زیتون
دریچه ای بسوی آگاهی 
قالب وبلاگ
نويسندگان

به سلامتی مادری که خمیده ترین ایستاده دنیاست

باور نميكنم خالق نظم دانه هاي انار،
زندگي مرا بي نظم چيده باشد..!!!

وقتی بهت میگه : جات خالیه .... نگو دوستان به جای ما ! شاید منتظر اینه که بگی : جامو نگهدار ؛ زود میام ... !!!

معلم پسرک راصدازدتا انشایش راباموضوع علم بهتراست یاثروت رابخواند پسرک باصدای لرزان گفت ننوشته ام، معلم باخط کش چوبی پسرک راتنبیه کرد واورا پایین کلاس پادرهوانگه داشت پسرک درحالیکه دستهای قرمز وباد کرده اش رابه هم میمالید زیرلب میگفت آری ثروت بهتراست چون اگرداشتم دفتری میخریدم وانشایم رامینوشتم

                                                          

این دیونگیست
که از همه گلهای رُز تنها بخاطر اینکه
خار یکی از آنها در دستمان فرو رفته است متنفر باشیم
که هیچ عشقی را باور نکنیم بخاطر اینکه
در یکی از آنها به ما خیانت شده است

                                                         

گاهی گمان نمیکنی ولی میشود-گاهی نمیشودنمیشود که نمیشود.
گاهی هزار دوره دعا بی اجابتست- گاهی نگفته قرعه به نام تو مي شود

   

دوبیگانه ی همدرد ازدو خویش بی درد به هم نزدیکترند…… دکتر علی شریعتی

                                                

[ چهارشنبه 21 تیر 1391 ] [ 18:02 ] [ olive17 ]

      

                                 

 

 

        

 

 

 

 

 

 

                               

 

[ سه‌شنبه 20 تیر 1391 ] [ 14:30 ] [ olive17 ]

                                                               چرا عشق در برخی روابط تدریجاً محو می‌شود؟
 

اینکه بدانید چرا عشق به تدریج محو شده و از بین می‌رود به درک معنا و مفهوم عشق و رابطه کمک کرده و کمکمان می‌کند بتوانیم روابطمان را نجات داده و از برهم خوردن آنها جلوگیری کنیم.

انگار همین دیروز بود که عشق در رابطه‌تان بسیار شیرین و تمام‌نشدنی به نظر می‌رسید. اما خیلی زود، قول و قرارهایتان فراموش شد. روزهایی که مدام دوست داشتنش را در گوشتان زمزمه می‌کرد گذشته است.

 حالا دلتنگ گرمای آغوشش هستید و از خودتان می‌پرسید: عشق ما کجا رفت؟ پس اگر عشق از بین رفتنی است ممکن است تاثیرات بدی روی ازدواج داشته باشد.

خوشبختانه خیلی از ازدواج‌ها به آن نقطه نمی‌رسد اما خیلی از افراد هم هستند که فشارهایی اینچنینی را در ازدواج خود تجربه می‌کنند.

 در زیر می‌خواهیم به اختصار به چند مورد از عواملی که می‌تواند به ما برای درک معنای عشق و رابطه و اینکه چرا گاهی عشق‌ در رابطه تدریجاً محو می‌شود، اشاره کنیم.

بقیه در ادامه مطلب........
 


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 20 تیر 1391 ] [ 14:13 ] [ olive17 ]

baby 01 عکس های ناز کودکان(5)

baby 02 عکس های ناز کودکان(5)

 

baby 04 عکس های ناز کودکان(5)

 

baby 06 عکس های ناز کودکان(5)

 

 

[ سه‌شنبه 20 تیر 1391 ] [ 14:08 ] [ olive17 ]

 

بقیه  در ادامه مطلب...........


ادامه مطلب
[ سه‌شنبه 20 تیر 1391 ] [ 14:00 ] [ olive17 ]

تابه حال چقدر برای شما پیش آمده که روز خوبی نداشته و اصطلاحا “توی مود” نبوده‏اید؟ کسل بوده و یا خسته و درمانده بوده‏اید؟ و درکل حس کار ندارید؟ این موارد می‏توانند به دلیل نداشتن خوابی خوش و راحت در شب پیش بوده و یا خوابی سرشار از استرس بوده باشند.

 

خواب درست و اصولی می‏تواند آنچنان انسان را شارژ روحی و جسمی نماید که بهترین تصمیمات و ایده‏ها را منجر شود. همچنین می‏تواند آنچنان انرژی جسمی و روحی را کاهش دهد که شاید ۱۰ ساعت خوابیدن بی وقفه نیز نتواند انرژی از دست رفته را جبران نماید؛ همۀ این موارد به هم ارتباط دارند.

گفته می‏شود که خواب اصولا باید بین ۷ تا ۸ ساعت در شبانه روز و در شب باشد تا نیاز بدن به خواب کاملا بر طرف شده و انرژی بدن بازیابی شود. به نظر شخصی نویسنده مقاله و همچنین من یک ساعت کمتر یا بیشتر خوابیدن هیچ آسیبی به انسان نمی‏رساند اما نه بیشتر و کمتر. چراکه رعایت نکردن اندازۀ استاندارد خواب باعث می‏شود انسان احساس سنگینی و کسلی و سستی کند و اینچنین است که قدیمی‏ها می گفتند “خواب، خواب می‏آورد.” که به نظر من منظور خواب بیش از حد مجاز بوده است.

همچنین خواب در موقع و وقت خود نتیجه بخش است. با توجه به اینکه انرژی کائنات در ساعات میانی شب در اوج است ، بهتر است که این زمان را خواب بوده تا بدن شارژ روحی و معنوی نیز گردد. (در مورد این مطلب در آینده صحبت خواهم کرد). حتما تجربه کرده اید که خواب روز هرگز جای خواب شب را نمی‏گیرد این یکی از دلایلی است که خواب شب شدیدا توصیه می‏شود.

کمخوابی باعث ایجاد ناتوانی نسبی در حل مسائل و رویدادهای نسبتا پیچیده شده و نیز توانایی سیستم ایمنی بدن را تا حد زیادی کاهش می‏دهد. همچنین باعث اختلال در روابط اجتماعی شده و توانایی تعامل مثبت را ضعیف می‏نماید.

یک دوش چند دقیقه ای آب ولرم می‏تواند در خواب خوب و راحت بسیار تاثیرگذار باشد. همچنین لباس مناسب و راحت باعث آرامش در حین خواب می شود..

قبل از خواب کمی مطالعه حتی در حد یک صفحه بسیار بسیار مفید است. دلایل زیادی هم دارد که می‏توان به ثابت ماندن چشمها در یک نقطه ثابت اشاره کرد.

کشیدن عضلات نیز در نوع خود می‏تواند بسیار تاثیرگذار بوده و یک احساس آرامش را بوجود آورد.

تاریکی نیز در روند خواب بسیار تاثیرگذار است. آرامش واقعی در تاریکی و خاموشی است. حتی یک چراغ روشن می‏تواند اغتشاش ذهنی بوجود آورد و مانع خواب گردد.

 

بعضی از غذاها در افزایش برخورداری از خوابی خوش و راحت تاثیرگذار هستند. این نوع غذاها بیشتر به دلیل تحریک در روند ترشح هورمون سروتونین (یک عامل مهم جهت تنظیم روند خواب، دمای بدن، عصبانیت و …) و همچنین ملاتونین (عامل مهم در تشخیص روز و شب و وقت خواب و بیداری) که کمبود ملاتونین باعث افزایش بی خوابی می‏گردد. (ضمنا استرس باعث کاهش سطح ملاتونین در بدن می‏شود). این نوع خوردنیها باعث آرامش جسمی نیز هستند.

۱ – موز : شامل مقادیری از ملاتونین و سروتونین است که دو عامل مهم در آرامش خواب و خواب راحت هستند. همچنین مقادیر منیزیم در موز دارای اثر آرامبخش بر روی عضلات است.

۲ – شیر گرم : همیشه یک لیوان شیر گرم عامل خوابی خوش و راحت بوده است. همانطور که مادربزرگ و پدربزرگهای ما اکثرا هنگام خواب یک لیوان شیر می‏خورده اند. شیر دارای تریپتوفان (آمینو اسیدی که اثر تسکین بخشی دارد) همچنین کلسیم موجود در شیر باعث تحریک مغر در استفاده از تریپتوفان می‏شود.

۳ – چای بابونه : بابونه یکی از درمانهای طبیعی از زمانهای بسیار قدیم بوده است که امروزه نیز جهت بسیاری از ناراحتی های اعصاب و … نیز تجویز می‏شود. این گیاه که بیشتر به صورت چای استفاده می‏شود نه تنها به دلیل خاصیت آرام بخشی بلکه به دلیل دارا بودن اثر تسکینی، از بهترینها جهت داشتن خوابی آرام است.

۴ – عسل : گلوکز موجود در عسل عاملی برای کم کردن مقدار اورکسین است (اورکسین عاملی است در هوشیاری تاثیر دارد).

۵ – سیب زمینی : باعث از بین بردن اسیدهایی است که امکان اخلاط با آمینو اسید تریپتوفان (آمینو اسیدی که اثر تسکین بخشی دارد) می شود. سیب زمینی پخته شده در صورتیکه با شیر نوشیده شود، اثر خواب آور بیشتری از خود نشان خواهد داد.

۶ – مغز بادام : این خشکبار شامل هر دو عامل مهم خوب خوابیدن یعنی تریپتوفان و منیزیم است.

۷ – بلغور جو، سوپ جو : عامل افزایش تولید ملاتونین در بدن است.

۸ – نان گندم کامل : باعث می‏گردد انسولین در بدن آزاد شده و به تبع آن تریپتوفان بیشتری به مغر رسیده و نتیجتا سروتونین بیشتری ترشح شود.

۹ – گوشت بوقلمون : منبعی غنی از تریپتوفان است. البته باید در نظر داشت که منظور همان شکم خالی است نه اینکه بوقلمون شکم پر (زیرا باعث سنگین شدن معده و به تبع آن بی خوابی می‏شود)

۱۰ – تخم کتان : این دانه های روغنی کوچک منبع بزرگی از امگا ۳ هستند لذا به عنوان بهبود دهنده مود بدن عمل می‏نمایند. همچنین به عنوان عاملی جهت سم زدایی نیز می‏توان آنها را مصرف نمود.

