر خواهد افتاد.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 11:23 ] [ عليرضا ]

مدیریت رفتار با دانش آموز درکلاس درس ، معلم مهربان یا خشن؟!

اساس و بنیان مدیریت رفتار موثر، داشتن روابط مثبت با دانش آموزان است. ارتباط مثبت پیوند محکمی بین شما و دانش آموزانتان بر قرار می کندبدون این پیوند ، توان شما برای تحت تاثیر قرار دادن و هدایت کردن آنها ضعیف خواهد بود .
با رعایت نکات زیر می توانید روابط تان را با دانش آموزان تقویت کنید:
• وقتی دانش آموزان وارد کلاس می شوند با آنها احوالپرسی کنید.
• برای تک تک آنها اهمیت قائل باشید و به تک تک آنها توجه کنید.
• به نظر هایشان با دقت گوش بدهید.
• به آنها مسئولیت بدهید
.
• حتی موقعی که دارید رفتار نامناسبشان را تصحیح می کنید به شأن و شخصیت آنها احترام بگذارید.
• و دست آخر اینکه: «همانقدر که فکر میکنید سزاوارید دانش آموزان به شما احترام بگذارند به آنها احترام بگذارید»..
«موفقیت شما در شغل معلمی آنقدر که به روابط مثبت ، مهربانانه و اعتماد آمیز با دانش آموزان وابسته است به هیچ مهارت ، ایده ،ابزار یا دستور العملی بستگی ندارد». ( پروفسور اریک جنسن)
معلمان کارآمد:
معلمانی که می توانند به خوبی بر رفتار دانش آموزان مدیریت کنند همگی این خصوصیات را دارند:
• از مهارتها و ابزارهای گسترده ای استفاده می کنند.
• افکار واقع گرانه دارند .
• بر احساسات خود مسلطند .احساسات متعادل داشتن به معنی بی تفاوت بودن نیست. شور و شوق داشتن وبا انرژی و علاقه کار کردن از ضروریات معلمی است. اما نباید در ابراز آنها زیاده روی کنید.

زیاده روی در هر احساسی روی توانایی فرد در داشتن تفکر منطقی و معقول اثر می گذارد
تنبیه:
مهمترین نکته ای که باید یاد آور شد این است که تنبیه موجب تغییر رفتار نمی شود.
• تنبیه موثر شما فقط مدت زمان محدودی وقوع رفتار نامناسب را به تعویق میاندازد.
• شدت تنبیه نیست که انجام رفتار نامناسب را محدود می کند بلکه قطعیت آن است. یعنی دانش آموز مطمئن باشد که شما قطعا او را تنبیه می کنید.
• تنبیهات کلاسی در صورتی موثر خواهند بود که از ضعیف به شدید استفاده شوند. مثال
1. اخطار دادن به دانش آموز
2. تغییر دادن جای او
3. نگه داشتن او پس از پایان کلاس به مدت 5 دقیقه
4. اطلاع دادن به والدین
5. اخراج از کلاس
6. و دست آخر اینکه:«موقع تنبیه باید همیشه طوری عمل کنیدکه دانش آموز متوجه شود این کار شما در واقع انتخابی است که خود او کرده و نتیجه منطقی عمل خودش بوده است.))
پاداش:
مهمترین نکته ای که باید یادآور شد این است که پاداش موجب تغییر رفتار می شود.
• موثرترین شکل پاداش استفاده از بازخوردهای عاطفی مثبت است مثل لبخند زدن ، تشکر کردن ، آرزوی موفقیت کردن
• وقتی جایزه می دهید هرگز نباید آن را پس بگیرید اگر پس از دریافت جایزه رفتار نادرستی از دانش آموز سر زد باید از تنبیه مناسب آن رفتار استفاده کنید.
• پاداش باید عادلانه باشد.
جای دانش آموزان در کلاس:
• همیشه برنامه مشخصی برای تعیین کردن جای دانش آموزان در کلاس داشته باشید.
• وقتی دانش آموزان قبول کنند که طبق برنامه شما سر کلاس بنشینند درواقع پذیرفته اند که دستور کار کلاس را شما تعیین می کنید.
• دانش آموزان مشکل ساز را در همه کلاس پخش نکنید .
• اگر بخواهید دانش آموزان را به صورت گروهی دور هم بنشانید باید برای انها حد و مرز تعیین کنید و اجازه ندهید پا را فراتر از سطح معینی از رفتار اجتماعی بگذارند.
• هر چند وقت یک بار برنامه نشستن آنها را تغییر دهید.
• دقت کنید دانش آموزانی که قدرت تمرکز کمتری دارند نزدیک شما بنشینند و از جاهایی که موجب حواس پرتی آنها می شود مثل پنجره ها دور باشند.
جای معلم در کلاس:
جای شما در کلاس می تواند تاثیر زیادی در کارآیی شما داشته باشد.
• هنگام تدریس تمام مدت جلو کلاس نباشید. اگر مدام جلو کلاس بایستید سایر نقاط کلاس به منطقه تحت کنترل دانش آموزان تبدیل می شود
.
• در تمام کلاس حرکت کنید تا نظارت خود را بر تمام قسمتهای کلاس اعمال کنید.
• وقتی در جلو کلاس قرار می گیرید در یکی از گوشه های کلاس بایستید.
• وقتی می خواهید رفتار دانش آموزی را اصلاح کنید برای صحبت ابتدا به او نزدیک شوید هرگز سعی نکنید از دور این کار را بکنید.
• و دست آخر اینکه: «هرگز به حریم فردی دانش آموزان تجاوز نکنید اگر بیش از حد به آنها نزدیک شوید احتمال اینکه گفتگویی آرام در باره یک نکته انضباطی به برخوردی خشن و شدید تبدیل شود به طور چشمگیری افزایش پیدا می کند».
شروع و پایان خوبی داشته باشید:

نحوه شروع و تمام کردن درس بخش مهمی از مدیریت موثر رفتار را تشکیل می دهد زیرا با این کار جو و فضای درس همان روز و روز بعد رااز قبل مشحص می کنید.
• وقتی وارد کلاس می شوید با لبخند به دانش آموزان سلام کنید فعالیتهای آن روز کلاستان را از قبل لیست کنید تا در زمانهای مناسب دانش آموزان بتوانند آن را انجام دهند. با این کار یک فضای مثبت اجتماعی و کاری ایجاد می کنید.
• در آخر درس چنانچه کلاس مطلوبی داشته اید به دانش آموزان بگویید از هم صحبتی و درس دادن به آنها لذت برده اید به فعالیتهای موفقیت آمیز آن روز تاکید کنید و به مواردی که پیشرفت خوبی نداشته اند نپردازید
• و دست آخر اینکه:«وقتی دانش آموزان از کلاس بیرون می روند به هر کدام جمله مثبتی بگویید حتی یک لبخند ، و خدا حافظ هم بی تاثیر نیست».
فضایی از رفتار خوب و پسندیده ایجاد کنید:
• رفتار مودبانه هزینه ای ندارد اما مانند چسب اجتماعی خوبی است که روز به روز افراد بیشتری را به هم پیوند می دهد .
• با رفتار خودتان همان رفتار اجتماعی مناسبی را که از دانش آموزان توقع دارید به نمایش بگذارید .
• با ملایمت رفتار دانش آموزانی که ادب را فراموش می کنند تصحیح کنید .
• و دست آخر اینکه : «اگر مجبورید صحبتتان را با دانش آموزی قطع کنید تا رفتار نامناسب دانش آموز دیگری را تصحیح کنید حتما از او عذر خواهی کنید».
سرمایه گذاری کنید تا سود ببرید:
یکی از اصول اولیه روابط انسانی می گوید :همان چیزی را که می خواهید بگیرید بهتر است اول آن را بدهید.
• اگر به آنها احترام بگذارید به احتمال زیاد به شما احترام خواهند گذاشت.
• اگر تصمیم بگیرید با رفتاری آرام و منطقی نسبت به رفتار آنها عکس العمل نشان بدهید احتمال اینکه با آانها رو در رو بشوید ضعیف است.
• اگر بپذیریم که دانش آموزان انسان هستند ونه (ماشینهای یادگیری) احتمال اینکه روابط کاری بهتری با آنها برقرار کنید بیشتر می شود.
• اگر رویکردی قاطع و در عین حال عادلانه در مورد انضباط داشته باشید احتمال اینکه دانش آموزان مطابق انتظارات شما رفتار کنند بسیار بیشتر می شود.
• و دست آخر اینکه : اگر وقتی حضور و غیاب میکنید با لبخند و یک صبح بخیر دوستانه ورود دانش آموزان را به کلاس خوش آمد بگویید احتمال اینکه به جای غرغر های معمول پاسخ دوستانه ای بشنوید بسیار بیشتر می شود.
اصول مدیریت رفتار با دانش آموز
1. برای بروز رفتارهای خوب برنامه ریزی کنید
برنامه ریزی برای ایجاد زمینه هایی که دانش آموزان بتوانند رفتارهای خوب از خود نشان بدهند دو عامل مهم پیشگیری و کاهش رفتار نامناسب را در حالت تعادل نگه می دارد.

به جای اینکه روی اشتباه دانش آموز تمرکز کنید اورا به سوی انتخاب رفتار مطلوب هدایت کنید.

2. رفتار و رفتار کننده را از هم جدا کنید
هنگام روبرو شدن با رفتار نامناسب همیشه باید این نکته را برای دانش آموز روشن کنید که انتقاد شما متوجه خود رفتار است و نه کسی که رفتار از او سر زده است.به یاد داشته باشیم اشتباهی که دانش آموز می کند با شخصیت او یکی نیست و اگر به او بر چسب
دانش آموز بد بزنیم اغلب باعث میشود که او از خودش تصویر ذهنی ضعیفی بسازد
3. از زبان انتخاب استفاده کنید .
بر اساس اصولی عادلانه به دانش آموزان اجازه بدهید از بین رفتارهایشان انتخاب کنند.به آنها کمک کنید تا انتخاب مناسبی داشته باشند
بگذارید آنها نتیجه رفتاری را که انتخاب کرده اند ببینند(پاداش ویا تنبیه )
.استفاده از جمله هایی که به دانش آموزان کمک کند تا بین رفتارهایشان انتخاب کنند ممکن است در ابتدا به نظرتان عجیب و نامناسب برسد اما باید مدام آنها را به کار ببرید تا در اثر تکرار این عبارت ها جزیی از گفتارتان شود و به طور طبیعی آنها را به کار ببرید.
به تفاوت چشمگیر بین این دو جمله توجه کنید:
رضا اگه بخوای همین طور حرف بزنی باید بری تنها گوشه کلاس بشینی.
رضا اگه تصمیم بگیری وقتی که من درس می دهم همین طور حرف بزنی یعنی تصمیم گرفته ای بروی تنها گوشه کلاس بشینی حالا از تو می خواهم درست تصمیم بگیری. متشکرم.
معنی جمله اول این است :اگه کاری را که من می گویم نکنی مجبورت می کنم .این جمله یک تهدید مستقیم است. اما معنی جمله دوم این است که خودت مسئول اعمالت هستی و از تو می خواهم رفتار درست را انتخاب کنی
4. فضایی سرشار از اعتماد و حمایت ایجاد کنید.
اعتماد پایه واساس کلیه روابطی است که در آن حمایت متقابل وجود دارد.

برای رسیدن به این هدف از شیوه های بسیاری می توانید استفاده کنید مثلا:
• در موردمیزان صمیمیت با آنها حد و مرز های روشنی را مشخص کنید و همیشه به آنها پایبند باشید.
• در نحوه بر خورد و میزان انتظارات خود از دانش آموزان ثبات قدم داشته باشید.
• به تعهدات خودتان نسبت به آنها عمل کنید از تک تک آنها در کلاس حمایت کنید در یادگیری به آنها کمک کنیدو.....
• به تک تک آنها توجه کنید.
5 . الگوی همان رفتاری باشید که از دانش آموز انتظار دارید
دانش آموزان در حال کسب آن مجموعه از مهارت های اجتماعی هستند که به کمک آنها بتوانند انتخابهای رفتاری درستی داشته باشند به همین خاطر نیاز دارند که از رفتار شما الگو بگیرند. نیازی نیست که شما یک الگوی عالی رفتاری باشید و هیچ اشتباهی نکنید. .یک انسان معمولی که خطا می کند و به خاطر آنها عذر خواهی می کند الگوی بسیار خوبی است.
6 .مسائل مهم را پی گیری کنید
مشخص کردن مسائل مهم باعث می شود تا از تیز بینی بیمارگونه دور باشید ونخواهید اشتباهات دانش آموزان را زیر ذره بین بگذارید وبا آنها برخورد کنید زیرا در این صورت به سرعت خسته می شوید و فضایی بسیار پر تنش را در کلاس درس حاکم می کنید
7. دوباره ارتباط برقرار کنید و رابطه را تصحیح کنید
فقط در صورتی می توانید روی رفتار دانش آموزان تاثیر مثبت بگذارید که با آنها ارتباط داشته باشید. وقتی به دلیل انتخاب نامناسب رفتار دانش آموز ضروری است او را تنبیه کنید نوعی احساس تنفر از شما در او به وجود می آید و رابطه شما را دچار تنش میکند. باید مراقب باشید تا در اولین فرصت ممکن بعد از تصحیح رفتار دانش آموز دوباره با او رابطه مثبت بر قرار کنید .
به یاد داشته باشید که : «با این کار مستقیما رفتار خوب را به دانش آموز نشان میدهید».
برنامه انضباطی ده مرحله ای
مرحله اول:وقتی دانش آموزان کار خوبی می کنند آنها را تشویق کنید.
مرحله دوم :از الگو سازی مثبت استفاده کنید.
مرحله سوم :از روش نزدیک شدن به دانش اموز استفاده کنید مثلا:متوجه می شوید یکی از دانش آموزان به کلاس بی توجه است بنابراین در کلاس قدم می زنید و به تدریج به او نزدیک می شوید و در حالی که به سراغ او می روید از دانش آموزانی
مشغول کار کلاسی هستند تعریف میکنید . این کار شما باعث میشود آن دانش آموز به کار کلاسی برگردد.به محض اینکه این کار را کرد به او توجه کرده و از او تعریف کنید.
مرحله چهارم : برای تصحیح رفتار دانش آموزان از آنها سوال کنید.
مرحله پنجم : توصیه های خود را به صورت خصوصی بگویید.
مرحله ششم : اول گفته دانش آموز را تایید کنید بعد اورا به مسیر درست هدایت کنید .
مرحله هفتم : به روشنی قوانین کلاس را به دانش آموزان یاد آوری کنید. در یادآوری این قوانین از عبارت قوانین ما استفاده کنید.
مرحله هشتم : انتخاب روشنی پیش پای دانش آموز بگذارید.
مرحله نهم : طبق توافق نسبت به رفتار نا شایست دانش آموز واکنش نشان بدهید .
مرحله دهم : از شیوه های اخراج از کلاس استفاده کنید.

ملاحظات مربوط به اخراج دانش آموز از کلاس
• مسلما اخراج از کلاس جدی ترین عملی است که بر اساس شرایط کلاس انجام می دهید باید این کار را با احتیاط انجام داد در غیر این صورت تاثیر چندانی نخواهد داشت. تنها موقعیتی که از شیوه های دیگر استفاده نمی شود و مستقیما شیوه اخراج اجرا می شود وقتی است که رفتار یک دانش آموز سلامت همکلاسی هایش را به خطر می اندازد در چنین موردی استفاده از این روش هرگز نشانه ضعف شما نیست بلکه جزئی از برنامه انضباطی شما می باشد.و باید همیشه نکاتی را در این مورد در نظر گرفت.بهترین کار این است که از طریق بحث و گفتگو با تمام معلمان و مسئولین مدرسه به پرسشهای زیر پاسخ داد و روشهای مورد توافق را به کار گرفت.
• چه نوع رفتارهایی اخراج دانش آموز را از کلاس ضروری می کند .آنها را لیست کنید؟
• به هنگام اخراج از چه نوع جمله های باید استفاده کرد؟
• چطور باید دانش آموز را از کلاس بیرون کرد؟
• و دست آخر اینکه : «اگر دانش آموز از کلاس بیرون نرفت چه باید کرد و از چه کسی میتوان کمک گرفت»؟
• دانش آموز پس از اخراج باید کجا برود؟
• نقش کسی که او را پس از اخراج تحویل می گیرد چیست؟
• چه نکاتی باید در پرونده دانش آموز درج شود؟
• به چه کسی باید اخراج دانش آموز را اطلاع داد؟
• و دست آخر اینکه :« اگر مجبور شوید دانش آموزی را مرتب از کلاس بیرون کنید چه باید کرد»؟
اخراج از کلاس اولین پیامد بد رفتاری دانش آموز است. بنابر این نقش معلم پس از اخراج دانش آموز به عنوان کسی که مجری این کار بوده است بسیار حیاتی است.پس از اخراج باید در اولین فرصت با دانش آموز حرف بزنید و
• در مورد اینکه اگر این رفتار بار دیگر تکرار شد چه تصمیم بهتری می شود گرفت با هم صحبت کنید.
• به او نشان بدهید که از او هیچ دلخوری ندارید و جلسه بعد همه چیز مثل روز اول خواهد بود.
• برای جبران کلاسی که از دست داده بر نامه ریزی کنید
.
• هر رفتار بهتری که او می تواند در چنین مواقعی داشته باشد به او یاد بدهید .
• ارتباط عادی را با او از سر بگیرید و اگر دلخوری یا ناراحتی پیش آمده آن را رفع کنید .
این نکته نیز بسیار مهم است که اخراج دانش آموز را به والدین او ناظم و مدیر مدرسه هم اطلاع دهید .
مجهز کردن جعبه ابزارمدیریت رفتار دانش آموزان مانند جعبه ابزار است به این معنا که همیشه به یاد داشته باشید برای اداره کلاس در هر موردی همیشه یک راه حل یا یک شیوه ثابت وجود ندارد.این جمله را با خودتان تکرار کنید :وقتی یک روش جواب نمی دهد آن را کنار بگذار و از روش دیگری استفاده کن مثل استفاده از جعبه ابزار.معلمان کارآمد قبل از دست بردن در جعبه ابزارشان ابتدا ویژگی ها و شرایط کلاس را می سنجند و بر اساس آن مناسبترین مهارت یا شیوه عمل را انتخاب می کنند .که به نمونه هایی از آن اشاره می شود:
• به هنگام توصیه به دانش آموزان به جای (لطفا) در اول جمله از واژه (ممنونم )در پایان جمله استفاده کنید.مثال:
رضا (مکث )خودکارت را روی میز بذار وبه من نگاه کن .ممنونم..
وقتی در آخر جمله از واژه (متشکرم ) استفاده می کنید در واقع می گویید ( آنقدر مطمئنم در خواستم را انجام می دهی که از قبل ،از تو تشکر می کنم.)
• پس از اینکه دستور شفاهی قاطع خود را که با (ممنونم ) تمام شده صادر کردید لازم است دیگر گفتگوی انضباطی را ادامه ندهید و در عوض کارهای زیر را انجام دهید : دیگر به دانش آموز نگاه نکنید ، از او دور شوید وبه سایر دانش آموزان بپر دازید، به سراغ دانش آموزانی بروید که کارشان را خوب انجام می دهند و وقت تان را صرف آنها کنید.
• این روش شما که جزء ابزارهای جعبه ابزار مدیریت شماست به معنی نادیده گرفتن رفتار نامناسب نیست بلکه به این معنی است که تصمیم می گیرید:
1- کدام رفتارهای دانش آاموزان را می شود نادیده گرفت و برای چه مدت ؟
2- در چه مواقعی باید آنها را نادیده گرفت؟ (اغلب وقتی همه کلاس متوجه این موضوع می شوند مناسب است.)
• گاهی اوقات وقتی مدام از دانش آموزان بدرفتاری می بینیم وسوسه می شویم عصبانیت و سر خوردگی خود را با سخنرانی کردن خالی کنیم اما باید جلوی این نوع وسوسه ها را بگیریم و خیلی مختصر و مفید حرفمان را بزنیم زیرا دستورهای کوتاه وصریح باعث می شود که دانش آموزان روی موضوع اصلی تمرکز کنند و مشکل را به راحتی تشخیص دهند و بتوانند مشکل را حل کنند. www.zibaweb.com
• با بد رفتاری دانش آموزان مانند اشتباهی که به راحتی قابل اصلاح است برخورد کنید .راه موثر و مسالمت آمیزی که برای این کار وجود دارد این است که به آنها توضیحی کوتاه در باره مشکل بدهید بدون اینکه کسی را مقصر بدانید و سر زنش کنید.
• در صحبت با دانش آموزان به جای فعلهای منفی از فعل های مثبت استفاده کنید.همیشه به جای اینکه به دانش آموز بگویید چه کاری را نکند به او بگویید چه کاری را بکند. (مثال ) احتمال موثر بودن جمله ( رضا از تو می خواهم بگیری بشینی. متشکرم. )به مراتب بیشتر از جمله ( رضا لطفا توی کلاس راه نرو..)
• از دادن اخطارهای مکرر خودداری کنید زیرا با این کار دانش آموزان را تشویق می کنید که پا را از حد خود فراتر بگذارند. مسلما این نوع اخطارها کار ساز نیست: (رضا ! این سومین اخطار نهاییه که دارم به تو می دهم! )
• اگر خطر اینکه دانش آموز با رفتار نامناسبش به خودش یا دیگران صدمه ای وارد کند وجود ندارد اصراری به دنبال کردن فوری توصیه تان نداشته باشید. اگر به دانش آموز فرصت کوتاهی برای این کار بدهید احتمال اینکه بین شما واو بر خوردی پیش بیاید را کاهش می دهید و در عین حال به او اجازه می دهید که در حضور هم کلاسیهایش وجهه خود را حفظ کند.
• وقتی دانش آموزی می گوید :مگه زوره ! یا ( نمی تونی به من زور بگی ! ) بسیاری از معلمان احساس ناتوانی می کنند و تسلیم ندای درونشان می شوند که می گوید : من نمی تونم؟ حالا نشونت می دهم . مسلما پاسخ دادن به این ندای درونی هیچ سودی ندارد و فقط باعث درگیری و برخورد بین معلم و دانش آموز لجوج می شود .واقعیت این است که شما نمی توانید دانش آموزان را وادار به انجام کاری کنید. اما از این واقعیت می توانیم به نفع خودمان استفاده کنیم . به این ترتیب که :«ابتدا گفته آنها را تایید کنیم و بعد بگوییم که انتظار داریم رفتار درستی را که ما توصیه می کنیم انتخاب کنند».
• بعضی دانش آموزان خیلی زود می فهمند که می توان با رفتارهای نامناسب توجه کامل شما را به خودشان جلب کنند. برخی دیگر اگر پس از صحبت در باره رفتار نامناسبشان همچنان آنها را زیر ذره بین بگذارید احساس می کنند مورد تهدید قرار گرفته اند. در هر صورت موثر ترین شیوه این است که توجه تان را هر چه سریع تر از رفتار نامطلوب دانش آموز به چیز دیگری معطوف کنید.
• برای اینکه دانش آموز بتواند رفتارش را متوقف کند و در باره رفتار دیگری فکر و سپس عمل کند به زمان نیاز دارد . اگر برای انجام این فرایند به او فرصت لازم را بدهید احتمال اینکه به توصیه تان عمل کند و رفتار مطلوب را انتخاب کند افزایش
می دهید.