[ سه‌شنبه 20 تیر 1391 ] [ 13:54 ] [ olive17 ]

تعاریف پرخاشگری

روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.

گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود. 

پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است. 

این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.

پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.

 

تعاریف پرخاشگری

روان شناسانی که اعتقادات نظری متفاوتی دارند در مورد چگونگی تعریف پرخاشگری اساساً با هم توافق ندارند. موضوع اصلی این است که آیا باید پرخاشگری را براساس پیامدهای قابل دیدن آن تعریف کنیم یا براساس مقاصد شخصی که آن را نشان می دهد.

گروهی پرخاشگری را رفتاری می دانند که به دیگران آسیب می رساند یا بالقوه می تواند آسیب برساند. پرخاشگری ممکن است بدنی باشد ( زدن – لگد زدن – گاززدن) یا لفظی ( فریاد زدن، رنجاندن) یا به صورت تجاوز به حقوق دیگران ( چیزی را به زور گرفتن)، نقطه قوت این تعریف عینی بودن آن است به رفتار قابل مشاهده اطلاق می شود. نقطه ضعف آن این است که شامل بسیاری از رفتارهایی است که ممکن است به طور معمول پرخاشگری تلقی نشود. 

پرخاشگری وسیله ای رفتاری است در جهت رسیدن به هدفی؛ پرخاشگری خصمانه رفتاری است در جهت آسیب رساندن به دیگران ، بیشتر پرخاشگری های بین کودکان کوچک از نوع «وسیله ای» است. 

این نوع پرخاشگری به خاطر متعلقات است. کودکان از یکدیگر اسباب بازی می قاپند، یکدیگر را هل می دهند تا به اسباب بازی که می خواهند بازی کنند دست یابند. به ندرت اتفاق می افتد که کودکان بخواهند به کسی آسیب برسانند یا از روی عصبانیت دست به پرخاشگری بزنند.

پرخاشگری را باید از جرئت ورزی متمایز دانست. جرئت ورزی، دفاع از حقوق یا متعلقات (مانند ممانعت کودک از این که کسی به اسباب بازی اش دست بزند) یا بیان امیال و آرزوها را بر می گیرد.مردم معمولاً شخص با جرئت را پرخاشگر می دانند، در صورتی که کسی که از حق خود دفاع می کند با جرئت است نه پرخاشگر.

 تغییرات رشدی

کودکان در ۱۲ ماهگی وقتی با هم هستند شروع به ابراز رفتار پرخاشگرانه وسیله ای می کنند یعنی رفتار پرخاشگرانه آنان غالباً به خاطر اسباب بازی و متعلقات دیگر است و در ارتباط با همسالان ابراز می شود. کودکان گاهی اوقات به والدین و کودکان بزرگتر حمله ور می شوند، ولی این گونه پرخاشگری در مقایسه با پرخاشگری با همسالان، نسبتاً نادر است. کودکان همچنان که به سال های پیش از مدرسه و مدرسه نزدیک می شوند، کمتر دست به اعمال پرخاشگرانه می زنند و در نوع پرخاشگری آنان هم تغییراتی ایجاد می شود. یعنی وقتی که پرخاشگری ابراز می شود غالباً خصمانه است و کمتر «وسیله ای» است. به این معنا که کودکان برای به دست آوردن هدف های وسیله ای کمتر مستقیماً از حربه های جسمانی استفاده می کنند؛ ولی وقتی که به کسی حمله لفظی یا بدنی می کنند بیشتر امکان دارد که با قصدی خصمانه این کار را کرده باشند. 

پرخاشگری لفظی، دست کم در سال های قبل از مدرسه افزایش می یابد.

ثبات پرخاشگری

هرچند که سطح پرخاشگری کودکان از موقعیتی به موقعیت دیگر فرق می کند ولی کودکان از لحاظ تداوم رفتار پرخاشگرانه در طول زمان با هم فرق دارند. کودکانی که در سال های اولیه به شدت پرخاشگرند به احتمال زیاد در جوانی و بزرگسالی هم پرخاشگر خواهند بود و کودکانی که پرخاشگر نیستند به احتمال زیاد در بزرگسالی هم پرخاشگرنخواهند بود. 

بعضی از مطالعات نشان می دهد که ثبات پرخاشگری دخترها در طول زمان کمتر از پسرهاست و چند تحقیق دیگر نشان داده است که دخترها و پسرها از این لحاظ تفاوتی ندارند. البته کودکان به هنگامی که با وقایع تنش زا مثل جدایی پدر و مادر یا به دنیا آمدن کودکی جدید رو به رو می شوند بیشتر پرخاشگر می شوند، ولی پرخاشگری شدید که بیش از چند ماه به طول انجامد غالباً حاکی از تداوم داشتن این الگوی رفتار است. پرخاشگری در حد معمول کمتر جای نگرانی دارد. به خصوص در سال های پیش از مدرسه شاید این اندازه پرخاشگری صرفاً نشان دهنده این باشد که کودک می خواهد انواع مختلف کنش متقابل اجتماعی را داشته باشد. 

ادراک مقاصد دیگران و رفتار پرخاشگرانه

کودکان در مورد پرخاشگری دیگران برحسب این که آن را عمدی یا تصادفی بدانند قضاوت های متفاوتی می کنند. تحقیقی که پسرهای بسیار پرخاشگر را با پسرهای غیر پرخاشگر مقایسه می کند نشان می دهد که پسرهای پرخاشگر احتمالاً از مقاصد دیگران، درکی متفاوت از پسرهای غیر پرخاشگر دارند. براساس درجه بندی معلمان و همسالان تعدادی از پسرها در کلاس های دوم، چهارم، ششم به عنوان بسیار پرخاشگر یا غیر پرخاشگر طبقه بندی شدند. سپس این عده در موقعیتی آزمایشی مشاهده شدند که به آنان برای جور کردن قطعات پازل جایزه ای تعلق می گرفت. قرار بر این شد که وقتی که قسمتی از پازل کامل شد پسر بچه دیگری ( که همدست آزمایشگر) بود آن را به هم بزند. در حالت اول، پسر بچه آن را عمداً به هم زد؛ در حالت دوم، طوری به هم زد که تصادفی جلوه کند و در حالت سوم انگیزه های پسر بچه مبهم بود. کودکان مورد آزمایش این امکان را داشتند که با خراب کردن پازل این کودک «تلافی» کنند. کودکان پرخاشگر و غیر پرخاشگر وقتی که احساس کردند که این کودک عمداً خرابکاری کرده تلافی کردند و وقتی که دیدند عملش غیرعمدی بوده تلافی نکردند، ولی واکنش آنان به انگیزه های مبهم این کودک بدین ترتیب بود که پسر بچه های پرخاشگر تلافی کردند و طوری واکنش نشان دادند که گویی این کودک عمداً این کار را کرده است. کودکان غیر پرخاشگر تلافی نکردند و طوری عمل کردند که گویی اعمال او غیرعمدی بوده است. 

تفاوت های جنسیتی

پسرها پرخاشگرتر از دخترها هستند. این تفاوت در غالب فرهنگ ها و تقریباً در همه سنین و نیز در غالب حیوانات دیده می شود. پسرهابیش از دخترها پرخاشگری بدنی و لفظی دارند. از سال دوم زندگی این تفاوت ها آشکار می شود. براساس مطالعات مشاهده ای در مورد کودکان نوپای بین سنین ۱ تا ۲ سال تفاوت های جنسیتی از لحاظ تعداد پرخاشگری بعد از ۱۸ ماهگی ظاهر می شود و قبل از آن اثری از آن نیست. پسرها به خصوص وقتی که به آنان حمله می شود یا کسی مزاحم کارهایشان می شود تلافی می کنند. در یک مطالعه مشاهده ای در مورد کودکان پیش از مدرسه پسرها فقط اندکی بیش از دخترها مورد حمله قرار گرفتند، ولی دو برابر دخترها تلافی کردند. شاید این که پسربچه بالقوه پرخاشگر است یا می تواند آن را بیاموزد علتی فیزیولوژیک داشته باشد. برای مثال پسران ۱ تا ۳ ساله در کلاس های پیش از دبستان از طرف بزرگسالان و همسالان بیش از دخترها به خاطر پرخاشگری مورد توجه قرار گرفتند. این توجه گاهی مثبت بود ( لبخند زدن، ملحق شدن به بازی کودکان) و گاهی تا حدودی منفی ( متوقف کردن کودک یا سر کودک را با چیزی گرم کردن). توجه نشان دادن به رفتار کودک، به هر نحوی که باشد، بیش از بی توجهی به آن باعث تشویق رفتار می شود. 

الگوی خانواده و پرخاشگری

والدین کودکان به شدت پرخاشگر غالباً به هنگام اعمال قواعد و معیارها خشونت دارند و پرخاشگرند. یکی از پیچیده ترین و جامع ترین روش هایی که برای درک پرخاشگری در خانواده به کار رفته تحقیق «جرالد پاترسون» و همکارانش در مرکز یادگیری اجتماعی «شهر اورگون» بوده است. آنان برای مطالعه الگوهای کنش متقابل خانوادگی در خانه و مدرسه و ارتباط آن با مشکلات رفتاری کودکان مشاهدات مستقیمی انجام داده اند. افراد مورد مطالعه از خانواده هایی بودند که به دلیل مشکلات رفتاری مثل پرخاشگری، دزدی و سایر رفتارهای ضداجتماعی فرزند یا فرزندانشان به درمانگاه رجوع کرده بودند. 

وقتی که واکنش خشونت آمیزی بروز می کند سایر اعضای خانواده کاری می کنند که باعث دامن زدن به رفتار پرخاشگرانه می شوند. برای مثال، برادری بر سر خواهرش فریاد می زند، خواهر بر سر او فریاد می زند و ناسزایی به او می گوید. در این موقع برادرش او را کتک می زند و این ماجرا ادامه می یابد. تمام این ها نشان می دهد که والدین می توانند در پاداش دادن و تنبیه کردن فرزندانشان رفتار با ثباتی داشته باشند و با استفاده از راه های مؤثر بدون این که با تنبیه شدید همراه باشد پرخاشگری کودکان را کنترل کنند و بازآموزی کودکان در دورانی نسبتاً کوتاه میسراست. 

در آخر باید گفت تلویزیون نیز منبع دیگری است که کودکان به خصوص پسرها از طریق آن رفتار پرخاشگرانه را می آموزند.به طور مثال: خشونت از ارزش های آمریکایی تلقی می شود، پرخاشگری به عنوان یکی از وسایل رسیدن به هدف تشویق می شود. در برنامه های تلویزیونی که یکی از وسایل انتقال چنین ارزش های اجتماعی به کودکان است، به طور متوسط در هر ساعت پنج یا شش بار خشونت بدنی نمایش داده می شود، رفتار پرخاشگرانه شخصیت های تلویزیونی غالباً تقویت می شود: قهرمان این برنامه ها به همان اندازه پرخاشگرند که ضد قهرمان ها. در مطالعه ای کودکان چهار ساله به هنگام بازی آزاد در مهدکودک به مدت سه هفته مورد مشاهده قرار گرفتند و از لحاظ رفتار پرخاشگرانه به دو گروه بالای متوسط و زیر متوسط طبقه بندی شدند. سپس در طول چهار هفته بعد، کودکان به گروه هایی تقسیم شدند که در مهدکودک به مدت تقریباً نیم ساعت برنامه پرخاشگرانه مثل «بت من» و «سوپرمن» یا فیلم های معمولی و یا برنامه های جامعه پسند می دیدند. کودکانی که از اول از لحاظ پرخاشگری در حد بالای متوسط بودند در مدت بازی آزاد و بعد از دیدن برنامه پرخاشگرانه، از خود پرخاشگری بیشتری نشان دادند تا کودکان مشابهی که برنامه های معمولی را دیده بودند. دو گروه از کودکانی که از لحاظ پرخاشگری زیر متوسط بودند و هر کدام یکی از این برنامه ها را دیده بودند واکنششان با هم فرقی نداشت. این الگوهای رفتاری تا دو هفته بعد از پایان گرفتن تماشای این برنامه ها هم چنان ادامه داشت. 

کودکانی که مستعد پرخاشگری هستند با دیدن خشونت از تلویزیون پرخاشگرتر می شوند.

 

نحوه کنترل عصبانیت در کودکان 

خواه چهار ساله یا چهل ساله ، همه ما بارها عصبانی شده ایم. اما فردی که در طول زندگی نیاموزد چگونه بر خشم خود مسلط شود ، روابط را خدشه دار و دوستان و اطرافیان را آزرده خاطر می سازد.

 خصیصــــه های ذاتـــــــــی

مواقعی که فرد عصبانی می شود، میزان عصبانیت او را غالباً شخصیت او معین می کند. حالات فوق العاده حساس ، سرکش ، بی دقت، پرتحرک یا پرخاشگر بودن می تواند بخش رشد یافته ای از یک شخصیت سالم و یا در نهایت یک مبارزه جو باشد. نکته مهم این است که با پی بردن به ضعف رفتاری فرزندتان می توانید پرخاشگری ها را به نقاط قوت تبدیل کنید. وقتی که کودک عصبی در مورد چیزهایی عصبانی می شود که دوست صبور او اصلاً به آن موارد توجهی ندارد ، در این صورت شما نیازبه زمان بیشتری دارید تا جایگزین هایی را به جای عصبانیت به او بیاموزید 

مــــراحل رشـــد 

زمانی که کودک در مرحله رشد فیزیکی یا اجتماعی قرار دارد زمینه بیشتری برای پرخاشگری و عصبانیت در او ایجاد می شود. مراحل مختلف رشد ، عوامل خشم متفاوتی دارند. وقتی به کودک خود که به کاسه توت فرنگی دست درازی کرده، می گویید:” الان اجازه خوردن آنها را نداری”، عصبانی می شود. ولی فرزند بزرگتر شما تحمل جواب مشابه را دارد به دلیل این که او صبر و بردباری را در خود پرورانده است.

 جنسیــــت: 

به طور کلی، پسرها خشم خود را راحت تر از دخترها ابراز می کنند و شاید یک توجیه فرهنگی برای آن وجود داشته باشد. به احتمال زیاد والدین و مربیان از پسرها فوران خشم را انتظار دارند و از آن چشم پوشی می کنند در صورتی که گریه رنجورانه یک دختر عصبانی مورد قبول آنهاست. اما کودکان در هر دو جنس نیاز به یادگیری کنترل خشم دارند. 

زندگــــــی خانوادگــــــی 

به طور کلی ناراحتی یک کودک به دلیل جدایی والدین ، بیماری ، مرگ ، تولد خواهر یا برادر، تغییر منزل و یا دیگر اتفاق های مهم زندگی ، اغلب در او پنهان می ماند و با بروز عصبانیت و پرخاشگری به کودک آسیب می رساند. زیرا او احساس می کند مورد آزار و اذیت واقع شده و سعی می کند این احساس را منتقل کند. اگر کودک لطیفه ای برای مهار کردن موقعیت حاد روحی بگوید و یا کوله پشتی برادرش را پرت کند ، به هر حال این رفتارها به میزان زیادی به الگوی رفتاری خانواده اش بستگی دارد. مخصوصاً این رفتارها در خانواده هایی شایع است که خشم، داد و فریاد و پرخاشگری هایی مثل ” به هم زدن در” در آنها مشاهده می شود. در بیشتر خانواده هایی که در مقابل احساسات ، اتفاقات و هیجانات ناآرام و سرکوبگر هستند، الگوی دیگری وجود دارد. ” الگوی کودکان رفتارهایی است که آنها در اطرافشان می بینند.” 

با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم 

امروزه‌ بسیاری‌ از خانواده‌ها از خشونت‌ و پرخاشگری‌ فرزندان‌ خود شکایت‌ دارند. آنها تمایل‌ دارند که‌ علت‌ این‌ رفتارها را بدانند و راه‌های‌ پیشگیری‌ و اصلاح‌ رفتار را در این‌ زمینه‌ به‌ کار گیرند. در این‌ نوشتار به‌ تعریف‌ رفتار پرخاشگرانه‌ پرداخته‌ می ‌شود، انواع‌ آن‌ بیان‌ می ‌گردد و راه‌های‌ مناسب‌ مقابله‌ با پرخاشگری‌ مورد بررسی‌ قرار می ‌گیرد. 

انواع پرخاشگری‌ 

پرخاشگری‌ یک‌ نوع‌ رفتاری‌ است‌ که‌ از خشم‌ و عصبانیت‌ نشأت‌ می ‌گیرد.این‌ رفتار را می ‌توان‌ به‌ دو گروه‌ تقسیم‌ بندی‌ کرد: 

پرخاشگری‌ خصمانه: 

 رفتاری‌ است‌ که‌ به‌ منظور صدمه‌ و آزار رساندن‌ به‌ دیگری‌ یا دیگران‌ ابراز می ‌شود؛ و هدف‌ در آن‌ صرفاً آزار رساندن‌ است. مثلاً کودکی‌ کودک‌ دیگر را می ‌زند و یا در مدارس‌ دیده‌ می‌ شود که‌ زنگ‌های‌ تفریح، کودکان‌ در حیاط‌ مدرسه‌ بعضاً به‌ کتک ‌کاری‌ می ‌پردازند. 

پرخاشگری‌ وسیله‌ ای: 

 رفتاری‌ است‌ که‌ فرد به‌ وسیله‌ آن‌ خواستار به‌ دست ‌آوردن‌ هدفی‌ دیگر است‌ و ابداً قصد حمله‌ به‌ دیگران‌ یا اذیت‌ کردن‌ آنها را ندارد. البته‌ در این‌ میان‌ ممکن‌ است‌ لطمه‌ ای‌ نیز به‌ کسی‌ وارد شود. مثلاً کودکی‌ بزهکار کیف‌ خانمی‌ را می ‌رباید تا به‌ این‌ وسیله‌ مورد تشویق‌ و تأیید گروه‌ همسالان‌ قرار گیرد. 

ممکن‌ است‌ پرخاشگری‌ جنبه‌ انتقام‌ گیری‌ نیز داشته‌ باشد. یعنی‌ کودکی‌ که‌ مورد اذیت‌ و آزار قرار گرفته‌ و نتوانسته‌ خشم‌ خود را ابراز کند، اکنون‌ با پرخاشگری‌ به‌ کاهش‌ اضطراب‌ خود می ‌پردازد. در این‌ جا پرخاشگری‌ وسیله‌ ای‌ است‌ که‌ کودک‌ با توسل‌ به‌ آن‌ می ‌خواهد به‌ هدف‌ خود یعنی‌ کاهش‌ اضطراب‌ دست‌ یابد. 

جهت‌ پرخاشگری‌ ممکن‌ است‌ به‌ یکی‌ از این‌ دو صورت‌ باشد: 

الف) پرخاشگری‌ درونی‌

 ب) پرخاشگری‌ بیرونی‌ 

چنانچه‌ جهت‌ پرخاشگری‌ به‌ طرف‌ درون‌ باشد، کودک‌ خشم‌ را به‌ درون‌ خود می ‌افکند و دچار خشم‌ فرو خورده‌ می‌ شود. پیامد چنین‌ عملی‌ می‌ تواند افسردگی‌ نیز باشد. کودکان افسرده  در واقع‌ از دست‌ خودشان‌ عصبانی‌ هستند. 

خشم‌ درونی‌ عصبانیت ‌ و نارضایتی‌ از خود را به‌ وجود می ‌آورد. 

خشم‌ بیرونی؛ کودک‌ ممکن‌ است‌ خشم‌ خود را به‌ صورت‌ رفتارهایی‌ از قبیل‌ فریاد کشیدن، پا به‌ زمین‌ کوبیدن‌ یا پرتاب ‌کردن‌ اشیا بروز دهد.

 

علل‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ در کودکان‌ : 

 ۱٫الگوپذیری‌ کودکان‌ از والدین‌ 

یکی‌ از دلایل‌ بسیار مهم‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ یادگیری‌ است. یعنی‌ کودکانی‌ که‌ الگوهای‌ رفتاری‌ پرخاشگرانه‌ داشته‌ اند، همانند الگوهای‌ خود رفتار می ‌کنند. چنانچه‌ پدر یا مادری‌ خلق ‌و خویی‌ عصبانی‌ و پرخاشگر داشته‌ باشند، مسلماً فرزندشان‌ نیز پرخاشگر خواهد شد. این‌ رفتار توسط‌ کودک‌ یاد گرفته‌ می ‌شود. از آنجا که‌ کودکان‌ با والدین‌ همانند سازی‌ می ‌کنند، بنابراین‌ بسیاری‌ از رفتارهای‌ پدر و مادر ناخودآگاه‌ توسط‌ فرزندان‌ فرا گرفته‌ می ‌شود. توضیح‌ این‌ که‌ فرایند همانند سازی‌ کاملاً ناخودآگاه‌ صورت‌ می ‌پذیرد. 