• یکی از عوامل موثر در مدیریت رفتار استفاده از سوالاتی است که بتواند توجه دانش آموز را جلب کند. این پرسشها باعث
می شود که دانش آموز بدون آنکه احساس گناه کند مسئو لیت رفتارش را به عهده بگیرد. به ندرت پیش می آید که دانش آموز به (( چرا ))های شما جواب های با ارزشی بدهند. بهتر است توجه دانش آموزان را با ((چه))پرسیدن به درس برگردانید. مثال: معلم : رضا !می بینم از سر جات بلند شدی . داری چه کار می کنی؟ رضا : هیچی. معلم : الان باید چه کار کنی ؟ رضا: نمی دونم . معلم : باید تمرین شماره دو کتاب را حل کنی تصمیم بگیر ، این تمرین را حل کنی . ممنونم
.
خلاصه مطلب
 داشتن رفتار مناسب را مهمترین وظیفه خود بدانید و آن را در راس امور قرار دهید .
 برای دانش آموزان فعالیتهای روز مره روشن تعیین کنید و از این عمل برای مدیریت بهتر کلاس درس استفاده  کنید.
 به دانش آموزان به طور فعال مسئو لیت هایشان را آموزش دهید.
 حتی وقتی رفتار دانش آموزی مناسب نیست رفتارتان طوری باشد که حقوق اساسی خودتان و او را حفظ کنید.
 به دانش آموز مرتبا باز خورد رفتار مناسبش را بدهید. برای این کار رفتار او را با استفاده از واژه های مثبت توصیف کنید.
 به دانش آموزان یاد بدهید که به دستورها و توصیه هایتان توجه کنند.
 آگاهانه از حرکات و اشاره هایی استفاده کنید که اقتدار و اعتماد به نفس شما را نشان می دهد.
 از روشهای مسالمت آمیز استفاده کنید.
 انتخاب های رفتاری روشنی در اختیار آنها قرار دهید تا برای تسلط روی رفتارشان تشویق شوند.
 از تمر کز بیش از حد روی رفتارهای نامناسبی که از دانش آموزان سر می زند خود داری کنید.
 از عزت نفس دانش آموزان حمایت و محافظت کنید.
 رفتار نامناسب را از رفتار کننده جدا کنید .
 به دانش آموزان فرصت بدهید تا بر رفتارشان مسلط شوند و بتوانند به توصیه های شما پاسخ مناسب بدهند.
 با قاطعیت موضوعات مهم را پیگیری کنید ولی نه با بی رحمی .
 مدام روابط کاری تان را با دانش آموزان هر چه بیشتر مستحکم کنید.
موقع عصبانیت قضاوت نکنید . قبل از آرام کردن دیگران خودتان را آرام کنید.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 11:21 ] [ عليرضا ]

یک تجربه  ؛ پیشداوریها و قضاوتهای دانش آموزان از معلم بر اساس حسادت خاص در محیط خانواده

حمید رضا ترکمندی

      معمولا" والدینی که دارای فرزند (دانش آموز) هستند  حتما" یکبار با چنین مشکلی روبرو شده اند و گاهی  قضاوت یا اطلاعات  فرزندشان در مورد دیگر دانش آموزان یا  روش  کاری  معلمان آنها ، به حدی والدین را تحت تاثیر قرار داده که ممکن است ، عصبانیت یا قضاوت  والدین بر اساس نظر فرزندشان ، مشکلاتی را درست کند .یعنی ممکن است بر اثر تحریک ،احساسات یا جبهه گیری فرزند خود ، تمام قضاوت وی را قبول نمایند و آن را به دیگران نسبت دهند در حالیکه  اشتباه به دانش آموز بر می گردد نه به اولیای مدرسه !

 

      به عنوان مثال اگر با ورود فرزند شما از مدرسه به محیط منزل قبل از در آوردن  کفش خود با صدای  بلند ، شروع به  گریه نماید ، شما  شکه خواهید شد و دلتان خواهد سوخت ، که ممکن است کسی وی را تنبیه کرده و یا مورد حمله افرادی در کوچه قرار گرفته است ! و سپس با همان حالت احساسی خود به شما بگوید : من دیگر این معلم را تحمل نمی کنم او مرا دوست ندارد  او دانش آموز فلان را بیشتر از همه دوست دارد ، نمره من را کمتر داده و نمره آن یکی را بیشتر  ، او بین ما تبعیض قایل است و احتمالا" با من  دشمنی و خصومت دارد  او حق من را زیر پا می گذارد ! ( و این دشمنی خیالی را به مراجعه مادر به مدرسه و معلم در روز فلان  نسبت دهد !)

 

        معلمان با تجربه و با سابقه خدمت بالا می دانند که ممکن است اگر در مدارس ابتدایی  و حتی راهنمایی پسرانه یا دخترانه ،هر روز کنار یک میز مشخص بایستند و یا هر روز  کتاب درسی یک دانش آموز را برای لحظاتی نگاه کند ، یا هر هفته یک دانش آموزان معین را به عنوان نماینده کلاس ( برای امور ساده ای مانند آوردن ماژیک از دفتر )برای برخی امور به دفتر مدرسه اعزام کند ، ممکن است این اقدام وی را دال بر دوست داشتن آن دانش آموز ، در نظر بگیرند و یا اینکه دیگر محصلان و دیگر ردیف های میز و نیمکت را دوست ندارد !پس خود را فراموش شده تصور کرده و شروع به خصومت با همکلاسی ها بنمایند ..... تجربه و خاطره واقعی زیر  را بخوانید :

 

          در یک  مدرسه راهنمایی دخترانه  تمام دانش آموزان کلاس به طرز عجیبی با هم رقابت  تنگاتنگ و  صدمی داشته  و والدین آنها نیز حتی از  صدم های  نمرات به طور کامل ، آگاه بودندو روز به روز  نمرات را دنبال می کردند ، همین باعث  شده بود تا  حساسیت  بیش از اندازه دانش آموزان به نمره ، به   رقابت ناسالم  و تلاش برای  پشت سر گذاشتن دیگران ،  استرس ، اضطراب ، حالتهای  رنجیدگی و غیره تبدیل بشود و اگر کسی  در یک درس  پیشرفتی داشت و نمره بهتری  کسب می کرد مورد خشم ، شیطنت و شاید آزار غیر مستقیم دیگر دانش آموزان  قرار می گرفت ...

 

        یکی از والدین  چند هفته ای از این  زود رنجی ، حساسیت ، قضاوتهای سریع و نپخت  فرزندش به ستوه آمده و از من در این مورد کمک خواست . و عنوان کرد که سایر  دانش آموزان حتی  شروع  به اعتراض  به معلمان  با بهانه ها مختلف  کرده اند و می گویند : معلم فلان درس توجه بیشتری به فلان دانش آموز دارد و حق ما را به درستی ادا نمی کند !  معلم فلان درس بین دانش آموزان تبعیض و تفاوت قایل است ! معلم ، فلان دانش آموز را بیشتر از همه  تشویق لفظی می کند !  و یا دانش آموزان شروع کرده بودند به نوشتن اعتراضات  انفرادی و دسته جمعی و انداختن آن در صندوق انتقادات مدرسه  و گلایه به مدیر و مربی پرورشی و  شکوائیه به والدین شان در منزل !  

 

         اما هر معلم با سابقه ای می داند که هیچیک از دانش آموزان برای معلم ، عزیز تر از دیگری نیست و مانند فرزندان خود بدانها  نگاه می کند و اگر  تشویقی صورت می گیرد بر اساس تلاش و فعالیت  دانش آموز است نه چیز دیگر .  ادامه این روند  به روحیه معلمان و کارایی آنان  لطمه وارد می ساخت و ممکن بود دامنه این اعتراضات بیشتر شده و عواقب بدتری داشته باشد  و از سویی دیگر شاید  توجه به دانش آموزان  زرنگ و نخبه هم کمتر میشد و آنها چوب حسادت بی دلیل دیگر دانش آموزان را خورده و دچار افت تحصیلی شوند!www.zibaweb.com

 

      به فکر چاره افتادیم ، و اقدامات ساده ای در این رابطه را مطالعه بفرمایید :

 

        چند تن از والدین کارشناس ، فرهنگی و با تجربه در قالب انجمن کلاسی  بحث را مطرح و همگی متفق بودند که ضرر این حساسیتها بیشتر از فایده آن است  و باید ریشه آن را پیدا کرد و در حالتی مانند  اتاق فکر ، به بررسی زوایا پرداخته و علل را مشخص کردیم که به نظر من مهمترین علت ، حسادت دانش آموزان با توجه به وضعیت سنی مخصوص و فشار و حساسیت بیش از حد والدین و بویژه برخی از  مادران به نمره 20 فرزندشان بود نه چیز دیگر ..

به همین منظور قرار شد در این رابطه اقداماتی را به معلم یا مدیر پیشنهاد دهیم و آنها را در اجرا یا عدم اجرا آزاد بگذاریم و تصمیم گیری نهایی با خودشان ( که دخالت در امور مدرسه تلقی نگردد!)

 

          احادیثی  در مورد  مذمت  ، غیبت کردن ، حسادت ، و حدیث هایی در مورد فواید خوشنودی از موفقیت و پیشرفتهای دیگران و نقش آن در پیشرفت ما ، از کتب معتبر یافتم  و علاوه بر آن  یک روش  عملی  پیامبر ص را در این مورد نوشته و  مختصری در مورد طرح و علل آن را به یکی از معلمان فعال مدرسه دادیم تا  ضمن وانمود کردن به اینکه از جریان مطلع نیست در یک جلسه  چند دقیقه ای در این رابطه برای دانش آموزان در کلاس  سخن بگوید و  ضمن  مباحثه و نظر خواهی از آنان شیوه های مورد نیاز را اعمال نماید . ایشان ضمن ایجاد سئوال برای دانش آموزان با زبان ساده ، مذمت و تبعات منفی  حسادت و غیبت و غیره را  توضیح داده  و اینکه به جای آن  ضمن خرسندی  از پیشرفتهای دیگران ، خود نیز برای رسیدن به آن رتبه ها  ، تلاش نمایند .

 

          این دبیر مدرسه ، سپس از خاطرات خود و نیز خاطرات سایر دانش آموزان برای رسیدن به اهداف ، بهره جسته بود . مدیر مدرسه هم  احادیث را به صورت درشت چاپ و در تابلو اعلانات مدرسه نصب  کرده و صحبتهایی در این راستا با زبان ساده  برای کل دانش اموزان داشته و اقدامات مشابه دیگری را در این راستا ( مانند برگزاری مسابقه انشا برای کل کلاس ها با موضوع  : پیشرفتهای درسی سایر دانش آموزان چه تاثیری بر شما خواهد داشت ؟ و اهدای جوایز بدانها) انجام داده بود .

 

        در جلسه عمومی انجمن اولیا و مربیان نیز یکی از کارشناسان مطلع به مدت 15 دقیقه در مورد  اثرات سوء غیبت و حسادت بر جسم و روان دانش آموزان  سخنرانی  جمع و جور و مفیدی ارائه داد  که به دلیل اینکه  به موضوع  سلامت و بهداشت روان دانش آموزان ربط داشت و والدین به این موضوعات بسیار علاقمند هستند ، مورد توجه و توافق  پدران و مادران دانش آموزان مدرسه قرار گرفت ...

 

       توسط مدیر آموزشگاه به  امام جماعت که شیفت ظهر نماز جماعت را در مدرسه برگزار و وسط  دو نماز  سخنان و احادیثی را از معصومین ذکر می کرد ، توصیه شده بود یک روز را به مشکل غیبت ، بدگویی و حسادت اختصاص دهد ، که نحوه بیان آن از زاویه دیگر ،برای دانش آموزان جالب و جدید بود.

 

          تقریبا" بعد از 3 هفته از اجرای این فعالیت ها ، اثری از اعتراضات کتبی ، درگیری ، گلایه و شکوائیه دانش آموزان  مشاهده نشد  و ضمن  وجود یک حالت دوستانه در کلاس ، انتقال  احساسات منفی یا پیشداوریهای  دانش آموزان به خانواده های خود نیز  کاهش چشمگیری داشت و مهمتر اینکه دانش آموزان در بازگشت از مدرسه  گلایه ای نداشته و حساسیتها را مانند  قبل به والدین خود منتقل نکرده  و حتی از تشویق سایر دانش آموزان در مراسم مدرسه ،اهدای لوح تقدیر به دیگران ، اهدای جوایز به دانش آموزان و غیره  اظهار خوشحالی می کردند . و مشکل برطرف گردید .


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 11:20 ] [ عليرضا ]

مديريت كلاس و انضباط

1.  عبارت مدیریت کلاس اغلب حسن تعبیری است برای اقدامات انضباطی که خود ممکن است به منزله حسن تعبیری برای تنبیه مورد استفاده قرار گیرد . به طور دقیق تر ، مدیریت کلاس عبارت است از ترتیب دادن فعالیتهای کلاس برای تسهیل تدریس و یادگیری ؛ اقدام انضباطی عبارت است از مداخلاتی که در نتیجه رفتارهای مختل کننده (یا تهدید کننده به اختلال) فعالیتهای کلاس لازم می شود .

2.  متنی که تدریس در آن انجام می شود - کلاس - دارای این ویژگی هاست: چند بعدی (افراد بسیار ، فعالیتهای بسیار، هدفهای بسیار) ، همزمان (رویدادهای بسیاری دریک زمان روی می دهد) ، عاجل (بسیاری رویدادها مستلزم تصمیمات فوری معلم و اجرای آنهاست) و غیر قابل پیش بینی  (جریان رویدادهای کلاس را به دلیل پیچیدگی  آنها نمی توان به آسانی پیش بینی کرد) .

3.  مدیریت نظامی به پیچیدگی کلاس، همزمان با حفظ رفتار مرتبط با تکلیف دانش آموزان ، نیازمند مهارتهای آموزشی و پردازش اطلاعات ( ترصد و " حضور و همراهی " ) ویژه ای است که بسیاری از انها در نهایت ناخوداگاه و خودکار می شود.

4.  با این که ایرادهای اخلاقی و انسانی به موردی بر اعمال کنترل وارد شده است، تا جایی که معلمان همچون والدین عمل کنند و دلسوز دانش آموزان باشند ، انضباط لازم است .

5.  پژوهشهای مربوط به مدیریت کلاس نشان می دهد که قدرت فعالیت جاری (بردار اصلی) است که در برقراری و حفظ نظم اهمیت بسیار دارد، نه دفعات مداخله معلم و اصرار وی . همچنین ، مداخله های به موقع و گاهی پیش بینانه که جریان فعالیت کلاس را مختل نکند ثمر بخش تر است .

6.  راه کارهای پیشگیرانه در مدیریت کلاس دارای اهمیت ویژه ای است . بعضی از این راه کارها عبارتند از برقراری روالهای لازم ، یاد گرفتن نام دانش آموزان، وضع مقررات، اجرای پایای مقررات، فراهم کردن فرصت های مناسب برای استفاده بجا از تحسین، استفاده از شوخی ، حضور داشتن در زمان حال و در مکان کلاس و توجه به جو و محیط کلاس .

7.  با حضورترین معلمان آنهایی اند که متوقف سازی های آنها (دستور توقف رفتار بی ارتباط با تکلیف) به موقع، به هدف (متوجه خاطی) و آگاه کننده است . مشخصه های معلمان با حضور، توجه چند گانه و ترصد است و با رفتار مرتبط با تکلیف و اخلال کمتر در کلاس ارتباط مستقیم دارد .

8.  به نظر می آید که میان محیط های کلاسی صمیمی و خودمانی و مشکلات انضباطی کمتر ارتباط هست ؛ همچنین بعضی انواع فعالیتهای کلاسی مانند ارائه درس توسط معلم و فعالیت در گروههای کوچک به رهبری معلم کمتر از فعالیتهای دیگر چون کار پشت میز و مراحل انتقالی ، همراه با رفتارهای اخلالگر است .

9.  انضباط دموکراتیک از نظر " و بستر" مبتنی است بر استدلال ، ارتباط و احترام و توسط چند اصل بدیهی ولی اغلب مورد غفلت هدایت می شود .

10.نظام کلاس تحت تاثیر این عوامل قرار می گیرد : ترکیب دانش آموزان ، باورها و صفات معلم و استفاده معلم از روشهای علمی و مقداری هنر و ذوق. سومین عامل به وضوح در اختیار معلم است .www.zibaweb.com

11.وقتی اقدامات انضباطی پیشگیرانه برای جلوگیری از ظهور مشکلی انضباطی موفق نشود باید از روشهای اصلاحی استفاده کرد . استدلال ، تقویت ، استفاده از سر مشق ، خاموش سازی و تنبیه از این روش هاست .

12.به نظر می رسد که استدلال اغلب ، آمیخته با اقدامات انضباطی دیگر ، شیوه ای بسیار موثر و انسانی برای رفع مشکلات کلاس است . احتمالا دلایل ملموس برای کودکان کم سن تر موثر تر است ، دلایل انتزاعی در رابطه با کودکان بزرگتر ثمربخش تر است . به علاوه، دلایلی که بر اثر رفتار بر دیگران اشاره می کند بویژه موفقیت آمیز است و ممکن است در رشد سطوح عالی گرایش های اخلاقی نقش مهمی داشته باشد .

13.برنامه های تقویت نظام دار در مدارس اصولا از تقویت مثبت استفاده می کنند ، که گاه به شکل ژتون یا ترکیبی از تحسین معلم و پاداشهای ملموس دیگر است. بعضی شواهد نشان می دهد که تکیه افراطی بر پاداش برونی ممکن است اثری کاهنده بر انگیزش ذاتی داشته باشد و پس از قطع تقویت انگیزش و علاقه کاهش یابد .

14.اصل پریماک می گوید که رفتارهای که به طور خود انگیخته و به دفعات زیاد انجام می شود احتمالا تقویت کننده است و می توان از آنها برای تقویت رفتارهای کم بسامد تر استفاده کرد .

15.تقویت کننده های برونی شامل خوراکیها ، وسایل دستکاری ، محرکهای دیداری و شنیداری ، محرکهای اجتماعی و ژتون است. توجه از مهمترین و قوی ترین تقویت کننده های تحت کنترل معلم است .

16.اصول مهم حاکم بر استفاده از تقویت در کلاس اینهایند : تقویت فردی است (فقط بر حسب اثر آن بر فرد تعریف می شود) اثرات تقویت خودکار است ؛ تقویت و تنبیه باید پایایی داشته باشند ، رابطه نزدیکی با رفتار مورد نظر داشته باشد و هر چه زودتر روی دهد ؛ مقدار تقویت لازم را نباید کم بر آورد کرد ؛ وظیفه دانش آموزباید چنان تنظیم شود که بتوان گامهای کوچک وی را به دفعات زیاد تقویت کرد .

17.سیاهه تقویت فهرستی است از فعالیتهای تقویت کننده که دانش آموزان می توانند بسته به امتیازاتی که کسب کرده اند از آن انتخاب کنند .

18.سر مشقها (الگوها) معیارهایی برای رفتار مناسب در اختیار دانش آموزان قرار می دهند . گاهی تنبیه سرمشق ممکن است به بازداشت رفتارهای نادرست نیز کمک کند . احتمالا مهمترین سر مشق در کلاس معلم است .

19.خاموش سازی عبارتند است از تلاش برای از میان بردن رفتار نامطلوب از طریق باز گرفتن تقویت. در موارد بسیاری که معلم بر تقویت کنترل ندارد یا تقویت ذاتی یا غیر قابل شناسایی است، استفاده از این روش غیر عملی است .