نکته‌ دیگر این‌ که‌ حتماً لازم‌ نیست‌ والدین‌ با خودِ کودک‌ پرخاشگری‌ کرده‌ باشند؛ چنانچه‌ او شاهد رفتارهای‌ خشونت ‌بار پدر و مادر با افراد دیگر نیز باشد، این‌ گونه‌ رفتار را فرامی‌ گیرد. بنابراین‌ کودکان‌ از طریق‌ مشاهده، رفتارهای‌ والدین‌ را می ‌آموزند. 

بر این‌ نکته‌ می توان تأکید کرد‌ که‌ کودکان‌ با چشمان‌ خود می ‌آموزند؛ یعنی‌ آن‌ چه‌ را مشاهده‌ می ‌کنند، یاد می ‌گیرند؛ حتی‌ اگر آن‌ رفتار به‌ طور مستقیم‌ در مورد خود آنها صورت‌ نگیرد. 

۲٫ کودکان‌ ناکام‌ پرخاشگر می‌ شوند. 

ناکامی ‌ یکی‌ از مسائلی‌ است‌ که‌ به‌ پرخاشگری‌ می‌ انجامد. وقتی‌ کودک‌ به‌ هدف‌ خود دست‌ نیابد و ناکام‌ شود، یکی‌ از رفتارهایی‌ که‌ از او سر می‌ زند پرخاشگری‌ است. 

۳٫ اضطراب‌ و پرخاشگری‌ 

کودکان‌ مضطرب‌ نمی ‌توانند کودکان‌ آرامی‌ باشند. آنها رفتارهایی‌ پرخاشگرانه‌ از خود بروز می ‌دهند؛ البته‌ بلافاصله‌ پشیمان‌ می ‌شوند و از والدین‌ خود عذرخواهی‌ می‌ کنند. اگر از کودک‌ مضطرب‌ بپرسیم‌ که‌ چرا پرخاش‌ می‌ کنی‌ و عصبانی‌ هستی؛ خواهد گفت‌ نمی‌ دانم.؛ یا خواهد گفت‌ دست‌ خودم‌ نیست. 

۴٫ پرخاشگری، نشانه‌ای‌ از تضادهای‌ درونی‌ 

گاهی‌ کودکان‌ در دوگانگی‌ و تضادهای‌ درونی‌ قرار می‌ گیرند. یا بهتر بگوییم، گاهی‌ بر سر دو راهی‌هایی‌ گیر می ‌کنند و نمی‌ دانند کدام‌ راه‌ را انتخاب‌ کنند؛ و این‌ حالت‌ آنها را دچار تعارض، اضطراب‌ و خشم‌ می ‌کند. مثلاً کودکی‌ که‌ دوست‌ دارد نزد مادرش‌ در منزل‌ بماند و از طرفی‌ وقتی‌ می ‌بیند تمام‌ کودکان‌ به‌ مدرسه‌ می‌ روند، همزمان‌ تمایل‌ به‌ مدرسه ‌رفتن‌ نیز دارد، دچار دوگانگی‌ می ‌شود. به‌ کودکان‌ خود کمک‌ کنیم‌ که‌ در دو راهی‌های‌ زندگی، مدتی‌ طولانی‌ قرار نگیرند. آنها بایستی‌ به ‌سرعت‌ و با دقت‌ درست ‌ترین‌ کار را انجام‌ دهند.

 ۵٫ پرخاشگری‌ و افسردگی‌ 

پرخاشگری‌ و کج خلقی  در کودکان‌ چنانچه‌ با علامت‌های‌ دیگر همراه‌ باشد، می ‌تواند نشانه ‌ای‌ از افسردگی‌ باشد که‌ در این‌ صورت‌ لازم‌ است‌ شرایط‌ زندگی‌ کودک‌ تمام‌ و کمال‌ مورد بررسی‌ قرار گیرد. 

۶٫ پرخاشگری؛ بیماری‌ها؛ مصرف‌ دارو 

بعضی‌ از بیماری‌ها به‌ مصرف‌ دارو نیاز دارد و ممکن‌ است‌ از عوارض‌ جانبی‌ داروها کج ‌خلقی‌ و رفتارهایی‌ باشد که‌ خشونت‌ را برمی‌ انگیزند.

 ۷٫ خشونت‌ و مدرسه‌ 

گاهی‌ کودکان‌ در مدرسه‌ قربانی‌ خشونت‌ می ‌شوند؛ و این‌ قربانی‌ شدن‌ باعث‌ می ‌شود که‌ خود آنها نیز عامل‌ خشونت‌ شوند.

 عواملی‌ که‌ به‌ خشونت‌ در مدرسه‌ می ‌انجامند، عبارت اند از: 

-وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش‌ آموزان‌ دیگر مورد تمسخر قرار گیرد. 

- وقتی‌ کودکی‌ توسط‌ دانش ‌آموزان‌ دیگر کتک‌ بخورد و قادر به‌ دفاع‌ از خود نباشد. 

- وقتی‌ کودکی‌ همیشه‌ از مشاجرات‌ فرار می‌ کند و حتی‌ در مواقعی‌ به‌ گریه‌ متوسل‌ می ‌شود. 

- وقتی‌ کودکی‌ مرتب‌ اشیا، وسایل‌ و پول‌ خود را گم‌ می ‌کند. 

- وقتی‌ کودک‌ از لحاظ‌ ظاهری‌ (پارگی‌ لباس‌ و یا نامناسب ‌بودن‌ آن) مورد تمسخر قرار می‌ گیرد. 

- خجالتی ‌بودن‌ و سکوت‌ مکرر در کلاس. 

- افت‌ تحصیلی، افسردگی‌ و ناراحت ‌بودن. 

این‌ عوامل‌ کودک‌ را قربانی‌ خشونت‌ دیگران‌ می ‌کند و خود کودک‌ نیز عامل‌ خشونت‌ می ‌شود و رفتارهای‌ پرخاشگرانه‌ از او سر خواهد زد.

 

درمان‌ پرخاشگری در کودکان ( با کودکان پرخاشگر چگونه رفتار کنیم ) 

برای‌ درمان‌ پرخاشگری‌ در کودکان‌ اولین‌ گام‌ این‌ است‌ که‌ نوع‌ پرخاشگری‌ آنها و علت‌ آن‌ را براساس‌ توضیحاتی‌ که‌ ارائه‌ شد شناسایی‌ کنیم؛ و پرخاشگری‌ را به‌ صورت‌ موردی‌ برطرف‌ نماییم. 

- در مورد کودک‌ پرخاشگری‌ که‌ الگو پذیری‌ عامل‌ این‌ گونه‌ رفتار او بوده، باید روی‌ الگوی‌ کودک‌ کار کرد و راه‌های‌ دیگری‌ جز پرخاشگری‌ را به‌ آن‌ الگو آموخت. 

- اگر پرخاشگری‌ در اثر ناکامی‌ به‌ وجود آمده‌ باشد، بایستی‌ کودک‌ ناکام‌ را در رسیدن‌ به‌ اهداف‌ مطلوب‌ و دوست‌ داشتنی‌ کمک‌ کنیم.

 - در مواردی‌ که‌ علت‌ پرخاشگری‌ اضطراب‌ است، باید از نگرانی‌ درونی‌ و اضطراب‌ کودک‌ مطلع‌ شویم. 

ورزش ‌کردن‌ برای‌ این‌ کودکان‌ بسیار مؤثر است‌ و باعث‌ تخلیه‌ هیجانی‌ می‌ شود. 

- در کشمکش‌های‌ درونی‌ بایستی‌ کودک‌ را از حالت‌ دوگانگی‌ خارج‌ ساخت. کمک‌ به‌ کودکان‌ در تصمیم ‌گیری، باعث‌ می ‌شود که‌ بیاموزند به‌ حالت‌های‌ دوگانه‌ درونی‌ خود پایان‌ بخشند.

 - در پاره‌ای‌ از موارد، کودک‌ افسرده‌ پرخاشگری‌ شدیدی‌ از خود نشان‌ می‌ دهد. در این‌ میان‌ لازم‌ است‌ به‌ این‌ نکته‌ پی‌ ببریم‌ که‌ او چه‌ چیز دوست‌ داشتنی‌ را از دست‌ داده‌ و چگونه‌ می ‌شود مورد از دست‌ رفته‌ را برای‌ او جبران‌ کنیم. 

- در مورد پرخاشگری، شیطنت‌ و مصرف‌ دارو بایستی‌ حتماً با پزشک‌ متخصص‌ ارتباط‌ داشته‌ باشیم‌ تا کودک‌ از نزدیک‌ مورد معاینه‌ قرار گیرد. 

- هنگامی‌ که‌ کودک‌ قربانی‌ خشونت‌ در مدرسه‌ شده‌ است، بایستی‌ با مسئولان‌ مدرسه‌ صحبت‌ کنیم‌ و لازم‌ است‌ که‌ ایشان‌ طبق‌ قانون‌ و مقررات‌ خاص‌ با کودکان‌ خشونت گرا برخورد کنند؛ و نیز کودکانی‌ را که‌ قربانی‌ خشونت‌ شده‌اند براساس‌ رفتارهای‌ خوبشان‌ مورد تشویق‌ و تأیید قرار دهند. 

- چنانچه‌ نوع‌ پرخاشگری‌ کودک‌ خصمانه‌ است، بایستی‌ کودک‌ را از آزار و اذیت‌ کردن‌ دور کنیم‌ تا مجبور نباشد برای‌ تلافی‌ و انتقام، افراد دیگر را اذیت‌ کند؛ و اگر پرخاشگری‌ از نوع‌ وسیله‌ ای‌ است، بایستی‌ راه‌های‌ دیگری‌ را جهت‌ مطرح‌ کردن‌ کودک‌ برگزینیم‌ تا او ناچار نباشد از روش‌ خشونت‌ برای‌ جلب‌ توجه‌ استفاده‌ کند.

 

نتیجه‌ گیری‌ 

به‌ طور کلی‌ خشونت‌ و پرخاشگری‌ بیشتر عامل‌ بیرونی‌ دارد و فقط‌ در موارد خاص‌ به‌ علل‌ درونی‌ مربوط‌ می‌ شود. والدین‌ در درجه‌ اول، بایستی‌ محرک‌های‌ محیطی‌ را که‌ باعث‌ تحریک‌ خشم‌ و ایجاد خشونت‌ در فرزندشان‌ می ‌شود شناسایی‌ و سپس‌ برای‌ رفع‌ آن‌ به‌ کمک‌ روان شناسان‌ و متخصصان‌ اقدام‌ نمایند.

 

روش هایی برای درمان پرخاشگری کودکان 

۱- محدودیت هایی برای کنترل پرخاشگری وضع کنید و آنها را به اطلاع کودک برسانید. 

۲- مدل های پرخاشگری را به حداقل برسانید. می توانید از راهکارهای زیر استفاده کنید: 

الف) ساعاتی را که کودک فیلم های خشونت آمیز تلویزیونی می بیند، محدود کنید. 

ب)فیلم ها، تصاویر و روزنامه کودک را به دقت انتخاب کنید. 

ج) الگوهایی را در اختیار کودک بگذارید که پرخاشگرانه نباشند. 

ح)همراه کودک برنامه های تلویزیونی را ببینید و صحنه پرخاشگرانه آن را تفسیر کنید. 

۳- همدلی را افزایش دهید. آگاهی کودک را نسبت به رنجی که بر اثر پرخاشگری او در افراد یا حیوانات به وجود می آید، افزایش دهید. 

۴- رفتارهایی را که مغایر با رفتار پرخاشگرانه است، تقویت کنید. 

۵- به جای کودک پرخاشگر، به کودکی که به وی پرخاش شده توجه کنید. 

۶- نحوه ی ارتباط کودک را با افرادی که با او زندگی می کنند، مورد بررسی قرار دهید. 

۷- اگر قرار است کودک به دلیل رفتار خشونت آمیزش تنبیه شود، بهتر است به طریقی باشد که منجر به حمله انتقامی و تلافی جویانه از طرف کودک نشود. 

۸- فرصت تخلیه هیجانات را برای کودک فراهم کنید. 

۹- مباحث گروهی یا خانوادگی را که تأکید بر همکاری با دیگران دارد، به کار گیرید. 

۱۰- همکاری، مسئولیت و پیگیری مسائل مورد علاقه را با دادن مسئولیت به کودکان تشویق کنید. 

۱۱- برای مهارِ رفتار کودکان، فنون محروم سازی ممکن است تا حدودی مفید واقع شود. بنابراین رفتارهای پسندیده را به وضوح تشریح کنید و پاداش ها و کیفرهای آنها را بیان نمایید. 

۱۲- فعالیت های ساعتی او را در صورت امکان با شرکت کودکی دیگر طراحی کنید. 

۱۳- از تنبیهات بدنی پرهیز کنید. 

۱۴- علت رفتار پرخاشگرانه وی را بیابید. 

۱۵- ثبت وقایع روزانه، بازی درمانی، بازی های جالب، جمله سازی و گوش دادن فعال ممکن است به عنوان کمکی در جهت درک کودکان خشن به کار گرفته شود. 

۱۶- به کودک بفهمانید که با هر رفتار خشونت آمیز، خود را از شما بیشتر دور می کند. 

۱۷- از کودک پرخاشگر بخواهید الگوی مطلوبی برای خود بیابد و فهرستی از رفتارهای الگو را در کوتاه مدت اجرا نماید. 

۱۸- با کودک قرارداد رفتاری ببندید تا برای رفتارهای مطلوبش جایزه دریافت کند و نتیجه اعمال نامطلوبش را ببیند.

 

الگوهای پرخاشگری در کودکان 

همه جوامع باید راه هایی را بیابند تا مانع از آن شوند که اعضای آن به هم آسیب برسانند. همه مردم رفتار پرخاشگرانه را تا اندازه ای کنترل می کنند ولی از لحاظ ارزشی که برای آن قایلند و میزان محدود کردن آن ، با هم فرق دارند.

 برای مثال، در میان قبایل سرخپوست آمریکایی، کومانچی ها و آپانچی ها کودکانشان را جنگجو بار می آورند و حال آنکه هوپیها وزونی ها به فرزندانشان صلح جویی و رفتار غیر پرخاشگرانه می آموزند. اصولاً در فرهنگ آمریکای برای پرخاشگری و سرسختی ارزش قایلند. 

چرا فرزندم با خشونت رفتار می کند ؟ 

نوجوانان خشونت گرا  معمولاٌ قدرت کنترل رفتار خود را ندارند و ، رسوم و اخلاقیات جامعه ای را که در آن زندگی می کنند ، زیر پا می گذارند . تحقیقات نشان می دهد که پسران بیش از دختران در رفتارهای خشونت آمیز  و پرخاشگرانه خود از نیروی بدنی استفاده می کنند . اما دختران بیشتر متوسل به جدال های لفظی  می شوند . این گونه افراد معمولاً در میان گروه به عنوان افرادی گستاخ ، بی تربیت و بی رحم نسبت به اطرافیان و همسالان ، شناخته می شوند .

 

علل

۱- خشونت در قالب پرخاشگری فیزیکی یا لفظی  ممکن است ناشی از ناکامی های اساسی باشد یا به دلیل وجود مدل های پرخاشگرانه در محیط زندگی ( خانه یا مدرسه )  نوجوان ایجاد شود . 

۲- نوجوانان خشن معمولاٌ والدینی پرخاشگر دارند که روش های تربیتی آنها بیشتر مبتنی بر سخت گیری ، خشونت و تنبیه  بدنی است . 

۳- عامل وراثت هم می تواند در رفتار خشن یک نوجوان نقش داشته باشد که بیشتر رفتاری اکتسابی و آموخته شده است . تحقیقات  نشان می دهد که در اغلب مواقع ، تربیت های کارآمد و قوی می تواند آثار وراثت را تحت پوشش خود قرار دهد . 

۴- نوجوانی که پرتوقع و نازپرورده  بار آمده است و انتظار دارد که همگان به خواست های او احترام بگذارند ، هنگام برآورده نشدن انتظاراتش ، عصبانی می شود و ، به خشونت و پرخاشگری متوسل می گردد .

۵– نابسامانی های خانواده می تواند از عوامل دیگر ایجاد خشونت در قالب پرخاشگری باشد. مانند غیبت های طولانی پدر یا مادر ،  درگیری و اختلاف ،  جدایی و متارکه و محیط های زندگی دور از تفاهم و مسالمت .

 

پیشگیری و درمان

۱- در دوران بلوغ که بحران روحی و عاطفی نوجوان را در بر می گیرد ، بهترین راه برای پیشگیری از خشونت ، مسامحه و سازگاری است. اغماض ، گذشت و نادیده گرفتن رفتارهای  او همراه  با آرامش ،  در اغلب  مواقع از استمرار و پیشروی خشونت در قالب پرخاشگری های فیزیکی  و لفظی جلوگیری می کند . 

۲- راهنمایی و مشاوره با دانش آموز در خصوص عواقب خشونت و آثار اجتماعی آن و همچنین مشاوره با خانواده دانش آموز درباره کاهش رفتارهایی که منجر به خشونت نوجوان می شود ، بسیار مؤثر خواهد بود.

۳- ایجاد زمینه ی فعالیت های مؤثر در خانه و مدرسه برای اشتغال بیشتر نوجوان و تخلیه انرژی های  جسمی و روانی او در کاهش خشونت  و رفتارهای پرخاشگرانه بسیار  تأثیرگذار است . 

۴- خودداری مدرسه از به کاربردن روش های انضباطی غلط و ایجاد فضای صمیمی تر میان معلمان و دانش آموزانِ نوجوانِ خشونت گرا ،  به کاهش رفتارهای خشونت آمیز و پرخاشگرانه می انجامد .

 کودکان و خشونت در تلویزیون 

تلویزیون می تواند عامل مؤثری در رشد و تحول سیستمهای ارزشی ، و شکل دهنده رفتار باشد ؛ ولی متأسفانه بسیاری از برنامه های تلویزیون مروّج خشونت هستند. با تحقیق در مورد تأثیر برنامه های خشونت آمیز تلویزیون بر کودکان و نوجوانان ، معلوم شده است که آنها :

 ۱-  ترس از خشونت ندارند؛ 

۲-   به تدریج می پذیرند که خشونت راهی برای حل مشکل است ؛ 

۳-   به تقلید خشونت می پردازند؛ 

۴-   ناخودآگاه با شخصیت های خاصی چه قربانیان و چه قربانی کنندگان همانند سازی می کنند. لازم به ذکر است که همانند سازی ، ناآگاهانه و بسیار خطرناک است ولی الگو برداری آگاهانه است . 

مشاهده خشونت در برنامه های تلویزیونی باعث پرخاشگری در کودکان می شود. گاهی اوقات حتی دیدن یک برنامه خشونت آمیز می تواند پرخاشگری را افزایش دهد. کودکانی که مکرراً نمایشهایی پر از خشونت را تماشا می کنند و ازاین کار منع هم نمی شوند، به احتمال زیاد ، به تقلید آنچه می بینند می پردازند. 

اثر خشونت تلویزیونی ممکن است فوراً در رفتار یا گفتار کودک نمودار شود و یا سالها بعد خود را نشان دهد. البته خشونت تلویزیونی تنها علت پرخاشگری یا رفتار خشونت آمیز نیست ولی از عوامل مهم تلقی می شود.والدین می توانند با استفاده از راههای پیشنهاد شده ی زیر کودکان خود را از خشونت مفرط تلویزیونی محافظت کنند. 

۱- به برنامه هایی که کودکان می بینند توجه کنید و بعضی از آنها را همراه کودک خود ببینید. چنانچه کودک خود را به هنگام تماشای برنامه های خاص تلویزیونی همراهی کنید ، می توانید سؤالهای او را بهتر برایش توضیح دهید و جلوی کج فهمی او را بگیرید. 