20.تنبیه، استفاده از محرک ناخوشایند یا حذف محرک خوشایند در نتیجه رفتار است. بعضی از ایرادهایی که از تنبیه گرفته شده اینهاست: همیشه کار ساز نیست، سر مشق نامطلوبی برای رفتار خشونت آمیز می شود، ممکن است اثرات جانبی نامطلوبی داشته باشد و ممکن است به دلیل ناکامی منتج به رفتارهای ناسازگارانه شود .

21.پژوهش نشان می دهد که تنبیه ممکن است رفتارهای نامطلوب را سرکوب کند و بویژه در مواردی مناسب است که کودک باید یاد بگیرد چه رفتارهایی مجاز نیست .

22.عتاب (بیان عدم تایید ، که بیشتر کلامی ولی گاهی غیر کلامی است) از رایج ترین انواع تنبیه کلاسی است . در دو سال نخست مدرسه تحسین از تنبیه رایجتر است ؛ پس از آن ، عتاب رایجتر می شود ولی پس از دبیرستان دفعات آن کم می شود .

23.به نظر می رسد که ثمر بخشی عتاب با میزانی که برای انجام یا عدم انجام رفتاری ، دلیل ارائه دهد و فاصله عتاب کننده به عتاب شونده ارتباط دارد .

24.تنبیه به روش محروم سازی، عبارت است از انتقال دانش آموز از موقعیت تقویت کننده به موقعیتی دیگر که آن تقویت قابل دستیابی نیست. به سه صورت ممکن است باشد : انزوا (خارج کردن فیزیکی) ؛ مستثنا کردن (حذف کردن از فعالیتهای جاری بدون اخراج از کلاس) ؛ یا محرومیت با حضور(حذف کودک از فعالیتهای جاری و بردن وی به محلی که شاهد آن فعالیت باشد) .

25.جریمه نوعی تنبیه است که تقویت کننده های قبلا به دست آمده در نتیجه رفتار نامطلوب ، گرفته می شود .

26.معلم علاوه بر حفظ نظم کلاس باید به رشد مهارتهای اجتماعی و عاطفی در کودکان نیز توجه کند . کودک گوشه گیر و بی فعالیت نیز، مانند کودک طغیانگر ، پرخاشگر و مشکل آفرین به کمک احتیاج دارد .

27.آموزشگران انسانگرا اصرار می کنند که معلمان علاوه بر پیشگیری و اصلاح مشکلات در دانش آموزان، باید  به رشد هیجانی و اخلاقی آنها نیز توجه کنند . یک راه برای این منظور استفاده از برنامه ها و فنون مشخص جامعه دوستانه است .

مديريت كلاس و انضباط محيط كلاس

برای روشن تر شدن موضوع های این مبحث ، می بایست محیطی ( متنی ) را که تدریس و یادگیری در آن روی می دهد - و معلم در آن به مدیریت و برقراری انضباط می پردازد – بررسی  کنیم .

همان طور که ( دانش آموز متوسط ) یک انتزاع است در جهان خارج وجود ندارد ( کلاس متوسط ) نیز وجود خارجی ندارد . هر کلاسی منحصر به فرد است . هر کلاسی متشکل از ترکیب ویژه ای از شخصیت ها است که با یکدیگر و با شخصیت سبک معلم کنش متفابل دارند و محموعه پویا ، و همیشه در حال تغییری را به وجود می آورند .

بعضی از مشخصه ها وصف حال همه کلاس هاست و باید در تدریس به دانش آموزان و اداره کلاس مورد توجه قرار گیرد . دویل 1979 این ویژگی ها را چنین بیان می کند : کلاس چند بعدی است . همان طور که گفتیم کلاس شامل افراد گوناگونی است که در فعالیت های گوناگون بسیار شرکت کرده و برای رسیدن به هدف هایی چند کوشش می کنند . به علاوه بسیار ی از رویدادهای کلاس همزمان صورت می گیرد . بعید است که در هر لحظه از زمان فقط یک چیز روی دهد . حتی وقتی معلمان مشغول تدریس مستقیم به همه کلاس هستند ممکن است با درجات مختلفی از توجه در میان دانش آموزان مواجه شوند و رفتارهای ( یا سوء رفتار های ) گوناگون مشاهده کنند که ممکن است مجبورشان کند جریان تدریس را قطع کنند . وقتی معلم سوالی را آماده می کند باید همچنین تصمیم بگیرد که چه کسی باید پاسخ دهد ، سرعت درس رادر رابطه با وقت موجود تعیین کند و پيوسته در تك تك دانش آموزان مراقب علايم بي توجهي يا رفتارهاي بالقوه اخلال آور باشند. رویدادهای کلاس علاوه بر چند بعدی وهمزمان بودن عاجل نیز هستند . به این معنا که بسیاری از رویدادهایی که همزمان در کلاس رخ می دهد ، مستلزم پاسخ فوری معلم است . اگر می بایست جریان فعالیت های کلاس روان وهدفمند ادامه یابد ، باید تصمیمات به سرعت گرفته شده به منصه عمل در آید .

و بالاخره شاید مهمتر از همه این کارها این که با توجه به عاجل بودن ، چند بعدی بودن و همزمانی رویدادهای کلاس جریان آنها در هر زمان بسیارغیر قابل پیش بینی است .

برای مدیریت چنین محیطی – محیطی که مستلزم زنجیره پیوسته و سریعی  از تصمیمات عاجل است و مانند خود کلاس پیچیده و غیر قابل پیش بینی می باشد- نیار به مجموعه ویژه ای از مهارت های مدیریتی است . این مهارت ها البته تحت تاثیر فلسفه  شخصی و سبک تدریس معلم قرار می گیرد و باید منطق با اصول آموزشی صحیح استخراج شده از متون روان شناسی تربیتی - یا سخنان اهل فن - باشد .

اما اداره کلاس کار کاملا سرسام آوری نیست - هر چند در آغاز ممکن است چنین به نظر آید . معلمان خبره نیاز به تحلیل همه عناصری که همزمان در کلاس وجود دارد ندارند ، لازم نیست فعالیت های لحظه ای هر دانش آموز را با توجه و به ترتيب مورد نظارت و ارزیابی قرار دهند ، هرگاه لازم شود پاسخ دهند و در عین حال جریان آموش را روان و زنده نگه دارند ، بدون اینکه از شناخت و اغتنام از آن فرصت های کوتاه و غیر قابل پیش بینی که اخیرا ( لحظه طلایی برای تدریس ) نام گرفته غفلت کنند . به گفته کگان 1988 معلم توانا همه این کارها را می کند بدون اینکه به خیلی از آنها هوشیار باشد این معلمان زنجیره هایی از اعمال و راه کارها را آموخته اند که بسیاري از آنها تقریبا به صورت خود کار در آمده است .

آیا می توان مهارتها و روش های معلمان توانا را آموخت؟

در یک کلام ، آری بعضی ازا ین مهارت ها و راه کارها مشخص شده است . و صرف اطلاع از آنها ممکن است برای معلمان تازه کار، بسیار سودمند باشد برای مثال ، بعضی از مهارت های آموشی (یا فنون تدریس) مهم عبارتند از مرتب کردن ، ساخت دار کردن و مدیریت محتوای کلاس. بسیاری از این مهارتها را می توان از آنچه روان شناسان درباره یادگیری و رشد می دانند استخراج کرد .

اما در تدربس بیش از تنظیم مطالب است . در تدریس همچنین به مهارت های مدیریتی توجه به دانش آموزان و آگاه بودن از رویدادهای جاری در کلاس نیاز است کوپلند 1987 که این مهارت ها را توجه چند گانه و هوشیاری نامیده است،  یک شبیه سازی کامپیوتری از کلاس طراحی کرده است که شناسایی و ارزیابی این مهارت ها در معلمان و ارتباط دادن آنها به آنچه در کلاس های واقعی می گذرد را امکان پذیر می کند . بعضی معلمان بیشتر با (حضور و همراه) هستند آنها از آنچه در کلاس می گذرد خبر دارترند و بهتر می توانند جریان فعالیت ها را چنان هدایت کنند که دانش آموزان متمرکز بر فعالیت و علاقمند باقی بمانند و همان طور که ایزنر1982 می گوید بعضی از معلمان ذوق و قریحه بیشتری برای (هنر)- ولی نه ضرورتا علم- تدریس دارند . این معلمان با مهارت های بیشتری محیط و متنی را در کلاس فراهم می کنند که هر چه بیشتر رهبرنده به یادگیری و شادمانی - و هر چه کمتر رهبرنده به مشکلات انضباطی  و مدیریتی - است .

علاوه بر مهارت های هنری، تربیتی و(حضوری و همراهی) ، گنجینه اي ازراه کارها ی مشخص و پاسخ های ممکن به رویدادهای کلاس هست که معلمان می توانند فراگیرند و بری ایجاد انضباط و مدیریت کلاس به کار بندند . موضوع این مبحث این راه کارها و پاسخ هاست .

مديريت كلاس و انضباط ... از انضباط تا اخلاق

در بخش نخست این فصل  بر راه کارهای پیشگیرانه و مدیریت تاکید شده است بر راه کارهای اصلاحی، به این امید که با توجه درست به جنبه های کنش متقابل معلم- شاگرد که حاصل آن علاقه ، صمیمیت و احترام و بها دادن است رفتارهای شدیدا اخلال آور  کم و نیاز به اقدام اصلاحی نادر خواهد شد. در نتیجه، برای معلم وقت و انرژی بیشتری می ماند که بر مسائل بزرگتر ولی گاهی کمتر توجه برانگیز سازگاری اجتماعی ، خویشتنداری و رشد اخلاقی تمرکز کنند.

مقررات و معیارهای کلاس ممکن است اساسا برای تضمین نظم لازم برای تدریس و یادگیری باشد، ولی آثار دیگری نیز دارند . تحصیل چیزی بیش از آماده شدن برای زندگی آینده است ؛ آن بخشی مهم از زندگی کودک است. و شاید جای خوشبختی است که از بسیاری جهات مدرسه آینه جامعه بزرگتر است. کیفر تخطی از مقررات مدرسه شاید به سختی کیفر تجاوز به قوانین جامعه نباشد ، ولی پاداش اطلاعات از آنها کمتر نیست . و گر چه ممکن است به شدت اعتراض کنیم مدارس نباید تسلیم بودن را آموزش دهند، مع الوصف باید اذعان کنیم که اگر نبود که بیشتر ما آموخته ایم که در راستای دستورات اجتماعی ، حقوقی و اخلاقی زندگی کنیم ، که آموخته ایم بیشتر تعارضات خود را بدون توسل به چاقو ،تفنگ و مشت حل کنیم و روی هم رفته به شیوه ای اخلاقی رفتارمی کنیم ، در جامعه ای آشفته تر از آنچه گاهی به نظر می آید زندگی می کردیم.

بسیار بی پایه و غیر مسئولانه است که مدارس تصور کنند فراگیری معیارهای اخلاقی بالا ، درونی شدن ارزشها و فراگیری اصول و آرمانها به خودی خود در نتیجه تجربه های زندگی کودکان حاصل می شود ، که برای پرورش آنها هیچ اقدام حساب شده ای نمی توان و نباید کرد . در واقع ، شاید اگر معلمان خردمند و حساسی که به طور ضمنی و خود به خود به موفقیت زیادی دست می یابند ، به طور منظم و حساب شده رشد منش را در دانش آموزان مورد توجه قرار می دادند به دستاورد های باز هم بزرگتری نایل می شدند . منش که اصطلاحی چند جنبه ای برای ارزش ها ، توان اخلاقی ، اصول و محاسن و فضایل است در علوم اجتماعی امروز تعریف ناقصی شده است و چندان توجهی به آن نمی شود . از این روست که این علوم حرف و توصيه زیادی برای معلمانی که ممکن است دغدغه ای بیش از مدیریت کلاس و فرایند تدریس یا یادگیری محتوای برنامه درسی داشته باشند ندارند.

 برنامه های جامعه دوستانه

رویکردهای انسان گرا شامل تلاش هایی است برای بر آوردن نیازهای اجتماعی و هیجانی کودکان و کمک به رشد مهارتهای اجتماعی که برای کنش متقابل موثر با دیگران سودمند و لازم است . تاکید انسانگرایان برآموزش عاطفی به وضوح در همین راستاست، همانطور که رویکردهای گوناگون گروهی- فرایندی که در مدارس انسانگرا رایج شده است چنین است . در این جا به طور مختصر مثالی دیگر را بیان می کنیم :

پالمر و لوگان (1975) برنامه درسی مفصلی که هم سمعی - بصری و هم نوشتاری است تهیه کرده اند . هدف از این برنامه آموزش روشهای مختلف برای حل تضادها و تعارضات به کودکان است. کودکان ، بسیاری از این روش ها را به طور خود انگیخته مورد استفاده قرار می دهند و به خودی خود در جریان بده و بستان کنش متقابل اجتماعی می آموزند . اما بعضی کودکان در کسب این مهارتها از کودکان دیگر با مشکلات بیشتری روبه رو می شوند . این برنامه بویژه برای اینگونه کودکان مفید است . بعضی از مهارتهای رفع تعارض که در این برنامه آموزش داده می شودعبارتند از : مذاکره، سازش، رعایت نوبت، توضیح دادن ، گوش کردن، معذرت خواهی ، تقاضای مداخله و اقدام ، استفاده از شوخی و رو آوردن به تصادف (برای مثال، پرتاب سکه) . هفده راه کار مشخص آموزش داده می شود که چهارده تای آنها مثبت ودر کنش متقابل بزرگسالان نیز بسیار مفید است . سه تای آنها منفی است (خشونت ، گریز و خبر کشی) ، که دوری کردن از آنها خواسته می شود.

رویکردی کلی تر به رفتار جامعه دوستانه را می توان در برنامه آزمایشی "سالمان " دید که در طی دوره ای پنج ساله در سه مدرسه ابتدایی اجرا و ارزیابی شد (سالمان و دیگران 1988) . این برنامه بر پای بندی به ارزشهای پذیرفته شده و مشترک ، احساس تعلق به اجتماع و ایجاد احترام و مسئولیت در مقابل دیگران تاکید می کند. آن شامل پنج نوع فعالیت مجزا برای دانش آموزان است. از جمله مهمترین اینها فعالیتهای تعاونی در گروههای کوچک از نوعی که جانسون و دیگران(1984 ) توصیف می کنند می باشد و هدف آنها اساسا رشد ارزشهای مرتبط با انصاف ، احترام ، مسئولیت و کمک به همدیگر است.

دومین جنبه برنامه ، انضباط رشدی ، رویکردی دانش آموز محور به مدیریت کلاس و آموزش انضباط است که به دانش آموزان فرصت مشارکت در تدوین و اجرای قوانین داده می شود . تاکید بر درک اصول زیر بنای قوانین است و هدف کمک به دانش آموز برای رسیدن به استقلال.

سومین مولفه برنامه سالمان و همکاران (1988) فعالیتهای ارتقاء دهنده درک اجتماعی است و مثال آن، مواردی است که معلم از موقعیتهای کلاس برای بحث و تقویت ارزش های اجتماعی استفاده می کند. به علاوه ،  برای افزایش حساسیت کودکان نسبت به همدیگر و رشد تحمل تفاوتها ، از بازیهای تقلید نقش ، بحث های رسمی ، کتاب، فیلم و فعالیتهای دیگر استفاده می شود.

چهارم اینکه در برنامه ، فعالیتهایی که متمرکز بر ارزشهای اجتماعی است تشویق می شود . برای مثال ، به معلمان آموزش داده می شود توجه دانش آموزان را به مواردی از رفتار جامعه دوستانه چون سهیم کردن و شراکت و تسلی دادن جلب کنند . از فیلم ، کتاب و سرمشقهای دیگر رفتار اجتماع خواهانه استفاده می شود.

پنجمین جزء این برنامه فعالیتهای یاری گری است و عبارت است از تشویق کودکان به انجام مستقیم رفتارهای جامعه دوستانه از طریق کمک به همدیگر و اجتماع . برای این هدف ، (دسته های یاوری متقابل) و برنامه های آموزش تک شاگردی تشکیل می شود و فعالیتهای مختلفی برای بهبود مدرسه و اجتماع برگزار می شود.

برای ارزیابی این برنامه دانش آموزان سه مدرسه شرکت کننده در آزمایش دانش آموزان مشابه سه مدرسه دیگر با هم مقایسه شدند . نتیجه؟ به گفته خود گردانندگان ، برنامه اثرات مثبت قابل توجهی بر رفتار میان فردی کودکان در کلاس داشت (بدون اینکه مانع پیشرفت درسی آنها شود) ، (سالمان و همکاران،1988) . کودکان شرکت کنننده در این برنامه در مقایسه با کودکان مشابهی که در برنامه شرکت نکرده بودند ، حمایتی تر ، همکاری کننده تر ، دوستانه تر و یاری گرتر بودند.

با این که برای اجرای این برنامه لازم بود معلمان به مدت یک هفته آموزش ببینند، در جلسات هفتگی و ماهانه شرکت کنند و مواد حمایتی زیادی برای آنها فراهم شود ، اجزایی از این برنامه را می توان در هر کلاسی مورد استفاده قرار داد . چنانکه سالمان و همکاران (1988) می گویند، به نظر می آید دو جنبه بسیار کلی از زندگی دانش آموزان در کلاس با رشد ارزش ها و رفتارهای جامعه دوستانه دارای رابطه روشنی است: یکی برقراری رابطه صمیمی میان معلم و شاگرد ؛ دیگری فراهم کردن فرصتهایی برای همکاری و مشارکت میان دانش آموزان.

با قصد یا ناخواسته ، مدارس برای آموختن سازگاری و رفاقت به کودکان کار زیادی می کنند . ولی با تاسف ، گاهی دانش آموزان یاد می گیرند با هم سازگاری نداشته باشند.شاید اگر معلمان به این دو چیز – روابط معلم و شاگرد و همکاری میان دانش آموزان – توجه کنند ، مدارس با قصد کار مثبت بسیار بیشتری کرده اند.

مديريت كلاس و انضباط ، تفاوت انضباط و مديريت كلاس

گرچه اصطلاح انضباط را معلمان ، مدیران و دانش آموزان فراوان مورد استفاده قرار می دهند . همیشه آن را بهترین کلمه ممکن برای آن منظور خاص نمی دانند . در واقع سال ها  شده است که عبارت پسندیده تر مدیریت کلاس به دلیل محترمانه بودن ترجیح داده می شود . یکی از دلایل این ترجیح به حرکت های فلسفي اخیر در تعلیم و تربیت بر میگردد . که می توان گفت آسانگیر تر و انسانگرا تر و کودک محورتر از گذشته است . حال مناسب تر آن است که به جای این که بخواهیم معلمان در دانش آموزان انضباط ایجاد کنند آنها را تشویق کنیم به مدیریت کلاس بپردازند .

یکی از معانی رایج انضباط  تنبیه به معنای اعم کلمه است . کشف بسیار پذیرفته شده ثرندایک را به یادآوریم که تنبیه برای برآوردن هدف ها یش آن قدر موثر نیست که تقویت برای مقاصدی متضاد، در واقع تنبیه موجب خاموشی پاسخ نمی شود بلکه صرفا آن را به طور موقت متوقف می کند . پس تعجب آور نیست که آموزشگران تنبیه را به منزله فنی برای کنترل نمی پذیرند و نیز تعجب آور نیست  که اقدامات انضباطی نیز رواج خود را از دست داده است زیرا ارتباط نزدیکی با تنبیه دارد اما کنترل کلاس و مسائل انضباطی همچنان یکی از مشغولیات عمده بسیاری از معلمان است . مشکلات انضباطی یکی از دلایل اصلی عدم موفقیت معلمان وفشار روانی بر آنها ست . ( بلیز و پیجک ، 1985) سهم این مسائل در عدم موفقیت دانش آموزان نیز اندک نبوده است . و از این روست  اهمیت آنها در برنامه های تربیت معلم .

گرچه دو اصطلاح ایجاد انضباط و مدیریت کلاس اغلب مترادف دانسته می شود میان آنها تفاوت مهمی است .  به بیان ساده ، مدیریت کلاس به تنظیم فعالیت های کلاس به منظور تسهیل تدریس و یادگیری اشاره می کند . ایجاد انضباط به آن اعمالی اشاره می کند که معلمان به دلیل رفتارهای مختل کننده (یا تهدید کننده به اختلال در) فعالیت های کلاس از جانب دانش آموزان انجام می دهند . بنابراین اقدامات مدیریتی و انضباطی ، بسته به ضرورت موقعیت ، ممکن است همزمان یا به  فاصله نزدیک صورت گیرد . بنابراین  مدیریت کلاس و انضباط به همراه هم مورد بحث قرار  می گیرند . در همه جا تاکید بر جنبه های علمی و اخلاقی و مسائل انضباطی و مدیریت خواهد بود نه بر تمایز میان این دو .

به گفته دویل ( 1986 ) بعضی آموزشگران مدیریت را پیش نیاز آموزش می دانند – نیازی که باید رفع شود تا تدریس امکان پذیر شود . دقیقا همین را می توان برای انضباط نیز گفت یعنی بعضی از آموزشگران انضیاط را چیزی می دانند که باید برای امکان پذیر شدن تدریس به آن رسیدگی کرد.

چنین نیست . نه مدیریت کلاس و نه انضباط چیزی است که به آن (رسیدگی کرد) و آنگاه کنار گذاشت تا آموزش و یادگیری امکان پذیر شود . بلکه هر دو جریان در تدریس دخیل هستند .

 

تعاریف انضباط

گفته های زیر بعضی از معانی گوناگون اصطلاح انضباط را برای ما روشن می کند :

یکی از دلایل موفقیت  وی در تدریس آن است که انضباط دانش آموزان را حفظ می کند . پس از این که پرنده ها را در کلاس رها می کنند معلم مجبور شد دوباره در کلاس انضباط برقرار کند .