۲- زمان تماشای برنامه های تلویزیونی را محدود کنید. توجه داشته باشید که تلویزیون را نباید دراتاق خواب بچه ها قرار دهید. با این عمل خود باعث می شوید که کودک با اثرات منفی برنامه های خشونت آمیز تلویزیونی ، به خواب نرود ؛ همچنین نظم ساعت خواب و بیداری او مختل نمی شود. 

۳- به کودکان خود تذکر بدهید که اگر چه هنرپیشه حقیقتاً مجروح نشده یا به قتل نرسیده است ، لکن این گونه خشونتها در دنیای واقعی یا بسیار دردناک است یا منجر به مرگ می شود.

 ۴- هنگامی که برنامه های خشونت آمیز پخش می شود، یا کانال را عوض کنید یا تلویزیون را خاموش کنید. توضیح دهید که مشکل آن برنامه چیست و به گونه ای با منطق درخور فهم کودک ، آسیب و ضرر موجود در آن برنامه را توضیح دهید تا میل کودک یا اصرار او برای تماشای این گونه برنامه ها کاهش یابد. 

۵- در حضور بچه ها صحنه های خشونت آمیز را تأیید نکنید و بگویید که بدترین شیوه برای حل یک مشکل، روش خشونت آمیز است. 

۶- تأثیر همسن و سالان و دوستان و همکلاسی ها باید به حداقل برسد. به این منظور با والدین بچه های دیگر تماس بگیرید و در مورد نوع برنامه ها ی تلویزیون و مدت زمان مناسب برای تماشای تلویزیون توافق کنید. 

والد ین با استفاده از این روشها می توانند اثر مخرب تلویزیون را در دیگر حیطه های زندگی از قبیل شکل گیری ها و قالب پذیری های جنسیتی یا نژادی پیشگیری کنند. مدت تماشای تلویزیون توسط کودکان ، جدا ازمحتوای آن باید کم شود چون کودکان را از پرداختن به فعالیت های مفید دیگر از قبیل مطالعه، بازی  با دوستان و رشد و پرورش علائق خود باز می دارد. 

اگر والدین در امر محدود کردن کودکان خود مشکل دارند یا نگرانی هایی در باب چگونگی رفتار خود در مقابل واکنش های کودک نسبت به برنامه های تلویزیونی دارند، می بایست با یک روان شناس کودک و نوجوان مشاوره کنند و از رهنمودها و تجارب او برخوردار شوند.

 

بازی‌های خشن موجب پرخاشگری کودکان می‌شود 

تحقیقات انجام شده بر روی کودکان و نوجوانان حاکی از آن است که بازی‌های ویدیویی خشن، پرخاشگری در کودکان را افزایش می‌دهد. 

تحقیقات انجام شده حاکی از آن است انجام بازی‌های کامپیوتری و ویدویی خشونت آمیز، پرخاشگری در کودکان و نوجوانان را افزایش می‌دهد.

این تحقیقات به مدت ۲۰ سال بر روی کودکان و نوجوانان انجام شده است. آزمایشاتی که بعد از انجام بازی های خشونت آمیز بر روی کودکان انجام شده است نشان می‌دهد که این افراد بعد از بازی حرکات پرخاشگری از خود نشان می‌دهند.

معلمان ۶۰۰ دانش‌اموز ۱۳ تا ۱۵ سال می‌گویند: دانش‌آموزانی که وقت بیشتری را برای بازی‌های خشونت آمیز صرف می‌کنند بیشتر از دانش‌آموزان دیگر حالت‌های خصمانه در بحث‌ها به خود می‌گیرند.

این نتایج در گردهمایی سالانه انجمن

[ سه‌شنبه 20 تیر 1391 ] [ 13:45 ] [ olive17 ]

ADHD بيش فعالي چيست ؟

بيش فعالياز شیطنت تا بیش فعالی
اختلال كم توجهي- بيش فعالي  در كودكان (Hyperactive)

انواع بیش‌فعالی

 

تعريف :

ADHDاختلالي است که در آن پرتحرکي ، بي توجهي و رفتارهاي ناگهاني بيشتر و شديدتر از کودکان ديگر وجود دارد . 3 تا 5 درصد کودکان به اين اختلال مبتلا هستند و در پسرها شايع تر است . ممکن است در بعضي بيشتر علائم پرتحرکي و رفتارهاي ناگهاني و در گروهي علائم بي توجهي بيشتر ديده شود . علائم اين بيماري قبل از 7 سالگي شروع مي شود ولي اغلب در دوران مدرسه مشکلات جدي ايجاد مي گردد .

علت :
اين بيماري سالهاست که شناخته شده و وعوامل متعددي در ايجاد آن نقش دارند . به نظر مي رسد علت آن بيشتر قص در تکامل سيستم اعصاب باشد . کودکان مبتلا احتمالاً در قسمت هايي از مغز که مسئول توجه ، تمرکز و تنظيم فعاليت هاي حرکتي مي باشد دچار نقص جزئي هستند . توارث و ژنتيک در اين اختلال نقش دارد . همچنين در بعضي موارد در جريان حاملگي يا زايمان يا پس از آن صدمات جزئي به ساختمان مغز وارد مي شود که مي تواند باعث اين مشکل گردد .
علائم :
مشکل اصلي کودکان عدم توانايي آنها در حفظ و تنظيم رفتارشان است ، در نتيجه اغلب نمي توانند رفتار مناسبي که لحظه به لحظه با شرايط محيط هماهنگ باشد نشان دهند . خوابيدن و غذاخوردن آنها منظم نيست به نظر ميرسد در همه چيز دخالت مي کنند و مراقبت دائمي نياز دارند . از نظر هيجاني ثبات ندارند ، بطور ناگهاني مي خندند يا گريه مي کنند و رفتارشان غيرقابل پيش بيني يا ارزيابي است . سريع از کوره در مي روند و نمي توانند پيامدهاي رفتارشان را پيش بيني يا ارزيابي نمايند . در فعاليت هاي خطرناک شرکت مي کنند و احتمال صدمه ديدن آنها زياد است . قبل از فکر کردن عمل مي کنند ، قبل از پايان سئوال جواب مي دهند ، اشياء را پرتاب مي کنند و ناخواسته به ديگران صدمه مي زنند ، پرفعاليت و پرتحرک هستند ، هرلحظه در حال رفتن هستند ، انگار موتوري درون بدن آنهاست که آنها را به حرکت دائمي مجبور مي کند ، نمي توانند آرام بنشينند و بي قرار هستند .
اختلال تمرکز در اين کودکان در کارهايي که فعاليت دائم و جدي مغزي را لازم دارد مشهودتر است . آنها ممکن است در تماشاي تلويزيون ، بازي با کامپيوتر و فعاليتهاي لذت بخش با کودکان ديگر تفاوتي نداشته باشند ولي در کارهايي که فعاليت مداوم مغزي و تمرکز لازم دارد ( انجام تکاليف درسي ) تفاوت آنها با کودکان ديگر نمايان مي شود . به نظر مي رسد مغز آنها اطلاعات محيطي را بيش از حد لازم مي گيرد ، يعني در انتخاب توجه به اطلاعات ضروري و بي توجهي و حذف اطلاعات غيرضروري ضعف دارند . رعايت قوانين منزل و مدرسه براي آنان مشکل است و براي پيروي از قوانين توجه بيشتري لازم دارند . در انجام تکاليف مدرسه ، تمرکز روي درس ، رعايت قوانين مدرسه و داشتن روابط اجتماعي مناسب با همکلاسي ها مشکل دارند . براي رسيدن به اهداف درازمدت برنامه ريزي نمي کنند.
عوارض
رفتار کودکان روي عملکرد آنها در خانواده ، اجتماع مردم و مدرسه تأثير سوء مي گذارد و باعث واکنش هاي منفي اطرافيان ، خانواده ، کادر مدرسه و همسالان مي شود . اين رفتارها مشکلات جدي در مدرسه و اجتماع ايجاد مي کند و باعث کاهش اعتمادبه نفس و احساس بي کفايتي در اين کودکان مي گردد . ممکن است آنها از مدرسه و اجتماع متنفر گردند . کودکان طبيعي به خاطر رفتارهاي مناسب و موفقيت هاي تحصيلي و اجتماعي زمينه زيادي براي تشويق شدن دارند و همين تشويق ها موجب پرورش اعتماد به نفس و عزت نفس در آنها مي شود ولي کودکان دچار ADHD کمتر به اين موفقيت ها دسترسي پيدا مي کنند . کودکان ADHD ممکن است به صورت ثانويه دچار اختلالات ارتباطي ، مشکلات تحصيلي ، اضطراب افسردگي و بزهکاري شوند .
سير :
سير ADHD متنوع است . بهبودي در صورت وقوع معمولاً بين 12 تا 20 سالگي رخ ميدهد و بهبودي قبل از 12 سالگي نادر است . گاهي علائم در بلوغ بهبود يافته و گاهي نيز تا بزرگسالي ادامه مي يابد .
با افزايش سن پرتحرکي کمتر شده ولي اختلال تمرکز و رفتارهاي ناگهاني مي تواند باقي بماند . در 15 تا 20 درصد موارد علائم همراه با افزايش سن ادامه مي يابد . بدون درمان تنها يک سوم تا نصف کودکان دچار ADHD مي توانند با علائم خود در زندگي سازگار و منطبق باشند و بقيه مستعد بروز مشکلات ثانويه خواهند بود .

درمان :
درمان هايي که براي کودکان ADHD به کار ميرود مي تواند به چهار گروه تقسيم گردد :
آموزش والدين
آموزش آموزگاران
استفاده از کلاسهاي مخصوص
درمان دارويي و درمان هاي روان شناختي
آموزش والدين و معلمين بخش مهمي از درمان را تشکيل مي دهد و شامل دو بخش است ؛
آموزش براي شناخت بيماري
آموزش براي بکارگيري روش هاي درماني
والدين بايد اين بيماري را به عنوان يک نقص خفيف در مراحل اوليه رشد مغز دانسته و به کودک خود به ديد کودکي تنبل ، نافرمان ، شرور و فضول که اگر بخواهد مي تواند رفتاري طبيعي داشته باشد نگاه نکنند ، بلکه او را کودکي بدانند که تلاش مي کند با ناتواني خود که خارج از کنترلش است ، کنار بيايد .


والدين بايد راههاي ديگري براي تشويق ، تقويت اعتماد به نفس و ايجاد احساس موفقيت در کودکشان بيابند . فعاليت ورزشي ، هنري ، فني ، اجتماعي مي تواند فرصت هايي براي نمايان کردن توانائي هاي اين کودکان ايجاد نمايد . اين فعاليت ها بالطبع تشويق بيشتري به دنبال داشته و مي تواند آثار منفي حاصل از تجربه هاي بد قبلي ( شکست ها ، طرد شدگي ، تنبيه ها و ... ) را بکاهد و جايگزين آن گردد . البته والدين نبايد تصور کنند که کودکانشان به دليل اين ناراحتي مسئول اعمال نامطلوب و خلاف خود نيستند ، بلکه کودک مي بايد اينگونه رفتارها را جبران کند .
براي اينکه کودکان قوانين را بياموزند و از آن پيروي نمايند لازم است قوانين را براي آنها واضح تر ، در فواصل کمتر و دفعات بيشتر بيان کنيم و سيستم تشويق و تنبيه قوي تري را با آن همراه نماييم .
برخورد مناسب با کودکان دچار ADHD به زمان ، پشتکار ، کوشش ، مداومت و همکاري و هماهنگي زيادي نياز دارد و به همين دليل مربيان و والدين بايد همواره روحيه اي با نشاط ، شاداب ، طنزپرداز و شوخ طبع را در خود حفظ نمايند .
اين اختلال در بر گيرنده كودكاني است كه از دستورها اطاعت نمي كنند ، از لحاظ هيجاني تحريك پذير و خشن هستند ، پيوسته از يك فعاليت به كار ديگري مي پردازند بدون اينكه هيچ يك را به سر انجام برسانند ، تمركز و توجه در كارها و يا فعاليتها و بازيها در اين كودكان پايدار نيست ، اغلب به نظر مي رسد كه حواسشان جاي ديگري است و يا گوش نمي  دهند و اينطور به نظر مي رسد كه آنچه را كه گفته شده است نشنيده اند ، اكثر اين كودكان بد اخلاق ، ستيزه جو ،  نافرمان و پرخاشگر هستند و با كودكان ديگر ميانه خوبي ندارند و به طور كلي لجوج ، رياست طلب و بي انضباط هستند ، رفتارهاي غير قابل پيش بيني انجام مي دهند ، مرتب در حرف ديگران مي پرند ، اشيا را از ديگران مي قاپند و به چيزهايي دست مي زنند كه اجازه  آن را ندارند .

بیش‌فعالی به حالتی دلالت می‌کند که در آن کودک به نحوی مفرط و بیش از اندازه فعال و پرجنب‌ و جوش است. تحرک زیاد این کودکان نه تنها خود آنها را بلکه اطرافیان ، همکلاس‌ها ، اولیای مدرسه را دچار مشکل می‌کند. از آن جایی که در میان درصد بالایی از معتادین و افرادی که ترک تحصیل کرده‌اند علایم بیش فعالی در کودکی قابل مشاهده است.

از طرفی کودکان بیش فعال در معرض خطر بالایی از اختلال سلوک ، شخصیت ضد اجتماعی و سوء مصرف مواد مخدر قرار دارند لذا آگاهی همگان بویژه والدین و معلمان در این حالات از اهمیت بسزایی برخوردار است. نقص در تمرکز یا اختلال بیش‌فعالی (ADHD) شرایطی را برای کودک ایجاد می‌کند که نتواند آرام و بدون حرکت بنشیند، رفتارش را کنترل کرده و توجه خود را به یک موضوع خاص معطوف کند.
 
 اين كودكان وقتي كه بزرگتر مي شوند در كارهاي گروهي مشكل دارند و در مدرسه نمي توانند يكجا آرام بگيرند به طور مكرر از جاي خود بلند مي شوند و يا از ميز آويزان مي شوند. بيش فعالي ممكن است به صورت بر قراري ، ناآرامي در جاي خود ، دويدن ، جهيدن و بالا و پايين پريدن در موقعيتهاي نامربوط ، ناتواني در ساكت ماندن و يا بيش از حد حرف زدن نيز نمود مي يابد.                                  
 
اين كودكان معمولا در نوباوگي علائمي از خود نشان مي دهند مانند : خواب كم و گريه زياد دارند ، به نور و صدا و حرارت و ساير تغييرات محيطي به سرعت به گونه اي غير عادي پاسخ مي دهند ، مرتب در حال جلو و عقب كردن خودشان هستند ، معمولا در آغوش مادر آرام نمي گيرند و جيغ مي زنند و لگد مي اندازند و حتي در گرفتن پستان مادر هم مشكل دارنددر اين نوع اختلال ممكن است بر اثر بالا رفتن سن كودك ،  مسئله خود به خود حل شود اما اين كودكان اگر به حال خود گذاشته شوند در بزرگسالي رفتارهاي ضد اجتماعي از خود نشان مي دهند.
 
اكثر اين كودكان از هوش بالا برخوردارند و كارهايي كه انجام مي دهند غير مترقبه و ناگهاني است و خطر را احساس نمي كنند.                    
به طور كلي مي توان گفت الگوي پايدار اين اختلال كمبود تمركز و توجه ، بيش فعالي و پرخاشگري است ، البته بايد اين خصوصيات حداقل به مدت شش ماه در كودك ثابت باشد تا بتوانيم بگوييم كه كودك دچار اين اختلال شده است. 
 
علل ايجاد اين اختلال هنوز به طور قطعي ناشناخته است ، عوامل متعددي از قبيل وراثت ، مشكلات و مسائل در هنگام تولد ، عوامل عصب شناختي ، حساسيت غذايي و متغيرهاي محيطي مطرح شده است اما هيچ يك تاييد و يا رد نشده اند. پژوهشها حاكي از آن است كه پسران بيشتر از دختران به اين اختلال مبتلا مي شوند.  
   در درمان اين كودكان روشهاي  رفتار درماني  به همراه رژيم غذايي خاص و داروهايي كه پزشك براي درمان اين اختلال تجويز مي كند بهترين نتايج را در كنترل علائم دارد.            
والدين چنين كودكاني بايد با مراجعه به  روانپزشك و يا روانشناس با شكيبايي و ثبات قدم در اين مسير به فرزندشان كمك كنند.

شیوع بیش فعالی
از هر 100 کودک 5 کودک می‌توانند مبتلا به ADHA باشند. پسران 3 برابر بیش از دختران در معرض ابتلا قرار دارند. اغلب این مشکلات قبل از 7 سالگی آغاز می‌شوند و ممکن است والدین تا وقتی که فرزندشان بزرگتر نشده متوجه مشکل او نگردند. پزشکان نمی‌دانند که چه چیزی باعث بروز ADHD می‌گردد ولی مطالعات بر روی مغز انسان‌ها را به فهم علل اجتماعی ADHD نزدیکتر کرده است.

پزشکان معتقدند افراد مبتلا به ADHD فاقد میزان کافی از مواد شیمیایی خاص به نام میانجی‌های عصبی در مغز هستند. این مواد شیمیایی به مغز در کنترل کردن رفتار کمک می‌کند. والدین و آموزگاران باعث ایجاد ADHD در کودک نمی‌شوند ، بلکه آنها می‌توانند در فعالیت‌های کودک به وی کمک کنند.
علایم ADHD
• مشکل در توجه
• فعالیت بیش از اندازه (بیش‌فعالی)
• انجام عمل قبل از فکر کردن به آن (حرکات تکانشی)

بيش فعالي


انواع بیش‌فعالی
نوع بی‌دقت و بدون توجه

در این نوع در فرد نمی تواند روی تکلیفی که به او می‌دهند و یا یک فعالیت خاص تمرکز داشته باشد. اکثر کودکان دچار ADHD در دقت و توجه کردن دچار مشکل هستند. این دسته از افراد غالبا:
• توجه زیادی به جزئیات ندارند.
• بر بازی‌ها و کارهای مدرسه نمی‌توانند تمرکز داشته باشند.
• کارهای مدرسه و فعالیت‌های روزانه خود را در منزل تا آخر دنبال نمی‌کنند و آنها را به پایان نمی‌رسانند.
• ‌نمی‌توانند یک وظیفه یا تکلیف را تمام و کمال انجام دهند.
• اسباب بازی‌ها ، کتاب‌ها و وسایلشان را اغلب گم می‌کنند.
نوع تکانشی - بیش‌فعالی
در این نوع از اختلال فرد بسیار فعال است. و بدون فکر اقدام به فعالیت و انجام کار می‌کند. فعالیت بیش از حد معمول ، قابل مشاهده‌ترین مشخصه اختلال ADHD است. کودک بیش‌فعال همیشه در حال انجام کاری می‌باشد. ممکن است سطح بیش‌فعالی با افزایش سن کاهش یابد. این کودکان قبلا از این که راجع به عملی فکر کنند آن را انجام می‌دهند.

برای مثال این کودکان ممکن است بطور ناگهانی وسط خیابان شروع به دویدن کنند و از یک سمت به سمت دیگر خیابان بدون نگاه کردن حرکت کنند و یا این که از درخت بلندی شروع به بالا رفتن کنند. ممکن است آن ها موقعیت‌های خطرناک شگفت زده شوند. گاهی هم هیچ ایده و فکری برای خارج شدن از این وضعیت ندارند. غالبا ، فعالیت‌های تکانشی و بیش‌فعالی با هم همواره هستند.

مشخصه کودکانی که این اختلال را با هم دارند بدین گونه است:
• بی‌قراری و ناآرامی
• ‌دویدن مداوم از سویی به سوی دیگر و یا بالا رفتن از چیزی
• پایین آمدن از صندلی وقتی که اجازه این کار را ندارند.
• عدم توانایی در بی‌سر و صدا بازی کردن
• بیش از حد صحبت کردن
• پاسخ‌دادن ناگهانی و بدون فکر به پرسشی که هنوز تمام نشده است.
• عدم توانایی در صبر کردن برای نوبت خود
• بدون اجازه وسط بازی دیگران پریدن
• وسط صحبت دیگران پریدن


نوع ترکیبی
در این نوع اختلال فرد بسیار فعال است و بدون فکر اقدام به فعالیت و انجام کار می‌نماید. کودکان با این نوع اختلال نشانه‌هایی از هر دو نوع قبل را که متذکر شویم دارا هستند. آنها در توجه‌کردن، بیش‌فعال بودن و کنترل تکانش‌های خود دچار مشکل هستند. البته گاهی تمام کودکان بی‌توجه هستند و یا اینکه بیش از حد فعالیت می‌کنند و حرکات تکانشی دارند.