برای مثال ، حالا جک جوانی با انضباطی شده است .

در کلاس خود از چه اقدامات انضباطی استفاده می کنید .

نگاهی به این گفته ها روشن می کند که انضباط  ممکن است به میزان کنترل یا نظم حاکم بر یگ گروه اشاره کند . از این رو وقتی دانش آموزان فرمانبردار و نیک رفتارند گفته می شود که معلمان انضباط را حفظ کرده اند . معنای دیگر به فنون مورد استفاده برای به وجود آوردن نظم و کنترل مربوط می شود . وقتی از معلمان خواسته می شود اقدامات انضباطی را که استفاده می کنند توصیف کنند ، در واقع از آنها خواسته می شود روش های ایجاد نظم خود را بر ملا کنند .

معنای سوم ، خویشتنداری و کنترل خود است . بنابراین ، وقتی فرد بسیار منضبط دانسته می شود که بر فعالیت های شخصی خود کنترل شدید داشته باشد .

آخرین و رایج ترین معنایی که از اصطلاح انضباط فهمیده می شود تنبیه است . برای مثال وقتی معلم با افتخار اعلام می کند که موفق به ایجاد انضباط شده است ، روشنترین نتیجه گیری که می توان کرد این است که دانش آموزان را تنبیه کرده و بدان وسیله به میزان بالاتری از نظم و کنترل دست یافته است .

در واقع ، همان طور که اصطلاح مدیریت کلاس گاهی به منزله حسن تعبیری برای ایجاد انضباط به کاررفته است ، اصطلاح ایجاد انضباط نیز اغلب به منزله حسن تعبیری برای تنبیه به کار می رود . در این مبحث کلمه تنبیه با تساهل بسیار مورد استفاده قرار می گیرد  .

در این جا می توانیم انضباط را اصطلاح جامعی بدانیم که به روش های گوناگون اشاره می کند که می توان برای فراهم کردن کلاسی رهبرنده به یادگیری و پرورش شخصیتی سالم در دانش آموزان به کار برد در این صورت این اصطلاح شامل راه کار های اجرایی ، راه کارهای تدریس ،  پاداش و تنبیه و همه وجوه دیگر کنش متقابل میان معلم و دانش آموز می شود .

راهبردهاي پيشگيرانه در كلاس

 بی تردید در کلاس نیز مانند طب باید به پیشگیری بیش از اصلاح اهمیت داد . و جای امیدواري است كه در حوزه پژوهش توجه فزاينده اي به روشهايي مي شود كه معلمان مي توانند با آنها از بروز مشكلات انظباطي پيشگيري كنند.شايد مهمترين يافته اين پژوهش ها - كه چندان هم شگفت آور نيست - آن است كه ميزان نظم كلاس خيلي بيشتر از آن كه به بسامد و پافشاري اعمال معلم براي حفظ يا بازگرداندن نظم بستگي داشته باشد به ماهيت جاري در كلاس بستگي دارد.  به زبان رایج کنونی در مورد مدیریت کلاس ، قوت بردار اصلی - جریان اصلی فعالیت ها - در برقراری و حفظ نظم بیشترین تاثیر را دارد .

دومین یافته مهم این پژوهشها به زمان مداخله معلم مربوط می شود . موفقترین مدیران کلاس معلمانی هستند که خیلی خوب هنگام احتمال بروز رفتارهای نادرست را پیش بینی می کنند زود برای پیشگیری ار آنها اقدام می کنند . به علاوه ، موفقترین اقدامات ظریف ، مختصر و اغلب کمابیش غیر علنی است و در نتیجه مزاحم جریان فعالیت هاي كلاسي نمي شود . اریکسون و موهات 1982 راهبردهای پیشگیرانه به مقدار زیاد به مدیریت کلاس بستگی دارد - یعنی به ترتیب دادن فعالیتهای کلاس برای تسهیل تدریس و یادگیری .يافتن توصيه هايي براي كمك به معلمان در مديريت كلاس به منظور جلوگيري از بروز مشكلات انضباطي مشكل نيست  . خیلی از این توصیه ها مبتنی است بر تجربه های جمع شده معلمان موفق و مشاهده منظم معلمان در کلاس . در این مبحث چکیده ای از توصیه های و رهنمود هایی که ممکن است برای شما سودمند باشد ارائه شده است . اما به یاد داشته باشید که شخصیت معلم احتمالامهمترین عامل در کلاس  است . دانش آموزان در مجموعه ویژگی های فرار و انتزاعی که شخصیت را تعریف می کند ، دلایلی برای دوست داشتن یا دوست نداشتن معلمان می یابند . بعضی صفات را می توان آموخت ولی ویژگی های شخصیتی مطلوب را نمی توان و از این رو در اینجا بحث بیشتری درباره آنها نشده است .لازم نیست همه معلم شوند  اگر واقعا کودکان را دوست ندارید و اگرانها نيز خیلی شما را دوست ندارند ، پس ...

علاقه و توجه به کودکان

یک روش کلاسی ساده ولی بسیار سودمند ، حفظ کردن اسامی دانش آموزان در نخستین فرصت است . مارلند 1975 . شاید مهمتر از این دانستن هر چه بیشتر در مورد تک تک دانش آموزان است . اطلاعات مفید را می توان از طریق صحبت با معلمان  دیگر ( البته مواظب پیش داوری ها آنها و انتظاراتی که ممکن است در نتیجه آن در شما به وجود آید باشید ) ، پرونده های دانش  آموزان شرکت در فعالیت های فوق برنامه و والدین و افراد آگاه دیگر کسب کرد . کودکانی که تعلیم می دهید باید بیش از چند نام و چهره برای شما باشند . میزان اهمیتی که آنها برای شما دارند در اطلاع و درکی که از هر یک دارید منعکس است و شواهد نشان میدهد که هر چه اهمیت دادن شما به آنها عمیق تر و جدیتر باشد میزان اهمیت دادن آنها به شما و همدیگر بیشتر است

برقراری مقررات و قواعد

در صورتی که فهرستی از قواعد و مقررات ساده و روشن که برهمه دانش آموزان کلاس ساری و قابل اطلاق است در اختیار معلمان گذاریم - به انضمام تنبیه های تجویز شده برای تخطی از آن مقررات – کار مدیریت کلاس و ایجاد انضباط بسیار ساده تر می شود . ولی به این سادگی نیست. قواعد رفتار دانش آموزان ثابت و مطلق نیست ونباید باشد بلکه باید نسبی بوده بستگی به معلم ، موقعیت ودانش آموزان  داشته باشد . به دلیل خلق  و خو و سبک متفاوت معلمان ، رفتارهایی که از دانش آموزان انتظار دارند و تایید می کنند متفاوت است . همچنین معلمان از دانش آموزان سنین مختلف و تجربه های بسیار متفاوت انتظار پیروی از قواعد یکسان را ندارند . و قواعد رفتاری کلاس تربیت بدنی با قواعد هنگام از برخواندن درس یا امتحان پایان سال کاملا متتفاوت است .

با وجود نسبی قواعد ، پژوهشهای انجام شده یافته هایی را به دست می دهد که اعتبار عمومی دارد . شاید مهمترین یافته آن است که مدیریت موثر کلاس تا حد زیادی به برقراری موفقیت آميز قواعد و رویه ها در آغاز سال تحصیلی دارد دویل 1986 اما چون قواعد در موقعیت های مختلف متفاوت است ، معمولا به طور رسمی وضع نمی شود؛ یعنی معلمان به ندرت قواعد و مقررات را یکی یکی به دانش آموزان گوشزد می کنند . بلکه چنان که  هارگریو ، هستر و ملر 1975 می گویند گرایش دانش آموزان آن است که بیشتر قواعد را به طور غیر مستقیم و اغلب در هنگام تخطی از آنها یاد گیرند .  بسیاری از قواعد هرگز با صراحت بیان نمی شود بلکه به طور ضمنی از طریق اقدام معلم فهمانده می شود .

در مقابل ، در بسیاری از روالها با صراحت و به طور مستقیم آموزش داده می شود . مخصوصا در کلاس های ابتدایی ، بدون وجود این روالها ،  ادامه روان عملیات کلاس غیر ممکن است و فعالیت های معلم و دانش آموز در کنترل آنهاست . این روالها مشخص می کنند که کتابها و وسایل کلاس کجا نگه داری شوند ،  سوال چگونه پرسیده شود ، بازیها چگونه انجام شود ، میزهای مطالعه عمومی کجا گذاشته شود و دهها مورد جزئی دیگر از فعالیت های کلاسی . برقراری چنین روالهایی ، بخش مهمی از مدیریت کلاس است و بستری را برای تسهیل بسیار زیاد یادگیری فراهم می کند .روال ها باید در آغا سال برقر ار شود . به گفته دویل 1986 موفقترین مدیران کلاس آنهایی اند که در آغاز سال بر فعالیت ها ی دانش آموزان نظارت مستقیم دارند و آنها را هدایت و راهنمایی می کنند تا ین که همه کارها و فعالیت ها به صورت روالی در می آید و همه دانش آموزان روالها را یاد می گیرد و می پذیرند . گرچه قواعد و روال ها باید قابل پیش بینی و پابرجا باشد ، این به آن معنا نیست که باید همیشه بدون انعطاف اجرا شود . حتی در مدرسه روستایی یک کلاسه بسیار کنترل شده ای که من درس می خواندم مواردی پیش می آمد که قواعد ( سکوت ) و (ممنوعیت بلند شدن از جا بدون اجازه) با انعطاف می شد و گاهی شکسته می شد .

به یاد می آورم که یک روز چنین شد . بیدستری خود را به داخل حیاط مدرسه کشانده بود و معلم ( پدرم ) به همه بچه های کلاس اجازه داد پشت پنجره جمع شوند و حیوان را تماشا کنند . بعدا در همان روز درس جالبی درباره نحوه رانده شدن بیدسترها از زیستگاههای شلوغ و وادار شدن به عبور از رودخانه یا دریاچه یا حرکت در خشکی برای یافتن محلی برای زندگی و تولید مثل به ما داد.

برای مدتها ، هر روز از پنجره به بیرون نگاه می کردم و امید دیدن بیدستر را داشتم حتی حالا که سالها گذشته وقتی خسته ام یا حوصله ندارم گاهی بی اختیار برای دیدن بیدستر ازپنجره کلاس به بیرون نگاه می کنم . اما در اینجا جایی برای بیدستر نیست . اینجا فقط بتون و نرده دیده می شود .

تحسین سزاوار دانش آموز

مارلند 1975 توصیه می کند که معلمان موقعیت هایی ترتیب دهند که بتوانند مکررا اما به جا از تحسین استفاده کنند و در رابطه با استفاده از تحسین و انتقاد از رهنمود های ساده ای پیروی کنند . تحسین با توجه به تاثیر آن بر عزت نفس و خود انگاره باید علنی باشد . گاهی باید والدین و بزرگسالان علاقمند دیگر نیز از آن باخبر شوند . در مقابل ، انتقاد ، بازهم به دلیل تاثیر آن بر عزت نفس و خود انگاره ، باید غیر علنی باشد .

به علاوه ، هم تحسین و هم انتقاد باید مشخص باشد نه کلی . پژوهش ها نشان می دهد که تحسین و تنبیهی که مشروط به رفتار نباشد یا رابطه روشنی با رفتاری خاص نداشته باشد خیلی کمتر موثر است . از این رو ، مارلند توصیه می کند که دانش آموز با عباراتی کلی مثل (مواظب رفتارت باش) یا (پسر خوبی باش) توبیخ نشوند. بلکه باید دانش آموزان را هدایت به انجام رفتاری مشخص كرد و  دلیل خوب بودن آن رفتار را گفت .  برای مثال ، معلم می تواند بگوید : لطفا تفنگ آبفشانت را بگذار توی میز چون نظم کلاس به هم می خورد . به احتمال قوی ، قاعده نادرست بودن به هم زدن نظم کلاس قبلا توضیح داده شده است و همه آن را پذیرفته اند و به آنها گفته شده است که نقض مکرر این قاعده چه مجازاتهایی به دنبال دارد .

استفاده از شوخی و خوش طبعی

اغلب معلمانی که خود را شوخ طبع نمی دانند سودمندی شوخی را ندیده می گیرند . و دانشکده های علوم تربیتی از جاده مستقیم خود خیلی منحرف نمی شوند تا معلمان آینده را تشویق به یادگیری خنداندن دیگران یا ، شاید مهمتر از آن،  خندیدن به خود کنند .

اغلب می توان با رد شدن از رفتار چالش آمیز دانش آموز با خوش طبعی ماهرانه ، از برخورد های بالقوه انفجارآمیز  پیشگیری کرد .

برای مثال ، خانم هوارد را در نظر بگیرید که به دلیل مهارتش در حفظ نظم کلاس ، یکی از کلاس های نهم به او داده شده است که دانش آموزان آن را میتوان محترمانه « نیمه بزه کار » توصیف کرد . ( توصیفات کمتر محترمانه ، شایسته محبث مودبی مانند این نیست .)

همان روز اول با چالش مواجه می شود . (راد) نامی که خو را درست به شکل یکی از هنرمندان تلوزیون ، که او نیز از نمونه بارز تیپ هیپی دهه 60 تقلید می کند ، در آورده است ، در محاسبات ریاضی خانم هوارد روی تخته اشتباه فاحشی می بینید و برای استفاده حضار در کلاس می گوید : حتی جمع  و تفریق هم بلد نیست و خود را معلم می خواند . با شندیدن این، خانم هوارد فورا زانو می زند و با تقلید خنده دار از ستاره تلوزیونی با صدای بلند با مخاطب نامعلومی ملتمسانه سخن می گوید : مرا بار دیگر چنانکه بودم  استاد کن . دانش آموزان که در غیر این صورت به او می خندیدند ، اکنون با او می خندند . خانم هوارد این مهارت را دارد که خیلی خود را جدی نگیرد .

حضور و همراهی

کونین 1970 در تلاش برای شناسایی ویژگی های رفتار هايی در معلمان که ارتباط بسیار نزدیکی  با مدیریت موفق کلاس دارد به مشاهده صدها فیلم از کلاس های درس پرداخت . یک عامل مشترک در همه معلمان موفق آن بود که به نظر می رسید در مقایسه با معلمان کمتر موفق از آنچه در کلاسشان می گذرد ، از این که چه کسی مسئول نقض مقررات است و از این که چه وقت اقدام لازم است ، آگاه ترند . او این ویژگی معلمان را (حضور وهمراهی) می نامد و معتقد است که برای حفظ نظم در کلاس اهمیت زیادی دارد . معلمی که با (حضور وهمراه) است می داند  دانش آموزان به چه چیز بیشتر احترام می گذارند . همچنین کونین مشاهده  کرد که موفق ترین معلمان می توانند در یک زمان به بیش از یک رفتار مشکل ساز رسیدگی می کنند و در عین حال جهت و آهنگ فعالیت های جاری کلاس را حفظ کنند .

این که (حضور و همراهی) چیست و چگونه می توان آن را پرورش داد موضوع های مهمی برای معلمان است متاسفانه درباره نحوه پرورش آن چیز زیادی نمی دانیم ولی می توانیم آن را بهتر بشناسیم . کونین 1970 با مشاهده تعداد دفعاتی که معلم با موفقیت دانش آموزی را به جریان درس باز می آورد – یعنی باعث می شود رفتار (خارج از موضوع) را رها کند – توانست به حضور و همراهی معلمان نمره دهد . معلمانی بالاترین  نمره را می گرفتند که( بازآوری)آنها به هدف و به موقع ( نه خیلی زود نه خیلی دیر ) بود . معلمانی که حضور و همراهی آنها کمتر بود معمولا دانش آموزی را که باید باز آورند درست شناسایی نمی کردند یا تقاضای توقف خود را مدتی پس از آغاز رفتار خارج از درس یا خیلی پیش از بروز آن مطرح می کردند .

بورگ 1973 به منظور تعریف حضور و همراهی به صورت ملموس چند تا از مولفه های (رفتار های متوقف سازی معلمان حاضر و همراه) را مشخص می کند . به نظر بورگ ، معلمان دارای بیشترین حضور و همراهی ، صرفا از دانش آموزان تقاضای توقف رفتار خارج از درس را نمی کنند ، بلکه رفتارمرتبط به درسی به جای آن پیشنهاد می کنند ، همچنین رفتار مرتبط با درس را تحسین می کنند  و فعالیت های خارج از درس همراه با آن را نادیده می گیرند و توصیفی از رفتار های مطلوب یا قواعد کلاسی مرتبط با موقعیت ارائه میدهند . به علاوه موثر ترین بازآوری ها آنهایی اند که به موقع باشند ( پیش از گسترش و (یا) تشدید بی انضباطی صورت گیرد ) و به هدف (متوجه خاطی اصلی می باشد) .

پژوهش کونین 1970 در مورد حضور و همراهی معلمان منتهی به این نتیجه گیری شد که حاصل بازآوریهای به موقع و به هدف ، رفتار کمتر نابهنجار در کلاس و شرکت بیشتر در فعالیت های کلاس است . این نتیجه گیری را بعدا مطالعه برافی و اورتسون 1976 و مجددا پژوهش انجام شده توسط کوپلند 1987 مورد تایید قرار داد . در مطالعه کوپلند معلمان با شبیه سازی کامپیوتری از کلاس درس ، کنش متقابل داشتند . شبیه سازی به محقق این امکان را داد که مهارت های توجه چند گانه و ترصد معلمان را - که کمابیش شبیه حضور و همراهی کونین بود - ارزیابی کند . آن گاه معلمان در کلاسهایشان مورد مشاهده قرار گرفتند و میزان باقی ماندن دانش آموزانشان در حال انجام تکلیف و بی انضباطی آنها سنجیده شد . کوپلند گزارش می کند که بالاترین نمره های مربوط به فعالیت های مرتبط به درس از آن دانش آموزانی است که توجه و ترصد معلمان آنها در سطح بالاست .

شکل دادن به محیط  یادگیري همه چیز های دخیل در کنش های متقابل معلم – دانش آموز و در محیط تدریس و یادگیری می تواند به انضباط در کلاس کمک کند یا مانع آن شود. مارلند 1975 شیو های گوناگونی برای خودمانی کردن محیط یادگیری پیشنهاد می کند . به طورمثال ، گذاشتن میز معلم به طور سنتی در جلو و وسط کلاس حالتی سلطه جویانه ، غیر خودمانی و خشک دارد .

همچنین ، میز های دانش آموزان در ردیف های راست و مساوی با فواصل مساوی از همدیگر در هر طرف چیده می شود . چشمها روبه جلو !

البته این طرز چیدن سنتی مزایایی دارد که یکی از مهمترین مزایای آنها اين است که نقطه ای کانونی برای توجه دانش آموزان فراهم می شود و برای دانش آموزان آسان تر است که برای دیدن معلم به جلو نگاه کنند تا اینکه سرشان را برگردانند . معلم کلاس یازده من میزش را به ته کلاس منتقل کرد - نه به دلیل اینکه می خواست راهی برای فراهم کردن محیطی خودمانی تر پیدا کند ، بلکه به این دلیل که از آنجا بهتر می توانست آنهایی را که اهل شیطنت و بازیگوشی بودند ببیند . همچنین به این دلیل که از ماش پرانیها و گلوله های کاغذ ما به وسیله لوله خودکار خسته شده بود .

توصیه های مارلند برای خودمانی کردن محیط یادگیری از چیدن (خودمانی) تر میز ها فراتر می رود و شامل تزئینات جزئی که اغلب در کلاس های پایین تر به چشم می خورد نیز می شود . پوستر ها ، لوحه ها ، دیوار های آویز و دیگر اشیاء آموزشی و (یا) تزئینی را حتما نباید مدرسه و معلمان تهیه کنند ، بلکه دانش آموزان نیز می توانند در این کار شرکت نمایند .

فضای كلاس بیشتر از محیط فیزیکی است . بعضی فضا ها به پرورش خلاقیت کمک می کنند ( محیط های صمیمی ، دوستانه و... ) و بعضی مانع پرورش آنها می شود ( محیط های خشک ، خود کامه ) .

همچنین ، بعضی فضاهای کلاسی بیشتر شرایط انضباطی پیشگیرانه را فراهم میکنند . برای مثال گلاسر 1969 می گوید که در محیط های صمیمی و خود مانی که همه دانش آموزان در آن دارای توانایی دانسته می شوند مشکلات انضباطی به حداقل می رسد .

حفظ فعالیت کلاس

همان طور که پیشتر دیدیم ، در برقراری نظم کلاس بسامد یا قدرت اقدامات و مداخلات معلم به اندازه ماهیت فعالیت جاری کلاس اهمیت ندارد ؛ این موضوع بی تردید یک یا دو تلویح برای معلم در بردارد .

پژوهشگران خبرمان می دهند که شاید یازده ( برلینر 1983 ) شاید هفده ( استود و لکسی 1984 ) یا شاید تعداد کمتر مشخصی از فعالیت های کلاسی مختلف هست . این فعالیت ها شامل چیز های مانند اینهاست : کار پشت میز کلاس ، ارائه دادن درس ، ف<
موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
ادامه مطلب

[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 11:16 ] [ عليرضا ]

نگاهي به نقش فناوري و تاثير آنها در زندگي روزمره



خلاء زندگي امروزه ما
    استفاده از ابزارهاي الكترونيكي و ديجيتالي به عنوان جزيي از فناوري مدرن در جهان، بخشي جدايي ناپذير از زندگي بشر به شمار مي رود كه تكميل اين ابزارها در آينده مي تواند جنبه هاي مختلف زندگي انسان را متحول سازد. به گزارش مهر، در حال حاضر ابزارها و توليداتي كه بر پايه فناوري توليد شده اند (از جمله انواع تجهيزات الكترونيكي و ديجيتالي) به يكي از مهم ترين جنبه هاي حيات انسان تبديل شده اند كه نبود يكي از اين تجهيزات مي تواند اختلالاتي گاه جبران ناپذير در روند زندگي به وجود آورد. در اين ميان برخي از اين فناوري ها در حال شكل گيري اند كه در آينده يي نه چندان دور به كلي الگوي زندگي انسان را در بخش هايي خاص دچار تحول كرده و شكلي جديد به آن خواهد بخشيد. در ادامه به بررسي برخي از اين تكنولوژي ها پرداخته خواهد شد

    كتابخانه هاي ديجيتال
    كتابخانه هاي ديجيتال از فناوري هاي ارزشمندي است كه به تازگي در جهان مجازي بسيار رايج شده است و شركت هاي مختلفي به استفاده از آن روي آورده اند. در حال حاضر تمامي دوره هاي آموزشي موسسه ام آي تي به صورت آنلاين قابل دسترسي است و شركت گوگل نيز به تازگي موتور جست وجوي كتاب را راه اندازي كرده است. زماني كه هر نوع سوال حقيقي را بتوان به صورت آنلاين و آني پاسخ داد، آنچنان دور نخواهد بود.
    
    درمان ژنتيكي و سلول هاي بنيادين
    منشاء بسياري از بيماري ها در ژن بدن انسان ريشه دارد و موروثي به شمار مي رود. اما دانشمندان در مقابله با اين منشا در تلاشند تا ژن ها را تغيير داده و سلول هاي آسيب ديده را به گونه يي تغيير دهند تا رشد عادي و معمولي داشته باشند. شايد روزي برسد كه اختلالات موروثي هنگام تولد به اندازه بيماري هايي كه اكنون عادي به شمار مي روند، قابل درمان شوند.
    
    اينترنت بي سيم جهاني
    وايمكس، G3، G4 و ... همگي به فناوري ارتباط دست خواهند يافت كه اينترنت بي سيم جهاني نام گرفته است. كاربران با استفاده از اين فناوري مي توانند در هر زمان و مكاني آنلاين باقي بمانند. داشتن چنين امكاني مستلزم امكان ارتباط كامل ميان هر دو ابزار الكترونيكي در هر زمان و مكاني است.
    
    روبات هاي متحرك
    رقابت هاي اخير دارپا كه به منظور سنجش مكان يابي روبات ها در حومه شهرها برگزار شد، مي تواند از تحولي بزرگ در زندگي انسان خبر دهد. تصور اينكه فردي براي برداشتن مدركي مهم از خانه و انتقال آن به محل كار خود از اتومبيل شخصي اش بخواهد اين كار را انجام دهد، چندان دور از ذهن نيست. شايد به زودي بتوان كاروان هايي از روبات ها را در ميان بزرگراه ها مشاهده كرد كه براي انجام ماموريت هاي مختلف راهي مقصدي تعيين شده هستند.
    
    سلول هاي خورشيدي ارزان قيمت
    قيمت سلول هاي خورشيدي در حال كاهش است و در كمتر از 10 سال قيمت آن با قيمت انرژي الكتريكي برابري خواهد كرد. در عين حال در آينده يي نه چندان دور سلول هاي خورشيدي به قسمتي لاينفك از ساختمان هاي مسكوني و اداري تبديل خواهد شد. در اين صورت يك خانه مسكوني مي تواند ميزان قابل توجهي از انرژي خود را تامين كند.
    
    فناوري جست وجوي رايانه يي بر پايه موقعيت
    به زودي مي توان به جاي كليك كردن روي مرورگرها از منزل خارج شد، تلفن همراه را به سوي موضوع مورد نظر براي مثال يك ساختمان اداري نشانه گرفته و كليك كرد و سپس تمامي اطلاعات مورد نياز درباره موضوع را به دست آورد. به بياني ديگر به زودي در كنار سرورهاي اينترنتي، سرورهايي براي مختصات جغرافيايي و مكان هاي مختلف ارائه خواهد شد.
    
    چاپ سه بعدي روميزي
    پرينترهاي سه بعدي مي توانند هر طرح و نقشي را در قالب سه بعدي آن چاپ كنند. با ايجاد طراحي جديد و خلاقانه، افراد خواهند توانست اين طرح ها را مشابه يك ماكت سه بعدي چاپ كرده و مورد استفاده قرار دهند.
    
    شبيه سازي درماني
    در واقع ايده كلي كه در پس فناوري شبيه سازي نهفته است، رشد دادن اندام هايي است كه بتوانند جايگزين اندام هاي آسيب ديده بدن شوند، به گونه يي كه بدن امكان باز پس زدن آن را نداشته باشد. در اين صورت اندام هاي سرطاني يا آسيب ديده را مي توان بدون بروز كوچك ترين مشكلي توسط اندام هاي مشابه و سالم جايگزين كرد.
    
    اقتصاد هيدروژني
    به جاي صادرات و واردات حريصانه محصولات نفتي در كشورهاي مختلف، انسان مي تواند آب را به هيدروژن تبديل كرده و از آن به عنوان سوخت استفاده كند. در اين صورت تنها محصولي كه در اثر سوخت هيدروژن به دست خواهد آمد، آب است و پس از آن نه آلودگي هوايي در كار خواهد بود و نه گرمايش جهاني. با اين حال با در نظر گرفتن حجم و تراكم پايين اين گاز، چگونگي ذخيره سازي آن همچنان به شكل يك مشكل آزاردهنده پابرجاست. هيدروژن به زودي به تنها ماده يي تبديل خواهد شد كه در ميان هزاران ماده ديگر، جايگزين اقتصاد نفتي كنوني خواهد شد.
    
    
    
 روزنامه اعتماد، شماره 2045 به تاريخ 15/6/88، صفحه 7 (تكنولوژي)


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 11:15 ] [ عليرضا ]

آزادي و تعليم و تربيت


شايد در هيچ آئين و مكتبي به اندازه آئين مقدس اسلام، نتوانيم جلوه هاي آزادي را بيابيم. شعار اساسي اسلام در اين خصوص آيه زيباي « لااكراه في دين » است، كه در انتخاب اين روش يا اين دين هيچگونه اجباري دركار نيست، راه رشد از ضلالت وگمراهي روشن شد.
كساني كه به طاغوت پشت كردند و به خدا ايمان آوردند به دستگيره ي محكمي چنگ زدند كه پاره شدني نيست وخدا شنوا و داناست.
از دستورات بسيار جالب كه مي تواند براي ما مسلمانان بسيار آموزنده و نجات دهنده باشد يكي اين است كه خداوند به رسول گرامي اسلام مي فرمايد:
وَ اِن‏‏‏ْ اَحَدٌ مِنَ المشركين اسْتجارَكَ فَاَجِرْهُ حَتّي يَسْمَعَ كَلامَ الله ثُمَّ اَبلِغْهُ مَأمَنَه
اگر كسي ازمشركان به پناه تو آمد، ازاو استقبال كن و دستورات اسلام را براي او بازگو كن تا فهم كند. سپس او را به محل امن خود برسان.
اين گونه آزادي كه اسلام منادي آن بوده است در هيچ نقطه اي از عالم يافت نمي شود .
مشورت هايي كه خود رسول خدا صلي ا... عليه واله و سلم با مردم مي كرد و به نظر ايشان احترام مي نهاد در تاريخ
بي نظير است، كندن خندق در اطراف شهر به پيشنهاد سلمان فارسي- به تن كردن لباس رزم در جنگ احد به پيشنهاد جوانان شهر مدينه و دهها نمونه ديگر نشان مي دهد كه با آزادي هايي كه پيامبر عظيم الشأن اسلام به مردم مي داد،
مي خواست ايشان رشد و تعالي فكري و روحي داشته باشند وي مسلمانان را آزاد انديش بار مي آورد، در زمان خلفاي راشدين نيز همين سيره به نحو احسن در روش حكومت ايشان ديده مي شد، خليفه اول بطور رسمي از مردم خواست كه به دقت رفتار او تحت نظر داشته باشند و اگر موردي اشتباه در كار وي مشاهده كردند اعلام نمايند.
علي عليه السلام : عالي ترين تفكر آزادي را به مردم داد، نه تنها حقوق مخالفان خود را از بيت المال قطع نكرد بلكه به آنان اجازه داد كه بر سر هر كوي و برزني كه بخواهند حرف خود را بزنند، آزادي بيان و انديشه داشته باشند. وقتي عده اي از طرفداران وي به دشمنان علي عليه السلام بدگويي كردند و فرمود «سب» نكنيد زيرا قرآن مي گويد. وَ لاتَسبُّوا الذّيَن يَدْعُونَ مِنْ دُونِ الله فَيسبوا الله عَدواً بِغَير علم
بر اين اساس بايد متفكران و انديشمندان جامعه حاصل تجربيات و تحقيقات خود را بيان كنند تا سياستگزاران جامعه از آن ها بهره مند گردند.
مي دانيم مسأله تعليم و تربيت بزرگترين مسأله جامعه است به طوري كه ممالك مترقي، ترقي و تعالي خود را مرهون داشتن آموزش و پرورش مترقي مي دانند و ممالك عقب مانده نيز به اين دليل عقب افتاده اند كه فعاليت دستگاه تربيتي آنان ضعيف و هماهنگ با ساير دستگاه ها نبوده است.
كانت مي گويد : در جهان در كار مهم در پيش روي بشر قرار دارد كه يكي از آن ها تعليم و تربيت است و دومي حكومت، بعد خود او توضيح مي دهد، دومي هم كه حكومت باشد در حقيقت نوعي آموزش و تعليم و تربيت مردم است، حاكم از مردم كارهايي را مي خواهد كه انجام دهد و بر عكس از كارهايي ايشان را نهي مي كند، پس تعليم و تربيت اساسي ترين كار در زير آسمان است.
در كشور عزيز ما اكثريت مردم به اسلام اعتقاد دارند، اسلام مي گويد: هُوَالَّذي بَعَثَ في الامييين رسولاً منهم يتلوا عليهم آياته و يُزَكيهم و يعلمهم الكِتابَ وَ الحِكمَه وَ اِنْ كانوا مِن قبل لفي ضلالٍ مُبين پيامبران جهت تعليم و تربيت مردم مأموريت يافته اند، در مورد رسول خاتم (ص) به صراحت هر چه تمام تر مي گويد هو الذي بعث تأكيدات فراواني در اسلام در مورد تعليم و تربيت وجود داردكه : برهمگان روشن است و نياز به آوردن آيات قرآن و سخنان بزرگان دين نيست، اما مع الوصف مي بينيم تقريباً كار تعليم و تربيت در رديف كه ارزش ترين كارها قرار دارد براي مثال نگاه كنيد براي امر آموزش و پرورش و تعليم و تربيت ما از وجود چه كساني استفاده مي شود؟
در حدود 45 سال قبل كساني كه مي خواستند به كار تعليم و تربيت بپردازند بايد در دانشسراي مقدماتي زير نظر برجسته ترين معلمان به طور شبانه روزي در بهترين ساختمان ها آموزش مي ديدند، اين معلمان فرم ويژه اي داشتند و براي تدريس بهتر از انواع شيوه ها بهره مي گرفتند.
سپس در آن زمان بهترين معلمان دانشسراي مقدماتي، راهي تهران مي شدند و در دانشسراي عالي آموزش مي ديدند و به صورت دبير در دبيرستان ها تدريس مي كردند و به همين ترتيب بهترين دبيران دانشسرهاي عالي در دانشسراي عالي مي مانند ولي از گذراندن دوره هايي در داخل و خارج از كشور به عنوان استاد دانشسراي عالي استخدام و انجام وظيفه مي كردند.
امروز بدون اين كه معلمان ما دوره هاي خاصي را ببينند فقط به شرط داشتن مدرك تحصيلي وارد سالن امتحان
مي شوند و با زدن تعدادي تست و موفقيت در آزمون ورودي و با يك مصاحبه ي كوتاه به استخدام آموزش و پرورش در مي آيند. اين وضع براي نسل آينده بسيار تأسف بار و غم انگيز است. مسأله تعليم و تربيت كه بزرگترين مسأله كشور است به دست چه كساني سپرده مي شود.
در اين زمينه تحقيقات بسيار زيادي صورت گرفته كه همگي نشان مي دهد كه تقريباً بدليل پايين بودن مزد معلم و بي اعتنايي به شؤنات معلم وامانده ترين افراد جامعه براي معلمي صف مي كشند، و متأسفانه بچه هاي ايران كه اگر خوش استعدادترين كودكان و نوجوانان جهان مي باشند زير نظر كساني آموزش مي بيند كه صلاحيت معلمي را ندارند.

داستان زير ممكن است براي ما بسيار آموزنده باشد.
همه ما مي دانيم كه وقتي در سال 1957 براي اولين بار كشور روسيه موفق شد sputnick اولين قمرمصنوعي را به فضا پرتاب كند، آمريكايي ها گر چه تلاش مي كردند از نظر تحقيقات و بررسي هاي علمي بر روس ها پيشي گيرند اما چون دستگاه تربيت ملي آمريكا با اين سياست هماهنگ نبود، پيشرفت روس ها موجب شد پيشوايان فكري امريكا دچار وحشت شوند تلرپدر بمب هيدروژيني نوشت : « ما امريكايها چند سال ديگر فوتباليست گردن كلفت فراوان خواهيم داشت ولي بايد از روسيه مستشارعلمي وارد كنيم ».
در تحقيقي كه از كودكان مدارس امريكايي به عمل آمد، متوجه شدند تصور كودك امريكايي از عالِم و دانشمند كسي است كه به دليل كم هوشي يا بي دست و پايي يا دچار بودن به بيماري هاي رواني و بدني نتوانسته است تاجر يا بانكدار شود و ناچار به علم پرداخته است، پيداست كه توجه به اين امر، ملت امريكا را به شدت تكان داد.
مجله لايف شماره مخصوص خود را به مقايسه تعليم و تربيت در روسيه و امريكا اختصاص داد و نوشت آنچه امريكا را تهديد مي كند عقب ماندگي او در تربيت و فلسفه غلط تربيتي او است مي گويند روس ها به اين وسيله خدمت بزرگي به امريكا كردند و آن ها را متوجه كردند كه برتري يك ملت، بسته به برتري دستگاه ترتيب آن ملت است.
بدبختانه در كشور ما مهم ترين عامل تربيتي يعني مدرسه با ساير برنامه هاي اجتماعي و اقتصادي هماهنگي نداشته است و مسئولان بيش از آنكه به فكر آموزش و پرورش و تعليم و تربيت نوجوانان و جوانان ما باشند به فكر مسائل ديگر مي باشند براي مثال نگاه كنيد شهرداري ها با در آمدهاي كلان، توجه خود را بيشتر به سمت گسترش پارك ها و شهر بازي ها و... معطوف مي دارند تا پرداختن به امور تربيتي. درآمدهاي كلان دولت نيز در به ساختن كارخانه ها  اختصاص داده شد ه در صورتي كه قبل از ساختن كارخانه به كساني نياز داريم كه بتوانند آن كارخانه ها يا كارگاه ها را اداره نمايند. هم شهرداري ها و هم دولت بايد به تقويت آموزش و پرورش بپردازند تا ساير مسائل حل شود.
بزرگان ما بايد بدانند كه مي توان در مدت دو سال يك كارخانه ذوب فلز را آماده و بر پا نمود اما براي آنكه از آن بهره برداري درستي كرد بايد بيست سال زحمت كشيد تا مهندسي كه بخواهد اين كارخانه را اداره نمايد تربيت شود.
ما بدون اينكه به فكر نيروي انساني مورد نياز باشيم پول هاي كلان را خرج ساختن كارخانه ها كرده ايم، بر فرض كه بهترين كارخانه ها را در كشور خود بر پا كرديم، وقتي نيروي انساني كارآمدي در اين زمينه نداشته باشيم در حقيقت پول، وقت و امكانات خود را هدر داده ايم. در درجه اول بايد براي واحدهاي آموزشي معلم تربيت كنيم.
معلمان ما بايد از بين برترين دانش آموزان از جهت اخلاق وعلم انتخاب شوند، پس از انتخاب بايد ايشان را در مراكز ويژه اي زير نظر برجسته ترين استادان تربيت كنيم، تربيت ايشان بايد شبانه روزي باشد. و در تمام مدت شبانه روز از كار ايشان آگاهي داشته باشيم و آگاهي آنان را نسبت به انسان پتانسيل عظيمي كه انسان دارد باشد افزايش دهيم، بايد شرح حال معلمان برجسته، مخترعان، مكتشفان انديشمندان را به طور مستمر مطالعه نمايند، بايد دقيقاً شرح حال استعمارگران را بخوانند و بدانند در طول چند صد سال اخير چه مصيبتهايي بر سر اين كشور آمده است، بايد دهها فيلم در اين زمينه ببينند و به تجزيه و تحليل آن بنشينند و در رشته ي تحصيلي خود پيشرفت چشمگير داشته باشند.
كار تربيت معلم فرايندي نيست كه سرسري شمرده شود، بلكه مهم ترين فعاليت اجتماعي است، ملتي كه معلم نداشته باشد در حقيقت يتيم و فقير و بيچاره است، در شأن معلمان همه صحبت كرده اند و اهميت و عظمت وي را بر شمرده اند اما بد بختانه دستگاهي كه اين مقام را پياده نمايد وجود ندارد.
امام خميني (ره) فرمودند اگر مدارس و دانشگاه هاي ما درست نشود، اميد آنكه يك جمهوري اسلامي پيدا كنيم از دست خواهيم داد و رهبر انقلاب مي فرمايند، تعليم و تربيت مسأله اول نظام جمهوري اسلامي ايران است.
اما مي بينيم كه معلم كه محور اصلي آموزش و پرورش است، وضعيت بسيار رقت باري داشته و دارد. شايسته است مسؤولان والامقام جمهوري اسلامي اين جملات پُر بار را سرلوحه ي برنامه هاي خود قرار دهند تا اميدوار شويم و
قدم هاي بلندي را جهت پيشرفت اخلاقي و علمي جامعه برداريم.

 منبع:

www.iranika.ir


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 11:14 ] [ عليرضا ]

گلچینی از مطالب علمی

تاثیر انگور قرمز بر جوان ماندن

دانشمندان می گویند: انگور قرمز دارای ماده ای به نام رسوراتول است که نوعی پروتئین موسوم به سرتوئین در بدن انسان می سازد و این پروتئین نیز موجب جوان ماندن و طراوت کروموزوم های انسان می شود.

به گفته محققان : انگور قرمز همچنین دارای موادی است که خطر ابتلا به سرطان و التهاب های جسمی را کاهش می دهد.

 


۵ عامل اصلی پیری پوست

پیر شدن پوست نیز همانند همه ی بیماری های پوستی دارای عواملی است که با دوری از آنها می توانید همیشه پوست جوان و شادابی داشته باشید.

۱-    فقدان رطوبت: پوست خشک نه تنها ایجاد ناراحتی می کند ، بلکه بدلیل نبودن آب کافی در سطح پوست ، آنزیم های پوست عملکرد صحیحی نخواهند داشت. در نتیجه پوست نمی تواند به طور خودکار التهابات ناشی از آلودگی، مصرف قند زیاد و نور خورشید را التیام بخشد. بنابر این استفاده از مواد مرطوب کننده بسیار مهم است.
۲-    آلودگی: آلودگی های موجود در محیط اطراف ارمغان دنیای مدرن است و البته موثرترین دشمن برای سلامت و شادابی پوست می باشد. تنها راه مقابله با این آلودگی ها استفاده از مواد آنتی اکسیدان دار می باشد . این مواد از طریق رژیم غذایی مناسب مثل خوردن شکلات تیره، میوه ها و سبزیجات به خصوص میوه های خانواده توت و انار و چای سبز حاصل می شود.
۳-    ژنتیک: سهم عمده ای از خاصیت و کیفیت پوست مربوط به ژنی است که شما از والدین خود کسب کرده اید. و باید گفت که در این مورد نمی توان کاری انجام داد. اما متخصصان سعی بسیاری در پیدا کردن این ژن موثر دارند.
۴-    دخانیات: دخانیات باعث از بین رفتن کلاژن – یکی از مهم ترین پروتئین ها ی ساختاری پوست- می شود. و نتیجه آن بروز علائم پیری نظیر خط و چین و چروک پوستی و عدم استحکام پوست است. همچنین مانع از خونرسانی کافی به پوست می شود و در نتیجه انبوهی از آلودگی ها در سطح پوست باقی خواهد ماند و این بهترین دلیل برای ترک سیگار است ، البته اگر به شادابی پوست خود بها می دهید.
۵-    خورشید: اشعه فرابنفش خورشید عامل تخریبی سلامت و جوانی پوست است. این اشعه باعث ایجاد التهاب پوستی و تولید رادیکال های آزاد می شود که کلاژن را تخریب می کند.بعلاوه عامل سرطان پوست نیز می باشد. تنها راه مقابله با این عامل طبیعی اجتناب از قرار گرفتن مستقیم در معرض نور خورشید است. استفاده از کرم های ضد آفتاب ، حتی زمانی که قصد خارج شدن از منزل را ندارید نیز می تواند مفید باشد.

داروی جدید دیابت از بزاق مارمولک ساخته شد

متخصصان موفق شدند، با استفاده از بزاق نوعی مارمولک، دارویی برای بهبود دیابت نوع دوم تولید کنند که تا سال آینده وارد بازار می شود. به گزارش ایسنا،  این دارو تزریقی است و می تواند مقدار قند را در مبتلایان به دیابت نوع دوم کنترل کند و وزن آن ها را نیز کاهش دهد. بر اساس این تحقیق، داروی جدید Byetta نام دارد و از بزاق مارمولک گیلا (Gila) گرفته شده است . این مارمولک در مناطق جنوب غرب آمریکا زندگی می کند و سمی است. Byetta نخستین دارو در طیف جدید داروهای ضد دیابتی است که از سوی سازمان غذا و داروی آمریکا نیز تایید شده است. اما پژوهشگران تاکید کرده اند که داروی جدید فقط برای بهبود دیابت نوع دوم کاربرد دارد. داروهای کنونی دیابت اغلب باعث چاقی بیماران می شود اما داروی جدید با قابلیت کاهش وزن بیمار، این عارضه جانبی را ندارد.

کشف تار عنکبوتی مربوط به ۱۴۰میلیون سال قبل

یک محقق انگلیسی به تازگی موفق به کشف تار عنکبوتی شده که در ۱۴۰ میلیون سال تنیده شده است. «مارتین بریزر» محقق دانشگاه «آکسفورد» در خصوص این کشف خود گفته: نشانه های موجود نشان می دهد که این تار عنکبوت در ۱۴۰میلیون سال قبل تنیده شده  و می توان گفت که این تار لطیف مربوط به عصر دایناسورهاست. وی همچنین معتقد است که این تارعنکبوت شبیه تارعنکبوت های فعلی است. «بریزر» افزوده: براحتی می توان این تارعنکبوت ۱۴۰میلیون ساله را با تارهای عنکبوت حیاط خانه ما تطبیق داد. این محقق انگلیسی دو سال قبل در ساحل جنوب انگلستان این تار عنکبوت را کشف کرده است. بسیاری از محققان و دیرینه شناسان بر این باورند که این فسیل تارعنکبوت مربوط به سال های ۶۵تا۱۴۵میلیون سال قبل است و یعنی این تار مربوط به زمان دایناسورها یا عصر ماموت هاست.

منبع مطالب: بانک مقالت فارسی


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 11:14 ] [ عليرضا ]
يك مطلب علمي جالب در مورد فضا
 
دانشمندان دریافته اند که جهان در۱۵ میلیارد سال قبل براثر انفجار یک ماده با جرمی بسیار زیاد معادل آنچه در هستی وجود دارد، بوجود آمده است. در این فضای بیکران میلیاردها کهکشان، منظومه، ستاره، سحابی (توده های عظیم گاز)، سیاه چالهای فضایی و بسیاری اجرام ناشناخته دیگر وجود دارند، حال سؤال اینست که:»ما کجای این فضای بیکران هستیم؟«خانه ما در یکی از این کهکشانها بنام راه شیری قرار گرفته است. این کهکشان از مرکز انفجار بزرگ، در حدود۸ تا۱۰ میلیارد سال نوری فاصله دارد. تعداد ستارگان آن بین۲۰۰ تا۴۰۰ میلیارد عدد تخمین زده شده که بیشتر آنها از زمین قابل رویت نیستند. صدها هزار منظومه، توده های عظیم گاز و غبار بین فواصل ستارگان راه شیری قرار دارند. کهکشان راه شیری، مارپیچی بوده و جرمش در حدود۷۵۰ تا یک تریلیون جرم نجومی است. ساختار کلی آن شامل هسته مرکزی، یک دیسک با چند بازو به دور آن وهاله های غباری اطراف آنست. قطر دیسک در حدود۸۰ تا۱۲۰ هزار و ضخامت آن تقریباً۳ هزار سال نوری است. جای آن در فضا در بخش »مکان محلی« است که شامل۳ کهکشان بزرگ و۳۰ عدد کوچک است. فاصله اولین کهکشان بزرگ با آن،M۳۱ ، در حدود۲/۹ میلیون سال نوری بوده ولی فاصله آن تا کهکشانهای کوچکتر کمتر است.
همانگونه که اشاره شد این کهکشان دارای سه بخش است. بخش اول، مرکز کهکشان است که غبارهای کهکشانی مانع از مشاهده دقیق آن از روی زمین می شود. در نتیجه، تنها اطلاعات بدست آمده، حاصل دریافت امواج رادیویی از آن بوده است. آنچه مشاهده شده، حکایت از آن دارد که بخش مرکزی متشکل از یک هسته بسیار متراکم است. قطر آن در حدود۳۰۰۰ سال نوری و از سه قسمت مختلف تشکیل یافته است. در قسمت شرقی بقایای سوپرنواها و در بخش غربی هیدروژنهای یونیزه شده غیرعادی مشاهده شده است. قسمت مرکزی آن نیز بسیار متراکم بوده و به صورت فلکی کماندار موسوم است. در هر۱۰ میلیارد سال برخوردهای ستارگان در آن رخ می دهد. دریافت اشعه های ایکس و گاما از آن، نشانگر آنست که مرکز کهکشان مولد بسیار قوی این اشعه ها است. این اشعه ها از نتیجه نابودی چندین ماده بوجود آمده و نشان از وجود بسیاری از سوپر نواها در مرکز آن دارد.
مشاهدات دیگر نشانگر وجود یک سیاهچال بزرگ در آن است که قوه جاذبه بسیار زیاد آن توانسته بقیه ستارگان را در مدار خود نگهدارد. اختر شناسان با تلسکوپ۱۰ متری۲۰ عدد از ستارگان مرکز را در مدت۳ سال مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که سرعت این ستارگان به سمت هسته مرکزی در حدود هزار کیلومتر در ثانیه(۳/۶ میلیون کیلومتر در ساعت)بوده است. این امر نشان دهنده قدرت جاذبه فوق العاده این سیاهچال است.
با این سرعت فاصله تا خورشید را می توان در دو روز طی کرد. جرم این سیاهچال در حدود۲ تا۳ میلیون برابر خورشید است. کهکشان راه شیری با سرعتی در حدود۳۰۰ کیلومتر/ ثانیه (یک میلیون و هشتاد هزار کیلومتر در ساعت) به سمت صورت فلکی سنبله، »ویرگو«، در حرکت است.
بخش دوم کهکشان، دیسک است که بصورت یک صفحه بسیار پهناور بوده و به دور مرکز درجهت عقربه ساعت در گردش است. بیشترین ستارگان جوان از جمله منظومه شمسی در آن قرار دارند. این دیسک شامل مولکولهای اتمی و گاز H۲ و غبارهای کهکشانی است. دیسک دارای چند بازوی مختلف شامل پرساوش (پسر زاوش ودانا) از نامهای افسانه ای یونان، شکارچی ماهر یا سایگونز که منظومه شمسی ما در آن قرار دارد، دجاجه، قنطورس و حمل است. منظومه شمسی در بازویی قرار دارد که دارای غبارهای بسیار زیاد کهکشانی است و در نتیجه ما نمی توانیم بیش از چند هزار سال نوری عمق آنرا مشاهده کنیم. منظومه شمسی هر۲۰۰ تا۲۵۰ میلیون سال، با سرعتی نزدیک به۲۵۰ کیلومتر در ثانیه، یک دور کامل بدور کهکشان راه شیری می گردد. فاصله منظومه شمسی تا مرکز کهکشان راه شیری در حدود۲۸۰۰۰ سال نوری است.
بخش سوم ساختار این کهکشان هاله غباری به قدمت حدود۱۰ تا۱۵ میلیارد سال است که بیشتر ستارگان قدیمی در آن وجود دارند. این قسمت دارای گازهای بسیار داغ است که اشعه گاما را تولید می کند. وسعت این قسمت بدرستی معلوم نیست و شاید به صد و یا هزاران سال نوری برسد. این قسمت که اکثر ستارگان در آن دیده نمی شوند، بنام بخش تاریک نامیده شده است.
اگر بخواهیم عکس واقعی از این کهکشان بگیریم الزاماً باید از آن خارج شویم و این کار عملی نیست. چون بشر تاکنون نتوانسته از کهکشان خارج شود. به همین دلیل تصاویر بدست آمده بیشتر از اطلاعات دریافتی از مجموعه ستارگان رصد شده این کهکشان است. اگر شبها از مکانی کاملاً صاف و تاریک مانند یک صحرا به آسمان نگاه کنیم می توانیم نواری پهن از مجموعه عظیم ستارگان را مشاهده کنیم.
خانه ما در کهکشان راه شیری به اندازه قطره ای از یک دریای بیکران است. بشر کنجکاوانه بدنبال اسرار نهفته در آن در حال جستجو است و شاید روزی بتواند همسایه ای را برای خود بیابد

موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 11:12 ] [ عليرضا ]
تابه حال چقدر برای شما پیش آمده که روز خوبی نداشته و اصطلاحا “توی مود” نبوده‏اید؟ کسل بوده و یا خسته و درمانده بوده‏اید؟ و درکل حس کار ندارید؟ این موارد می‏توانند به دلیل نداشتن خوابی خوش و راحت در شب پیش بوده و یا خوابی سرشار از استرس بوده باشند.

 

خواب درست و اصولی می‏تواند آنچنان انسان را شارژ روحی و جسمی نماید که بهترین تصمیمات و ایده‏ها را منجر شود. همچنین می‏تواند آنچنان انرژی جسمی و روحی را کاهش دهد که شاید ۱۰ ساعت خوابیدن بی وقفه نیز نتواند انرژی از دست رفته را جبران نماید؛ همۀ این موارد به هم ارتباط دارند.

گفته می‏شود که خواب اصولا باید بین ۷ تا ۸ ساعت در شبانه روز و در شب باشد تا نیاز بدن به خواب کاملا بر طرف شده و انرژی بدن بازیابی شود. به نظر شخصی نویسنده مقاله و همچنین من یک ساعت کمتر یا بیشتر خوابیدن هیچ آسیبی به انسان نمی‏رساند اما نه بیشتر و کمتر. چراکه رعایت نکردن اندازۀ استاندارد خواب باعث می‏شود انسان احساس سنگینی و کسلی و سستی کند و اینچنین است که قدیمی‏ها می گفتند “خواب، خواب می‏آورد.” که به نظر من منظور خواب بیش از حد مجاز بوده است.

همچنین خواب در موقع و وقت خود نتیجه بخش است. با توجه به اینکه انرژی کائنات در ساعات میانی شب در اوج است ، بهتر است که این زمان را خواب بوده تا بدن شارژ روحی و معنوی نیز گردد. (در مورد این مطلب در آینده صحبت خواهم کرد). حتما تجربه کرده اید که خواب روز هرگز جای خواب شب را نمی‏گیرد این یکی از دلایلی است که خواب شب شدیدا توصیه می‏شود.

کمخوابی باعث ایجاد ناتوانی نسبی در حل مسائل و رویدادهای نسبتا پیچیده شده و نیز توانایی سیستم ایمنی بدن را تا حد زیادی کاهش می‏دهد. همچنین باعث اختلال در روابط اجتماعی شده و توانایی تعامل مثبت را ضعیف می‏نماید.

یک دوش چند دقیقه ای آب ولرم می‏تواند در خواب خوب و راحت بسیار تاثیرگذار باشد. همچنین لباس مناسب و راحت باعث آرامش در حین خواب می شود..

قبل از خواب کمی مطالعه حتی در حد یک صفحه بسیار بسیار مفید است. دلایل زیادی هم دارد که می‏توان به ثابت ماندن چشمها در یک نقطه ثابت اشاره کرد.

کشیدن عضلات نیز در نوع خود می‏تواند بسیار تاثیرگذار بوده و یک احساس آرامش را بوجود آورد.

تاریکی نیز در روند خواب بسیار تاثیرگذار است. آرامش واقعی در تاریکی و خاموشی است. حتی یک چراغ روشن می‏تواند اغتشاش ذهنی بوجود آورد و مانع خواب گردد.

 

بعضی از غذاها در افزایش برخورداری از خوابی خوش و راحت تاثیرگذار هستند. این نوع غذاها بیشتر به دلیل تحریک در روند ترشح هورمون سروتونین (یک عامل مهم جهت تنظیم روند خواب، دمای بدن، عصبانیت و …) و همچنین ملاتونین (عامل مهم در تشخیص روز و شب و وقت خواب و بیداری) که کمبود ملاتونین باعث افزایش بی خوابی می‏گردد. (ضمنا استرس باعث کاهش سطح ملاتونین در بدن می‏شود). این نوع خوردنیها باعث آرامش جسمی نیز هستند.

۱ – موز : شامل مقادیری از ملاتونین و سروتونین است که دو عامل مهم در آرامش خواب و خواب راحت هستند. همچنین مقادیر منیزیم در موز دارای اثر آرامبخش بر روی عضلات است.

۲ – شیر گرم : همیشه یک لیوان شیر گرم عامل خوابی خوش و راحت بوده است. همانطور که مادربزرگ و پدربزرگهای ما اکثرا هنگام خواب یک لیوان شیر می‏خورده اند. شیر دارای تریپتوفان (آمینو اسیدی که اثر تسکین بخشی دارد) همچنین کلسیم موجود در شیر باعث تحریک مغر در استفاده از تریپتوفان می‏شود.

۳ – چای بابونه : بابونه یکی از درمانهای طبیعی از زمانهای بسیار قدیم بوده است که امروزه نیز جهت بسیاری از ناراحتی های اعصاب و … نیز تجویز می‏شود. این گیاه که بیشتر به صورت چای استفاده می‏شود نه تنها به دلیل خاصیت آرام بخشی بلکه به دلیل دارا بودن اثر تسکینی، از بهترینها جهت داشتن خوابی آرام است.

۴ – عسل : گلوکز موجود در عسل عاملی برای کم کردن مقدار اورکسین است (اورکسین عاملی است در هوشیاری تاثیر دارد).

۵ – سیب زمینی : باعث از بین بردن اسیدهایی است که امکان اخلاط با آمینو اسید تریپتوفان (آمینو اسیدی که اثر تسکین بخشی دارد) می شود. سیب زمینی پخته شده در صورتیکه با شیر نوشیده شود، اثر خواب آور بیشتری از خود نشان خواهد داد.

۶ – مغز بادام : این خشکبار شامل هر دو عامل مهم خوب خوابیدن یعنی تریپتوفان و منیزیم است.

۷ – بلغور جو، سوپ جو : عامل افزایش تولید ملاتونین در بدن است.

۸ – نان گندم کامل : باعث می‏گردد انسولین در بدن آزاد شده و به تبع آن تریپتوفان بیشتری به مغر رسیده و نتیجتا سروتونین بیشتری ترشح شود.

۹ – گوشت بوقلمون : منبعی غنی از تریپتوفان است. البته باید در نظر داشت که منظور همان شکم خالی است نه اینکه بوقلمون شکم پر (زیرا باعث سنگین شدن معده و به تبع آن بی خوابی می‏شود)

۱۰ – تخم کتان : این دانه های روغنی کوچک منبع بزرگی از امگا ۳ هستند لذا به عنوان بهبود دهنده مود بدن عمل می‏نمایند. همچنین به عنوان عاملی جهت سم زدایی نیز می‏توان آنها را مصرف نمود.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 11:11 ] [ عليرضا ]
                                                                    فکر اطرافیان را بخوانید
 مایلید به افكار كسی كه در كنار دستتان نشسته است پی ببرید؟ اگر با افراد زیادی مواجه شده باشیم می‌توانیم بسیاری از افراد را حتی از نوع صحبت كردنشان بشناسیم‌. اما این شناخت در مواجه حضوری با دانستن بسیاری از حالات ثابت شده در علم روان‌شناسی بهترین فرهنگ نامة آدم‌شناسی را برایمان می‌گشاید. با شناخت بیشتر افراد، ارتباطمان جهت دار می‌شود و در مدت كوتاهی خواهیم توانست كه به هدف مورد نظر از این آشنایی و ملاقات نزدیك شویم‌. ایجاد رابطه صحیح باعث رشد عزت نفس در انسان می‌شود و ارتباط ما با خودمان و اطرافیان تقویت می‌شود.
هر چه بهتر و كامل‌تر با خود و دیگران ارتباط برقرار كنیم‌، احساس موفقیت از ایجاد یك ارتباط صحیح و دوستانه ما را زودتر به هدفهایمان می‌رساند و باعث تعالی افكار و رفتارمان در زندگی می‌شود.

1 – فرد خوددار:
اگر شخصی دستهایش را پشت كمر قفل كند، نشان می‌دهد كه خود را به شدت كنترل كرده است‌. در این حالت او سعی دارد خشم یا احساس ناامیدی را از خود دور كند.
2 – حالت تدافعی‌:
اگر انگشتان دستها به بازو گره خورده باشد نشان دهنده حالت تدافعی در برابر حمله‌ای غیر منتظره و ناگهانی یا بی‌میلی برای تغییر چهره شخص است‌. اگر انگشتها مشت شده باشند، حالت بی میلی شدیدتر است‌.

3 – متفكر:

گره كردن دستها به دسته‌های صندلی نشان می‌دهد كه شخص سعی دارد احساس خود را مهار كند. اما قفل كردن قوزك پاها به یكدیگر حالت تدافعی است‌. این حالت بیشتر در مسافران مضطرب هواپیمای هنگام پرواز و فرود آن دیده می‌شود.
4 ـ دقت‌:
وقتی شخص انگشت سبابه را روی صورت و بقیه دستش را به صورت گره كرده در پایین صورتش قرار می‌دهد یعنی كه با دقت است‌. این حالت نشان می‌دهد كه شخص بادقت زیاد به صحبت‌های شما گوش می‌دهد و یك یك كلمات شما را می‌سنجد و در چهره او حالتی انتقادی به چشم می‌خورد.
5 – بدگمان‌:
انگشتهای گره شده زیر چانه و نگاه خیره نشان دهنده حالت تردید و دودلی است‌. او به صحبت‌های شما و صحت گفته‌هایتان تردید می‌كند. در این حالت ممكن است آرنج روی میز قرار گرفته باشد.
6 – بی‌گناه‌:
دستهایی كه روی سینه قرار گرفته باشد، بهترین نمونه برای نشان دادن و حالت بی‌گناهی و درستكاری است‌. این حالت اثر باقیمانده از شكل سوگند خوردن است كه دست را روی قلب قرار می‌دهند.
7 – مطمئن‌:
این حالت دستها در مردها نشان می‌دهد كه به آنچه كه می‌گویند اعتقاد و اعتماد كامل دارند و در خانمها كمتر دیده می‌شود. خانمها هنگامی كه دست خود را به كمر می‌زنند نشان می‌دهند كه به آنچه می‌گویند اطمینان دارند.
8 – مرموز:
دستهای به هم مشت شده زیر چانه نشان می‌دهد كه شخص نظریاتش را پنهان می‌كند و به شما اجازه می‌دهد به صحبت خود ادامه دهید، تنها هنگامی كه حرفهایتان پایان یافت به شما و نظریات شما حمله خواهد كرد.
9 – ظاهر ساز:
او آرام به نظر می‌رسد اما این آرامش پیش از توفان است‌. این حالتی است كه بیشتر رؤسا به خود می‌گیرند تا خود را به گونه‌ای به زیردستان نزدیك كنند و در عین حال جاذبه آنها نیز كم نشود.
10 – آماده و موفق‌:
قرار دادن پاها روی هر چیز (روی صندلی‌، میز، سكو و… نشانه حالت مالكیت است‌… در یك میز گرد تنها رئیس اجازه دارد چنین حالتی داشته باشد و آرامش خود را نشان دهد.)11 – اعتماد به نفس‌:
تكیه زدن به صندلی در حالتی كه دستها پشت سر قفل شده نشان دهنده اعتماد به نفس قوی است‌. اگر شخصی در این حالت صحبت می‌كند به گفته‌های خود اعتماد دارد و اگر به صحبت‌های شما گوش می‌دهد به خود زحمت ندهید، او خود همه ماجرا را می‌داند!

 

 

 

 

 

 

 

 

 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 10:58 ] [ عليرضا ]

اوقات فراغت خود را چگونه سپری کنیم؟

اوقات فراغت خود را چگونه سپری کنیم؟ واحد خانواده خوشبخت تبیان زنجان-

تحقيقات اجتماعي نشان مي‌دهد يكي از عوامل مهم بزهكاري در نوجوانان خالي بودن اوقات فراغت آنهاست و در اين ايام است كه زمينه هاي پذيرش رفتارهاي ناهنجار، اعتياد و انجام جرايم شكل مي‌گيرد.

كمال مطلوب اجتماعي در اين مورد آن است كه تمام وسايل مادي، معنوي و فضاي سالم جهت بهره‌جويي عمومي آماده شود و با حذف زمينه هاي فقر اقتصادي، فرهنگي و تربيتي، انگيزه‌هاي سالم در ميان طبقات مختلف جامعه پرورش يابد.

جهت پر كردن اوقات فراغت بچه ها نبايد آنها را با اصرار به كلاس فرستاد، بلكه مي‌توان از خودشان پرسيد كه چه چيزي خستگيشان را برطرف مي‌كند و آنها را به سمت كارهاي مورد علاقه‌شان سوق مي‌دهد. اوقات فراغت به نظر بعضي از والدين و مسئولان چيزي زايد‏‎ ‎است‎ .‎طبيعي است كه اگر براي اوقات فراغت بچه‌ها هدف‌گذاري نشود، به طور حتم اين اوقات زايد به نظر مي‌رسد و والدين روزشماري مي‌كنند كه تابستان هرچه زودتر‎ ‎به پايان برسد‎.‎

برنامه‌ريزي اوقات فراغت نمي‌تواند چيزي مستقل و بي‌ارتباط با ساير اوقات باشد، بلكه بايد در كنار برنامه كلان زندگي، مفيد، راهگشا و زمينه‌ساز باشد. در غير اين صورت خواه ناخواه بخش هايي از عمر پر ارزش انسان در وادي پوچي و بي‌ثمري از بين مي‌رود و صرف كارهاي بيهوده مي‌گردد.‏

يكي از روش هايي كه مي‌تواند اوقات فراغت افراد جامعه را زير پوشش قرار داده و بسياري از ضعف ها و كمبودهاي جسماني و رواني را رفع و درمان كند، ورزش و تفريحات سالم است. تربيت بدني و ورزش گذشته از جبران ضعف ها و حفظ تندرستي افراد، آنان را براي زندگي، تلاش و اهداف مشترك آماده مي‌سازد. استفاده از بازي در اوقات فراغت فرصتي را براي پيشرفت فرد فراهم مي نمايد.

يكي از مهم‌ترين نعمت ها، نعمت تندرستي و سلامت است كه مي‌تواند در موفقيت انسان عامل مهمي باشد. خانواده و يا در واحد بزرگتر جامعه تنها زماني قادر خواهد بود راه ترقي و تكامل را طي كند كه متشكل از افرادي سالم، باارزش و پاك باشد. نكته مهم اين است كه همه افراد جامعه از كودكان تا بزرگسالان بايد بياموزند كه تندرستي پديده‌اي است كه عوامل مختلفي در حفظ، بقاء و يا از بين رفتن آن دخالت دارند و تربيت بدني عامل بسيار مهم و ارزنده‌اي است كه مي‌تواند به عنوان يك وسيله آموزش عملي و واقعي مفهوم و اعتقاد به تندرستي را در افراد ايجاد نمايد.‏

در آموزش و پرورش نيز نخستين هدف، رشد ابعاد گوناگون شخصيت فرد از جنبه هاي جسماني، رواني، اجتماعي و معنوي است. ورزش و هدف تربيتي آن، يادگيري مهارت‌هاي رفتاري را باعث مي‌شود و با چنين تعبيري ورزش به عنوان يك وسيله كمك‌كننده عملي، پيوسته با تربيت همراه است.

معلمان ورزش بايد كودكان و نوجوانان را تشويق كنند تا در اوقات فراغت به فعاليت هاي ثمربخش و سودمند بپردازند. مربي علاوه بر آموزش بازي و انواع مهارت هاي ورزشي به دانش‌آموزان، بايد فعاليت هاي ورزشي را براي آنها لذت بخش كند، زيرا لذت‌بخش بودن ورزش موجب مي‌شود كه كودكان در اوقات فراغت، خود بخود بدان روآورده و بدين ترتيب در آنها انگيزه استمرار فعاليت هاي ورزشي ايجاد مي‌شود.

 به هنگام اجراي فعاليت هاي ورزشي در اوقات فراعت، بايد كودكان و نوجوانان را با ورزش هاي گروهي آشنا كرد تا در موقعيت هاي مختلف بتوانند از آن استفاده كنند. آشنايي كودكان و نوجوانان به مقررات ورزشي و اجراي آن در بازي هاي ايام فراغت ضروري است، زيرا لازم است فرصت استقلال فكري و تصميم‌گيري به كودكان داده شود تا در چنين فعاليت هاي مهمي شركت كنند و اِعمال مديريت و همكاري با ديگران را به طور عملي تمرين كنند.‏

كودك يا نوجوان بايد خود را بشناسد، او مي‌تواند از طريق تجربه هاي صحيح ورزشي، خود را بشناسد و به قدرت ذهني و جسمي خود پي ببرد. در امر تربيت، نه تنها شناخت كودك از ديدگاه مربي مهم است بلكه "خويشتن‌شناسي" كودك از نظر خود و در ارتباط با ديگران اهميت خاصي دارد. خود‌شناسي موجب مي‌شود كودك بتواند به موفقيت خود در اجتماع و ارتباط با ديگران، بيشتر پي برده و دريابد ديگران او را چگونه مي‌بينند، در نتيجه نسبت به حدود توانايي، استعدادها، قدرت هاي ذهني و جسمي خود شناخت صحيح‌تري پيدا مي‌كند؛ به عبارت ديگر، در شناخت خود به واقعيت نزديكتر مي‌گردد و اين خودشناسي عامل مهم در امر يادگيري است. زماني كه كودك احساس كند او را دوست دارند، به او احترام مي‌گذارند، مورد قبول اطرافيان و نزديكان است و موفقيت هايش بر شكست هايش فزوني دارد، در راه استقرار و پي ريزي خودشناسي مفيد و مطلوب قرار گرفته است. هيچ چيز به اندازه موفقيت، موجبات پيشرفت كودك را فراهم نمي‌آورد و موجب خودشناسي مطلوب او نمي‌شود.

تربيت‌بدني فرصت هاي زيادي براي كودك فراهم مي‌سازد تا او بتواند خود را نشان دهد، در انجام كارها توفيق يابد، حس ابتكار در او تقويت شود و در محدوده تواناييهاي ذهني، جسمي، عاطفي و اجتماعي خود تجارب و پيشرفت هايي به دست آورد. كودكان و نوجوانان از طريق ورزش و تربيت بدني در برابر صفت هاي منفي ايستادگي پيدا خواهند كرد. از آنجا كه سراسر زندگي مبارزه و مسابقه است، اجراي مسابقه و گنجاندن آن در برنامه هاي ورزشي كودكان، نبايد ناديده گرفته شود. مسابقه با همسالان اگر بر مبناي صحيحي برنامه ريزي شده باشد از نظر تربيت و پرورش كودك، مهم و مفيد است. كودكان به طور طبيعي ميل دارند خود را با ديگران مقايسه كنند و نه تنها از آنان باز نمانند بلكه از ديگر همسالان و همكلاسان خود چندين گام جلوتر قرار بگيرند. اين برتري بايد در مسير تربيتي قرار گيرد تا از رقابت‌هاي نادرست، مخرب و مضر جلوگيري به عمل آيد. كاميابي هر كودك بايد با توجه به تواناييهاي خود او سنجيده شود نه نسبت به ديگر كودكان همسن او. بايد به كودكان ياد داد در انجام مسابقه هاي ورزشي، بدون توقع پيروزي حتمي، بيشترين سعي خود را به كار گيرند. اين امر باعث مي‌شود، كودكان در صورت باخت مسابقه، زياد مأيوس نشوند.

تمرين هاي منظم فعاليت بدني به كودكان و نوجوانان كمك مي‌كند تا استخوان ها، عضلات و مفاصل سالمي داشته باشند؛ وزن بدنشان متناسب باشد و نيز فعاليت هاي بدني در عملكرد قلب و ريه نيز تاثير بسزايي دارد. اين امر در ايجاد هماهنگي حركت مشاركت نموده و به پيشگيري و تنظيم اضطراب و افسردگي كمك مي‌كند.‏

بازيها و ساير انواع فعاليت ‌هاي بدني به نوجوانان اين فرصت را مي‌دهد كه خود باوري و اتكاء به نفس داشته باشند و لذت موفقيت و مشاركت و اتحاد جمعي را احساس كنند. اين اثرات مثبت همچنين به كاهش خطرات ايجاد شده به وسيله روش‌هاي زندگي پر استرس و بي‌تحركي كه در نوجوانان امروزي بسيار شايع است كمك مي‌كند. پرداختن به فعاليت بدني هدايت شده مي‌تواند باعث پرورش ساير رفتارهاي بهداشتي مثل پرهيز از سيگار، مواد مخدر و رفتارهاي خشونت‌بار گردد و نيز كودكاني كه فعاليت بدني بيشتري دارند نتايج تحصيلي بالاتري نيز كسب كرده‌اند.

همچنين بازيهاي گروهي باعث تعامل اجتماعي مثبت مي‌شود. الگوهاي فعاليت بدني كه در دوران كودكي و بلوغ كسب مي‌شوند بيشتر در طول زندگي هر فرد باقي مي‌مانند بنابراين باعث فراهم آمدن پايه‌اي فعال و سالم در زندگي مي‌شوند؛ برعكس، عادات غير سالم مثل زندگي بي‌تحرك، تغذيه نامناسب و سوءمصرف مواد كه در دوران نوجواني به وجود بيايند در دوران بزرگسالي نيز معمولاً ادامه مي يابند. تربيت بدني و ورزش راه گريختن از ناتواني و تنبلي و در نتيجه كسب شادماني است.‏

برنامه فعاليت‌هاي ورزشي، بايد با در نظر گرفتن استعدادهاي ذهني، جسمي و نيازهاي تربيتي كودكان، انتخاب شود تا بيشترين تأثير تربيتي را در پي داشته باشد. برنامه تدويني ورزش بايد داراي ويژگي هاي زير باشد:

1 .متناسب با رشد، نمو و آمادگي جسماني كودك باشد.

2 .همه‌جانبه و وسيع باشد و مهارت‌هاي لازم را در كودكان ايجاد كند.‏

‏3 .اوقات فراغت كودكان را در برگيرد تا چنين فرصت هايي را به بيهودگي نگذرانند.‏

‏4 .متنوع و متناسب با نيازها، خصوصيات، قدرت و طبيعت كودكان تدوين شود و حركت هاي پايه و اصلي، حركت هايي همراه با آهنگ، شيرين كاريها، بازيهاي گروهي و مسابقه هاي ورزشي را شامل شود.‏

5 .با توجه به اختلاف هاي فردي و استعدادهاي مختلف كودكان تنظيم شود، به طوري كه كودكان ماهر، متوسط، ضعيف و حتي عقب مانده را در بر گيرد.‏

‏6 .معنويت، صفات انساني و ارزشهاي تربيتي را در افراد تقويت كند.‏

‏7 .متناسب با كارايي بدن و همراه با ايجاد مهارت هاي لازم در افراد باشد.‏

‏8 .متضمن پيشرفت تدريجي و قدم به قدم كودكان باشد، چرا كه موفقيت و پيشرفت عامل اساسي تداوم زندگي است.‏

‏9 .برنامه آموزش بهداشت و تربيت بدني بايد در كنار هم تدريس شوند زيرا آموزش بهداشت ورزشي در برنامه هاي آموزشي اهميت ويژه‌اي دارد.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 10:57 ] [ عليرضا ]

روش درس خواندن برای امتحانات و کلاس

 

چگونه از درس خواندن نتیجه بهتری بگیریم ؟
آمار نشان داده که ذهن انسان در زمان های کوتاه و مکرر بسیار متمرکزتر از زمان های طولانی عمل می کند. بنابراین حتی اگر فقط ده دقیقه برای درس خواندن فرصت دارید، آن را به فواصل زمانی کوتاهتر تقسیم کنید. همچنین بهتر است پس از هر ده دقیقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهید.

نکاتی برای دستیابی به نتیجه دلخواه در امتحانات، ارائه روش هایی بسیار ساده در بالا بردن سرعت یادگیری، حفظ کردن و مطالعه.

در فواصل زمانی کوتاه اما پیوسته درس بخوانید

آمار نشان داده که ذهن انسان در زمان های کوتاه و مکرر بسیار متمرکزتر از زمان های طولانی عمل می کند. بنابراین حتی اگر فقط ده دقیقه برای درس خواندن فرصت دارید، آن را به فواصل زمانی کوتاهتر تقسیم کنید. همچنین بهتر است پس از هر ده دقیقه درس خواندن به خودتان استراحت بدهید.
از آنجا که مغز انسان به منظور ساخت پروتئین و تجدید نیرو به زمان نیازمند است، این روش کارایی بسیاری دارد. زمان استراحت به مغز فرصت جذب آموخته ها را می دهد، در مقابل درس خواندن برای مدت زمان طولانی نه تنها کسالت آور است، بلکه باعث خستگی، ایجاد استرس و گیج شدن می شود، در نتیجه قدرت یادگیری را کاهش می دهد.
با خیالی آسوده استراحت کنید
اگر زمان شما اجازه می دهد به منظور تجدید قوا، یک روز کامل را به استراحت بگذرانید. با این کار ممکن است احساس عذاب وجدان کنید و مرتبا با خود بگوئید : باید امروز را هم درس می خواندم و زمان گرانبهایی را که به استراحت تخصیص داده اید، با استرس سپری کنید. اما همانطور که در بالا اشاره شد، فراموش نکنید که در حالت استرس مغز اطلاعات جدید را جذب نمی کند. یک روز را به فراغت بگذرانید و احساس بدی از درس نخواندن خود نداشته باشید.
وضعیت جسمی خود را در نظر بگیرید
در زمان هایی که خسته، عصبانی ، حواس پرت و شتاب زده هستید درس نخوانید. زمانی که مغز انسان در حالت آرامش است، مانند یک اسفنج اطلاعات را جذب می کند، برعکس زمانی که استرس دارید، تلاش شما برای یادگیری بی فایده است، زیرا در چنین حالتی مغز اطلاعات را دفع می کند. هیچگاه در زمانی که فکر شما به چیزهای دیگری مشغول است، خود را مجبور به درس خواندن و یادگیری نکنید، این کار چیزی جز اتلاف وقت نیست.
درس ها را در همان روز مرور کنید
زمانی که چیز جدیدی یاد می گیرید، سعی کنید در همان روز نکات مهمش را دوره کنید. با گذشت چند روز، برای یادآوری آن مطالب به تلاش بیشتری نیاز خواهید داشت. به هر حال یک مرور سریع در انتهای روز، باعث ماندگاری بیشتر در مغز و یادآوری آسانتر مطالب خواهد بود.
مرحله به مرحله پیش بروید
ممکن است باور نداشته باشید که همیشه از کل به جزء و از بزرگ به کوچک رسیدن ، روش کارایی در امر یادگیری در سنین مختلف است. در زمان درس خواندن ابتدا سعی کنید یک درک کلی از مطلب داشته باشید سپس وارد جزئیات شوید، با این روش امکان موفقیت شما بیشتر می شود.
محیطی مناسب برای درس خواندن فراهم کنید
همیشه فراهم کردن محیط مناسب برای درس خواندن را در اولویت اول قرار دهید. به طور مثال اگر به سکوت احتیاج دارید، تمام سعی تان را برای ایجاد یک مکان دور از سر و صدا برای موفقیت در درس خواندن ، به کار بگیرید.
میزان خستگی مغزتان را در نظر داشته باشید
کاملا طبیعی است که گاهی مغز انسان در اثر خستگی، مطالب را فراموش می کند، این امر هرگز بدان معنا نیست که شما آدم کودنی هستید، به جای عصبانی شدن، سعی کنید چنین حالتی را پیش بینی کنید و با آن کنار بیایید.
تصور کنید که مغز شما لایه های اطلاعات را به ترتیب روی هم می چیند، با قرار گرفتن اطلاعات جدید در سطوح بالا، اطلاعات لایه های پایین تر کهنه شده و به آسانی قابل دسترس نخواهند بود، بنابراین به فراخوانی شما دیرتر جواب می دهند، مرور کردن تنها روش جلوگیری از چنین پیشامدی است.
با برنامه ریزی مناسب، درس خواندن را به عادت تبدیل کنید
عموما اگر ساعات مشخصی از روز را برای درس خواندن برنامه ریزی کنید، خیلی زود به آن عادت خواهید کرد. بدون تخصیص ساعات مشخصی از روز، ممکن است هیچگاه وقت درس خواندن پیش نیاید. یک روش مناسب برای این کار یادداشت کردن زمان در دفتر روزانه است، درست مثل اینکه از پزشک وقت گرفته اید، مثلا در دفتر یادداشت خود بنویسید : 2 تا 4 بعد از ظهر– درس خواندن
هدف داشته باشید
یکی از دلایل اصلی که باعث می شود افراد به اهداف خود نرسند این است که معمولا آنها را دست نیافتنی می پندارند. در صورتی که با برنامه ریزی و مدیریت صحییح می توان به کلیه اهداف خود دست یافت.
کافی است سعی کنید فرق بین اهداف کوتاه مدت و بلند مدت خود را دریابید، اهداف بلند مدت را مانند یک رویا در ذهن بپرورانید و نگه دارید، در عین حال فعالیت های روزانه زندگی را به اهداف کوتاه مدت اختصاص دهید.
ناامیدی دشمن یادگیری است
افرادی که دائما خود را به دلیل کندی در یادگیری سرزنش می کنند، حتی اگر پیشرفتی مناسب و قوه یادگیری بالایی داشته باشند، همواره در استرس به سر می برند. در مقابل افرادی که به خود و سرعت یادگیری شان اطمینان دارند، حتی اگر از هوش و استعداد کمتری نسبت به گروه قبل برخوردار باشند، نتیجه کارشان بهتر است، زیرا این افراد انرژی خود را صرف نگرانی و حساسیت های بی مورد نکرده ، آهسته و پیوسته پیش می روند.   


 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 10:57 ] [ عليرضا ]

مدیریت زمان

چكیده: یكی از اصول مهم مدیریت زمان اصل 20 - 80 است، یعنی از %20 زمان برای انجام %80 كارهایت استفاده كن. موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به تشخیص كارهای مهم است. در این مقاله قصد داریم تا تعدادی از راهكارهای مدیریت زمان را به شما معرفی كنیم.


از نظر مدیریت زمان كارها به چند دسته تقسیم می شوند:

۱- كارهای مهم و فوری: این كارها خود به خود انجام می گیرد.
۲- كارهای مهم و غیر فوری: این دسته كارهایی هستند كه افراد موفق و ناموفق را از هم جدا می كنند و معمولا افراد ناموفق آن را به تعویق می اندازند.
۳- كارهای فوری و غیر مهم: این كارها در جهت اهداف انسان نیستند اما انجام می شود.
۴- كارهای كم اهمیت و غیر ضروری: بعضی افراد به خاطر ناتوانی در انجام كارهای مهم و فوری ( گاهی برای تفنن و گاهی برای فرار از تمركز حواس ) خود را به این كارها سرگرم می كنند.

موفقیت در مدیریت صحیح زمان وابسته به انتخاب بین كارهای مهم و غیر مهم است، پس برای موفقیت تحصیلی:
۱- از كارهای غیر مهم صرف نظر كنید
۲- كارها را اولویت بندی كنید.
۳- راهزنان وقت را بشناسید.
۴- راههای ایجاد وقت را یاد بگیرید.

راهزنان وقت:
۱- صحبتهای كم اهمیت
۲- میهمانان ناخوانده
۳- مطالعه مطالب كم اهمیت و غیرضروری
۴- روشهای غیر صحیح و عادات نادرست مطالعه
۵- تلفنهای مزاحم و غیر ضروری
۶- نداشتن انضباط كاری
۷- سستی و بی ارادگی در تصمیم گیری
۸- دوباره كاری
۹- ناتوانی " نه " گفتن به خواسته‌های نابجا
۱۰ - نداشتن تمركز حواس
۱۱- عادت امروز و فردا كردن
۱۲- ترس از شكست

راههای ایجاد وقت:
۱- زنده كردن وقت مرده ( مثل زمانهایی كه در انتظار هستیم، زمانی كه در اتوبوس می گذرد و ... )
2- انجام كارها به طور همزمان
3- تنظیم كردن وقت خواب
4- كنترل بیشتر روی وقت تفریح
5- نه گفتن به درخواست‌های غیر مهم
6- عقب انداختن كارهای غیر مهم

منبع:
كتاب مدیریت زمان، آقای عبدالحمید سروش (ناشر مولف)


 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 10:56 ] [ عليرضا ]

شرایط مطالعه بهتر
 

 

 


«بكارگیری شرایط مطالعه یعنی بهره‌وری بیشتر از مطالعه»
شرایط مطالعه ، مواردی هستند كه با دانستن ، بكارگیری و یا فراهم نمودن آنها ، می توان مطالعه ای مفیدتر و با بازدهی بالاتر داشت . در واقع این شرایط به شما یاد می دهند چگونه از زمانهای مطالعه ، بهره‌وری بالاتری داشته باشید . به شما می آموزند قبل از شروع مطالعه چه اصولی را به كار گیرید ، در حین مطالعه چه مواردی را فراهم سازید و چگونه به اهداف مطالعاتی خود برسید.

1- برای موفقیت در مطالعه ، باید درست آغاز كنید:

یعنی برنامه درسی خود را طوری تنظیم كنید كه از خواندن كتابها ، هدفی واضح و روشن را دنبال كنید .
- درسهای خود را طوری برنامه ریزی كنید كه هنگام مطالعه ، ابتدا كتابهای آسان را بخوانید ، نه كتابهای مشكل را.
- در هنگام مطالعه یك كتاب ، ابتدا از قسمت‌های آسان و جذاب شروع كنید و بعد به سراغ بخشهای مشكل تر آن بروید . این كار را می توانید با مرور قسمت‌های خوانده شده قبلی آغاز كنید. قسمت‌های آسان و جذاب علاقه شما را به خواندن افزایش می دهند.
- در برنامه ریزی درسی خود ، موضوع‌های مشابه را پشت سر هم قرار ندهید و آنها را یكی پس از دیگری مطالعه نكنید تا حد ممكن بین آنها فاصله بگذارید.
- اگر می خواهید چند كتاب را در یك روز مطالعه كنید ابتدا زمانهای خواندن و ترتیب قرار گرفتن آنها را مشخص كنید و بعد به مطالعه بپردازید .
- حتی المقدور برای یك كتاب بیش از دو ساعت وقت در نظر نگیرید . و زمانهای مطالعه را به مدتهای دو ساعته تقسیم كنید . تصور نكنید كه هر چقدر زمان مطالعه یك كتاب بیشتر باشد بهتر است بر عكس هر چقدر زمان كوتاه گردد و موضوع مورد مطالعه عوض گردد ، میزان یادگیری افزایش می یابد .
- اگر می خواهید در شش روز هفته ، شش كتاب بخوانید، هرگز هر كتاب را در یك روز نخوانید و برای شش روز ، شش كتاب در نظر نگیرید . بهتر است هر روز را به شش قسمت تقسیم كنید و در هر قسمت ، یك كتاب بخوانید و این روند را در شش روز هفته ادامه دهید .
- به روش تدریجی درس بخوانید ، یعنی در طول سال تحصیلی درس بخوانید و خواندن دروس را به شبهای قبل از امتحان موكول نكنید . مطالعه تدریجی و با تداوم در طول سال تحصیلی بسیار بهتر از مطالعه فشرده و با تراكم در چند روز قبل از امتحان است.

2- برنامه ریزی :

یكی از عوامل اصلی موفقیت داشتن برنامه منظم است»
برنامه ریزی صحیح این است كه چگونه از وقت و امكانات موجود حداكثر استفاده را ببرید . عدم برنامه ریزی صحیح باعث اتلاف وقت شده و بازده مطالعه بسیار كاهش می یابد .
نكته ای كه در این جا قابل ذكر می باشد اینست كه ، داشتن برنامه مهم است ولی مهم تر از آن اجراء برنامه است .
الف )برنامه ریزی درسی :
بهترین برنامه ریزی درسی، خود فرد است . یعنی هر شخص باید با توجه به شرایط روحی ، جسمی ، محیطی ، زمانی ،علاقه ، هدف ، نقاط ضعف و قوت خویش برای خودش برنامه ریزی كند .
ب ) كوتاه ، ساده و قابل اجراء بودن برنامه صحیح است .
یعنی هر قدر برنامه حجیم و سخت باشد تاثیر منفی بر روحیه فرد می گذارند و به خاطر پیچیدگی شان ، غالباً با شكست مواجه می شوند .هر قدر برنامه كوتاهتر و ساده تر باشد . شخص راحت تر آن را در زمان تعیین شده انجام می دهد. و تجربه ای موفق در زمینه برنامه ریزی كسب می كند . و این تجربیات موفق در رسیدن به موفقیت‌های بعدی تاثیر بسزایی خواهندداشت .
ج ) اجراء برنامه در زمان مشخص :
وقتی برنامه ای را نوشته‌اید . باید آن را درزمان مشخص اجرا كنید . اگر نظم خاصی در اجراء برنامه داشته باشید ، به راحتی می توانید به اهداف خویش برسید. كسانی كه نظم و ترتیب در اجراء برنامه را رعایت نمی كنند ، غالباً برنامه‌های آنان با شكست مواجه می شود .

3- نظم و ترتیب :

« اساس هر سازمانی به نظم آن بستگی دارد »
رعایت نظم از شرایط مهم مطالعه به حساب می آید . چرا كه نظم به ایجاد تمركز حواس كمك می كند. همچنین وقتی كه نظم بر پا شد ، یادگیری بهتر صورت می گیرد . اگر اتاق و میز مطالعه نامنظم باشد موجب حواس پرتی و اختلال در یادگیری می شود . توجه داشته باشید . هر جور كه مطالب را به حافظه بدهید ، بر همان اساس نیز می توانید آنها را بازیابی كنید .

4- حفظ آرامش :

« آرامش ضمیر ناخود آگاه را پویا و فعال می كند»
درسی را كه با آرامش بخوانید قطعاً بهتر می توانید بیاموزید ، برای آنكه بازده مطالعه خود را بالا ببرید ، در سخت‌ترین شرایط و حتی كوتاهترین زمان نباید مضطرب شوید و سعی كنید در این مدت كوتاه با آرامش خاطر مطالعه كنید. مطالعه بدون اضطراب و خونسردی كامل ، تاثیری بسیار مثبت در افزایش میزان یادگیری دارد. توجه داشته باشید كه حفظ خونسردی و آرامش ، هرگز به معنای بی خیالی و بی حالی نیست ، بلكه به معنی وضعیتی هوشیار همراه تمركز حواس و بدون دلهره است . روانشناسان معتقدند كه اضطراب كم برای مطالعه و موفقیت لازم است ، زیرا شخص را به تحرك و فعالیت وا می دارد و باعث می شود كه به طور جدی به درس خواندن بپردازد ، اما اگر این اضطراب از حد معمول خود خارج شود و استرس و دلهره در فرد ایجاد كند نه تنها مفید نیست ، بلكه مانع از فعالیتهای وی شده ، و حتی در جلسه امتحان مانع از یادآوری آموخته‌های شخص می شود . نكته ای كه باید به آن اشاره كرد این است كه در اغلب موارد ، اضطراب ناشی از تفكرات منفی شماست . وقتی كه نسبت به امتحان تصور منفی دارید، از آوردن نمره كم می ترسید ، عواقب قبول نشدن را در نظر می گیرید . در نتیجه تصورات منفی ، موجب اضطراب می گردند و اضطراب سدی در راه كارایی حافظه می گردد و این عمل خود اضطراب بیشتر را به دنبال خواهد داشت و نهایتاً اینكه این سیكل معیوب همچنان ادامه خواهد یافت .

5- استفاده صحیح از وقت :

«بنیامین فرانكلین می گوید : پس وقت را تلف نكنید زیرا زندگی از وقت تشكیل شده است »
استفاده صحیح از وقت و هدر ندادن آن بسیار مهم است .چرا كه زمان از دست رفته را نمی توان مجدداً باز یافت . زمان را نمی توان ذخیره كرد ، نمی توان خرید و یا فروخت و نمی توان از 24 ساعت دیگران قرض گرفت زمان سرمایه ای است كه اگر مورد استفاده قرار نگیرد ، از دست می رود در حالی كه یك سرمایه مالی این چنین نیست .
اگر منصف باشیم با كمی دقت و تامل در می یابیم كه مشكل اصلی كمبود وقت نیست ، بلكه در نحوه استفاده از آن است .

6- سلامت و تندرستی :

« عقل سالم در بدن سالم است »
سلامت جسمی و روانی در یادگیری تاثیر بسزا دارد.

7- تغذیه مناسب :

« تغذیه صحیح نقش مهمی در سلامتی دارد.»
غذا را به موقع و سر وقت بخورید ، از خوردن غذا در ساعت‌های گوناگون و بدون نظم و برنامه به پرهیزید . سعی كنید صبحانه و ناهار و شام را در ساعات معین بخورید . به برنامه غذایی خود نیز نظمی خاص بدهید .

8- تنفس صحیح :

« یكی از مهمترین اعمال بدن انسان ، تنفس است . » تنفس عمیق باعث می شود كه ما در هر نفس اكسیژن بیشتری را به شش‌های خود برسانیم . این اكسیژن به سلولهای مغزی كه خود ذخایر اكسیژن كمی دارند ، كمك می كند تا فعالیت بیشتری داشته باشند . افزایش فعالیت این سلولها یعنی پمپاژ بیشتر یونها بین دو سری غشاء سلول به خصوص برای یون‌های سدیم و كلسیم كه به خارج غشاء می روند و پتاسیم و كلر كه به داخل آن می آیند . هرگاه تغییرات غشاء نرون به نرون بعدی منتقل شود ، این تغییرات به نوبه خود مسیرهای جدیدی برای انتقال از راه مدارهای عصبی می شوند و وقتی این مسیرهای جدید برقرار شدند ، با تفكر ما فعال می شوند و خاطره‌ها را مجدداً تولید می كنند . این فرآیند كه حافظه نام دارد كاملاً به اكسیژن نیاز دارد . به همین دلیل است كه در هوای آلوده به دود سیگار و سایر گازهای سمی بازده یادگیری و حافظه به شدت كاهش می یابد. از سوی دیگر تنفس صحیح و عمیق باعث می شود كه سیستم ایمنی ما فعالتر شود . بنابراین حركات عضلانی و تنفس عمیق ، جریان لنفاوی را به راه می اندازد و باعث می شود كه گردش خون بهتر انجام شود ، خود لنف بهتر كار كند و سیستم ایمنی تقویت شود.

9- ورزش :

« ورزش كلید عمر طولانی است »
شما می توانید ورزشهای دلخواه خود را انتخاب كنید و در برنامه روزانه خود قرار دهید. به طور مثال پیاده روی یكی از ورزشهای مفید و مناسب و در عین حال بسیار ساده و برای عموم امكان پذیر است .
علاوه بر پیاده روی از ورزشهای مفید برای كسب تمركز فكر و پرورش حافظه « یوگا » است یوگا به معنای تمركز نیرو در اصطلاح هندی یعنی تمركز فكر و حواس . با انجام تمرینات یوگا می توانید تمركز حواس خود را بهبود بخشید .

10- استراحت مغزی :

« هنگامی كه خسته هستید ، مطالعه نكنید »
برای انجام كارهای فكری خصوصاً مطالعه باید مغز كاملاً آماده و سرحال باشد تا در به خاطر سپردن مطالب مشكل نداشته باشد . شما می توانید از روشهای مختلف و دلخواه خودتان برای رفع خستگی استفاده كنید ، اما یكی از روشهای مناسب برای رفع خستگی تنفس عمیق است . همچنین یك خواب سبك و كوتاه در مواقعی كه خیلی خسته هستید در برطرف كردن خستگی بسیار مناسب است.

11- خواب كافی :

« خواب فراگیری و حافظه را تقویت می كند»
یك خواب 8-6 ساعته معمولاً كافی است . بنابراین سعی كنید طوری برنامه‌های درسی خود را تنظیم كنید كه شبها حداقل 6 ساعت بخوابید تا مغز شما به اندازه كافی استراحت كند . همچنین خواب نیم تا یك ساعت ( ظهرها بعد از ناهار ) بسیار مناسب است.

12- درك مطلب :

« آنچه در حافظه بلندمدت باقی می ماند ، معنی مطالب است »
سعی كنید هنگام مطالعه ، مطالب را به خوبی درك كنید، تا بتوانید به راحتی آنها را به خاطر بسپارید . نكته ای كه در درك معنی تأثیر بسزا دارد و بازده مطالعه را بسیار افزایش می دهد ، یادداشت برداری مطالب خوانده شده است . یادداشت برداری در افزایش میزان یادگیری بسیار مؤثر است .

13- تشویق و پاداش :

«تشویق نیروهای ذهنی و روانی را به فعالیت وا می دارد»

14- شرطی شدن :

« شرطی شدن به تمركز حواس كمك می كند »
برای یادگیری و ایجاد تمركز حواس شرطی شدن نسبت به مكان و زمان مطالعه نقش مهم دارد . برای آنكه تمركز حواس راحت تر به دست آید و سریعتر برای آن آماده شوید ، باید به مكان و زمان مطالعه خود را شرطی كنید.

15-تحرك مغزی :

« هنگام مطالعه نباید كاملاً آرام نشست »
منظور از تحرك ، حركت كردن و راه رفتن در حین مطالعه نیست و یا هدف از حركت ، فعالیت زیاد بدنی نیست كه در این صورت نیز تمركز حواس مختل می شود و میزان یادگیری كاهش می یابد . اصولاً بهترین وضعیت برای مطالعه ، نشستن پشت میز است نه حركت كردن و راه رفتن . منظور از تحرك این است كه در حین مطالعه هر چند دقیقه ، یك بار حركتی كوچك داشته باشید تا گردش خون در مغز بهبود یابد و بهتر بتوانید مطالب را بیاموزید . حتی با چند حركت ساده سرو بدن می توانید از حالت ركودی و رخوت جلوگیری كرده و با تمركز بالاتری درس بخوانید.

16- اتاق مطالعه :

« اتاق مطالعه باید آرام باشد»
اتاق مطالعه باید ساكت و آرام و تا حد ممكن از عكس، پوستر و اشیایی كه موجب حواس پرتی می شوند . خالی باشد.
نور اتاق باید كافی و مناسب باشد. بهترین نور برای مطالعه روشنایی روز است . نور باید در سطح اتاق پخش گردد. بنابراین چراغ مطالعه برای درس خواندن مناسب نیست . نور نباید كم باشد . اتاق مطالعه باید از تهویه مناسبی برخوردار باشد.
در مطالعه فاصله چشم تا كتاب باید رعایت شد و فاصله مناسب حدود 40-30 سانتی متر است .
میز مطالعه باید از نظر ارتفاع وسعت و رنگ مناسب باشد.

17- زمان مطالعه :
واقعیت این است كه هیچ زمانی به طور دقیق و انحصاری برای مطالعه وجود ندارد .
زمان مطالعه بستگی به خودش دارد كه چه موقع از نظر جسمی و روانی آمادگی لازم را دارید .
نكته ای كه در مورد زمان مطالعه باید رعایت كنید استراحت چه قبل از مطالعه و چه بعد از مطالعه را باید در نظر گرفت .
نیم ساعت مطالعه و 5 دقیقه استراحت ، روش بسیار خوبی برای مطالعه كردن است . زیرا اولاً شما آستانه یادگیری را رعایت می كنید و ثانیاً با استراحت كوتاه ، فرصتی برای مغز در نظر می گیرید تا به تجزیه و تحلیل اطلاعات بپردازد باید یادآور شد كه نیم ساعت مطالعه و 5 دقیقه استراحت به این معنی نیست كه دقیقاً بعد از نیم ساعت مطالعه حتماً استراحت كنید حال اگر چند دقیقه این طرف و آن طرف شد ، اشكالی ندارد . اما بهتر است بیش از 45 دقیقه نشود.

 منبع :
شرایط مطالعه ؛ مولف بیژن علی پور

 


 


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 10:55 ] [ عليرضا ]

   مطالعه به سبكی دیگر!

 


اغلب دانش آموزان، دانشجویان و علاقه‌مندان آموزشی از مربیان و استادان خود بارها پرسش می كنند كه چگونه مطالعه كنیم تا مطالب را بهتر در ذهن سازماندهی كنیم؟ صبح زود مطالعه كنیم یا شب هنگام؟ با صدای بلند مطالعه كنیم یا به آهستگی مطالب را مرور كنیم؟ پیشكسوتان فرهنگی نیز با توجه به تجربیات و روش‌های علمی شیوه‌هایی را توصیه می كنند.
مطلب زیر از كتاب زمینه روانشناسی "هیلگارد" تهیه شده كه می تواند پاسخگوی برخی از پرسش‌های مربوط به شیوه‌های مطالعاتی باشد. با هم این مطلب را مرور می كنیم:
اساس امر مطالعه و خواندن بدون فراموشی، یادگیری و حافظه است. در این جا با تكنیك " PQRST" ( كه مخفف آن در زبان لاتین، " Preview " مرور اجمالی، " Question " سوال، " Read " خواندن، "Self-recitation" تلقین و تكرار " Test" آزمون است) آشنا می شوید.

مرحله P (مرور اجمالی):
در اولین گام مطالعه، مروری اجمالی بر كل مطالب مورد مطالعه كنید تا از موضوعهای اصلی آن تصوری پیدا كنید. این كار را می توان با خواندن رئوس مطالب و سپس گفتارهای اصلی و تصاویر و عكس‌های آن انجام داد.
مهمترین جنبه مرحله مرور اجمالی این است كه می توان خلاصه مطالب را در پایان هر فصل به دقت خواند و در مورد هر یك از نكاتی كه در این خلاصه آمده است تامل كرد. خواه نا خواه به ذهنتان خطور می كند كه باید پس از خواندن مطالب جواب را پیدا كرده باشید و دستاورد این مرحله، به دست آوردن دید كلی نسبت به عناوین فصل‌ها و نحوه سازماندهی آنهاست.

مرحله Q (پرسش كردن):
عناوین اصلی مطالب را به یك یا چند پرسش تبدیل كنید؛ پرسش‌هایی كه با خواندن آن گفتارها، به پاسخ آنها دست می یابید. باید از خود بپرسید: " مطالب عمده ای كه مولف می خواهد در این گفتار بیان كند، چیست؟ "

مرحله R (خواندن):
در این مرحله، گفتار مورد نظر را با دقت به معنای آن بخوانید و بكوشید جواب پرسش‌هایی را كه در مرحله Q مطرح كرده بودید بیابید، لذا باید در مورد آنچه كه در دست مطالعه دارید تامل كنید و آن را به مطالب دیگری كه می دانید ارتباط دهید. پس می توان واژه‌ها یا عبارات كلیدی را در متن علامت زد. اصولا می بایست 10 الی 15 درصد متن را علامت زد زیرا در این مرحله، هدف این است كه واژه‌ها یا مطالب اصلی متن مشخص شود تا بعد بتوانید آنها را مرور كنید. تا وقتی تمام گفتار و مطالب كلیدی آن را نخوانده‌اید یادداشت بر ندارید این كار كمك می كند اهمیت نسبی هر نكته را دریابید.

مرحله S (تلقین و تكرار):
پس از به پایان رساندن مطالعه مطالب بكوشید تا نكات عمده آن را به یاد آورید و اطلاعاتی را كه در آن مطرح شده است از حفظ بیان كنید، درس پس دادن به خود، روش بسیار موثری برای تثبیت مطالب در حافظه است. مطالب را به زبان خودتان بیان كنید و اطلاعات مطرح شده را از حفظ بگویید. در نبود افراد بهتر است با صدای بلند این كار را انجام دهید اما اگر افراد دیگری هم حضور دارند می توانید این كار را در ذهنتان انجام دهید. مطلب را با متن مقابله كنید تا مطمئن شوید كه آنها را درست و كامل به یاد آورده‌اید. با تكرار یا از بركردن مطالب، متوجه می شوید كه چه چیزهایی را به خاطر نسپرده‌اید. این كار به شما كمك می كند تا اطلاعات را در ذهن خود سازماندهی كنید. پس از آنكه گفتار اولی به پایان رسید می توانید به گفتار بعدی بپردازید و باز هم مراحل S.R.Q را در مورد آن به كار بندید. همین روش را تا پایان گفتارهای یك فصل اعمال كنید.

مرحله T (آزمون):
پس از پایان مطالعه یك فصل، باید از خودتان امتحان بگیرید و كل مطالب فصل را مرور كنید. بنابراین یادداشت‌های خود را دوره كنید و ببینید كه آیا نكات اصلی را به یاد می آورید یا نه؟ بكوشید تا دریابید كه مطالب مختلف فصلها چه ارتباطی با هم دارند؟ در مرحله T ، ممكن است برای یافتن مطالب و نكات كلیدی به كل فصل مراجعه كنید و در این مرحله باید خلاصه فصل‌ها را بخوانید، همچنین به هر مدخلی جزئیات بیشتری بیفزائید. مرحله T را نباید به شب امتحان موكول كرد، بهترین زمان برای اولین مرور هر فصل، بلافاصله پس از خواندن آن است.
پژوهشهای انجام شده نشان می دهد كه روش (PQRST) بسیار مفید بوده است، به گونه ای كه بر روخوانی ساده مطالب فصل، از ابتدا تا انتها ارجحیت دارد، مرحله تلقین و تكرار در این روش بسیار مهم است. به جای چند بار خواندن مطالب بخش عمده زمان مطالعه را برای حفظ كردن فعالانه مطالب صرف كنید.
بر اساس پژوهشهای انجام شده، خواندن دقیق خلاصه مطالب هر فصل، پیش از خواندن آن، بهره وری مطالعه را بسیار بیشتر می كند. خواندن خلاصه هر فصل سبب می شود كه كل مطالب آن در ذهن سازماندهی شود. حتی اگر نخواهید از تمام مراحل روش (PQRST) پیروی كنید خوب است به اهمیت تلقین و تكرار و خواندن خلاصه مطلب فصل برای ورود به مطلب توجه خاصی مبذول كنید.


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ جمعه 9 تير 1391برچسب:, ] [ 10:52 ] [ عليرضا ]

مرد : عزیزم واست یه کادوی باورنکردنی خریدم !
زن : چی ؟
مرد : یه لحظه بیا دم پنجره !
زن : خوب ؟
مرد : اون ۲۰۶ مشکی رو میبینی ؟
زن : خوووووووووووووووووووب !!!!!
مرد : یه گل سر دقیقا به همون رنگ !
.
....................................................................................................................................................

يه نفر ميره كولربخره ياروميگه آبي مي خواي؟ميگه فرق نمي كنه قرمز بده


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 7 تير 1391برچسب:, ] [ 16:27 ] [ عليرضا ]

جک تصویری جدید


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 7 تير 1391برچسب:, ] [ 16:27 ] [ عليرضا ]

عکس خنده دار


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 7 تير 1391برچسب:, ] [ 16:26 ] [ عليرضا ]


موضوعات مرتبط: <-CategoryName->
برچسب‌ها: <-TagName->
[ چهار شنبه 7 تير 1391برچسب:, ] [ 16:17 ] [ عليرضا ]
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

باتشکر از بازدید شما دوستان عزیز , لحظات خوشی را برای شما آرزومندم.
امکانات وب

<-PollName->

<-PollItems->

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 7
بازدید دیروز : 6
بازدید هفته : 14
بازدید ماه : 13
بازدید کل : 126386
تعداد مطالب : 139
تعداد نظرات : 0
تعداد آنلاین : 1



دعا

ترجمه مطالب وبلاگ به زبانهاي مختلف دنيا
تقويم
قالب میهن بلاگ تقویم جلالی

********* Online User *******

.

ليگ برتر زيبا فونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا سازفونت زيبا ساز