اما در کودکان دچار ADHD این حرکات همیشگی هستند نه استثنایی این رفتارها برای کودک در خانه ، مدرسه و با دوستان مشکلات حقیقی ایجاد می‌کنند در نتیجه اکثر کودکان دچار این اختلال ، احساس افسردگی ، اضطراب و عدم اطمینان به خود را دارند. این احساسات جزء نشانه‌های ADHD محسوب نمی‌شوند و در اثر مشکلات مکرر در خانه و مدرسه در کودک ایجاد می‌شوند.


چطور می‌توان فهمید کودکی مبتلا به ADHD است؟
وقتی علایم ADHD در کودکی مشاهده شود باید توسط یک متخصص ماهر مورد ارزیابی قرار گیرد. این فرد می‌تواند از کارکنان مدرسه باشد و یا این که در مطب خصوصی مشغول بکار باشد. تنها راه حصول اطمینان ، ارزیابی کامل توسط متخصص می‌باشد. باید در اینجا به دو نکته توجه داشت:
• نباید نظر دیگران را دال بر این که کودکی ADHD است به آسانی پذیرفت.
• این نکته حائز اهمیت است که کودک همراه با ADHD ناتوانایی‌های دیگران را نیز دارد.


درمان
درمان سریع برای ADHD وجود ندارد اما علایم آن قابل کنترل هستند. والدین و آموزگاران باید به نکات زیر توجه داشته باشند.
• در مورد این اختلال اطلاعات بیشتری کسب کنند.
• برنامه تعلیم و تربیتی خاصی را متناسب با نیازهای کودک ایجاد و طرح‌ریزی نمایند.
• ایجاد طرح دارو درمانی ، درصورتی که والدین و پزشک احساس کنند که کودک به دارو درمانی نیاز دارد.


راهنمایی‌هایی برای والدین
• وقتی که فرزندتان کارش را خوب انجام می‌دهد به اول پاداش دهید. در فرزند خود توانایی ایجاد کنید و نیز با او در مورد استعدادهایش صحبت کنید و او را به بکارگیری توانایی‌هایش تشویق و ترغیب کنید.
• با فرزند خود کاملا واضح و روشن صحبت کنید. برای این کار با پشتکار ، مصر و مثبت باشید و خواسته‌های خود را کاملا برای فرزند خود روشن سازید. به فرزند خود بگویید چه کارهایی را باید انجام دهد نه این که فقط ، آنچه را نباید انجام دهد به او گوشزد کنید.
• شیوه‌هایی را برای کنترل رفتار فرزند خود یاد بگیرید این برنامه‌ها عبارتند از: ایجاد جدول برای فعالیت‌های فرزندتان ، داشتن برنامه برای پاداش ، نادیده گرفتن رفتارهای نامطلوب ، پیامدهای عادی و غیر طبیعی نتایج و پیامدهای منطقی.
• با مدرسه فرزندتان تماس داشته باشید و برنامه تعلیم و تربیت خاص نیازهای فرزندتان را برای او تنظیم کنید. هر دوی شما (والدین و معلم) بایستی نمونه‌ای از این برنامه را داشته باشید.
• با معلم در تماس باشید و به او بگویید فرزند شما در خانه چه عملکردی دارد و از او بپرسید که در مدرسه چه می‌کند و آنها را حمایت کنید.


راهنمایی‌هایی برای آموزگاران
باید بدانید که چه موارد خاصی برای دانش آموزان دشوار هستند. برای مثال ممکن است که دانش آموز ADHD در شروع یک کار دچار مشکل باشد در حالی که دانش آموزان دیگر در پایان‌دادن به یک عمل و شروع عمل بعدی شکل داشته باشند. بنابراین هر یک از این دانش آموزان نیاز به کمک‌های متفاوتی دارند.
• به دانش آموزان نشان دهید چگونه از کتاب تکلیف و برنامه‌های روزانه استفاده کنند. همچنین مهارت‌ها و روش‌های یادگیری را به آنها آموزش دهید و آنها را به شکل منظم تقویت (پاداش) کنید.
• به دانش آموزان در فعالیت‌های بدنی‌شان کمک کنید. (برای مثال) به آنها اجازه دهید تا کاری را ایستاده پای تخته سیاه انجام دهند). در بین برنامه‌ها به آنها استراحت دهید.
• با والدین و دانش آموزان هر دو با هم برای نو آوری و اجرای یک برنامه تعلیم و تربیتی متناسب بمنظور نیل به نیازهای دانش آموزان به فعالیت و همکاری بپردازید.
• انتظارات بالا از دانش آموزان داشته باشید اما سعی کنید راه‌های جدیدی را برای انجام کارها امتحان کنید صبور باشید و شانس دانش آموزان را برای کسب موفقیت بالا ببرید.

برطبق چهارمين نشر راهنماي تشخيصي و اماري اختلالات رواني انجمن روانپزشکي امريکا در سال , 1994 اختلال نقص توجه/ بيش فعالي , مجموعه علايمي است با محدوديت ميدان توجه که با سطح رشد فرد ناهماهنگ است و به ضعف تمرکز , رفتار ناگهاني و بيش فعالي منجر مي شود. به عبارت ديگر , مشخصه اصلي اين اختلال , وجود الگوي پايدار فقدان توجه و يا بيش فعالي تکانشگري است که در مقايسه با افرادي که در همان سطح از رشد قرار دارند, شديدتر است . علائم اختلال , دست کم بايد در دو موقعيت ( نظير مدرسه, خانه و محيط کار) بروز يابد و در  عملکرد اجتماعي و تحصيلي فرد اشکال ايجاد کند . کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بيش فعالي , عالبا از خود تحريک پذيري انفجارگونه اي نشان مي دهند. ايشان از نظر هيجاني بي ثبات اند و خلق و خو و عملکرد ايشان متغير و غير منتظره است.
مهار  گسيختگي و حالت تکانشي اين کودکان , در انها رفتارهاي ضد اجتماعي را دامن مي زند و نيز در برخي از انها اشکال در توجه و تمرکز منجر به اختلالاتي در يادگيري ايشان مي شود. اين کودکان غالبا به دليل ناکامي ها و عدم موفقيت در مدرسه و در ارتباط با  همسالان و خانواده خود به مشکلات عاطفي دچارند.
مهار گسيختگي و حالت تکانشي اين کودکان, در  انها رفتارهاي ضد اجتماعي را دامن مي زند و نيز در برخي از انها اشکال در توجه و تمرکز منجر به اختلالاتي در يادگيري ايشان مي شود. اين کودکان غالبا به دليل ناکامي ها و عدم موفقيت در مدرسه و در ارتباط با همسالان و خانواده خود به مشکلات عاطفي دچارند.
عدم اگاهي والدين و مربيان باعث شده است که حتي علي رغم برخورداري از هوشبهر طبيعي , گاه بر فرستادن اين کودکان به مدارس استثنائي اصرار ورزند.
از لحاظ سبب شناسي, به نظر مي رسد اين اختلال , برايند تاثير متقابل چند عامل اسيب زا باشد.
عوامل آسيب زاي  چندي که در اين خصوص مطرح شده اند عبارتند از :
1- عوامل نوروبيولوژيک , اسيب مغزي , درنگ تکاملي , نقص کار در دستگاه عصبي .
2- رژيم غذايي .
3- متغير هاي مربوط به محيط زيست نظير ميزان سرب در هوا.
4- عوامل رواني - اجتماعي نظير محروميت هيجاني به مدت طولاني , حوادث استرس اميز و اختلال در روابط خانوادگي.
3 تا5  درصد کودکان , مبتلا به ADHD  هستند که در اين ميان پسرها سه برابر بيشتر از دختر ها مبتلا مي شوند.


دانش اموزان با اختلال نارسايي توجه / بيش فعالي در کلاس درس
ويژگي هاي اوليه ي اين اختلال از سالهاي اوليه رشد يعني قبل از ورود به مدرسه شروع مي شود. سه ويژگي اصلي اين اختلال را مي توان از اين قرار دانست.
1 ) نارسايي توجه
به اعتقاد سيفرو الن نارسايي توجه بزرگترين مشکل اين کودکان است. والدين و معلمان شکايت مي کنند که اين کودکان يا دانش اموزان به حرف انها گوش نمي کنند ,تمرکز حواس ندارند, کارها را تمام نمي کنند, به راحتي دچار حواس پرتي مي شوند و به همين دليل از پيشرفت تحصيلي خوبي برخوردار نيستند.
بطور کلي اين دانش اموزان در کلاس درس اين ويژگي ها را از خود نشان مي دهند:
1- بسيار در رويا فرو مي روند و به اصطلاح غرق رويا مي شوند.
2- بسيار در خود فرو ميروند وذهني مشغول دارند, سردرگم و گيج هستند.
3- از انگيزه کافي برخوردار نيستند.
4- به نظر تنبل و کند هستند.
5- انگار خيره مي شوند.
کودکان با اختلال نارسايي توجه / بيش فعالي معمولا قبل از مدرسه کمتر شناسايي مي شوند و بيشتر وقتي به مدرسه و محيط اموزشي وارد مي   شوند مورد توجه قرار مي گيرند.
2 ) بيش فعال
بيش فعالي يا فزون جنبشي , فعاليت زياد يا فعاليت در شرايط نامناسب است. اگر نارسايي توجه را جدي ترين مشکل اين دانش اموزان به حساب بياوريم, بيش فعالي اشکارترين انها به ويژه در پسران است. اين دانش اموزان به طور دايم در حال بي قراري و ناارامي هستند, جنب و جوش دارند, وول مي خورند, صندلي خود را ترک مي کنند , جايي که بايد بنشينند راه مي افتند, انگار خستگي ندارند, خيلي پرانرژي به نظر مي رسند و حتي زياد حرف مي زنند, جنب و جوش بيش از اندازه باعث مي شود که دانش اموز نتواند به رويدادهاي مهم اطرافش توجه کند و در نتيجه در توجه پايدار و انتخابي مشکل پيدا مي کند.
هرکسي که بيش از اندازه فعال يا بي توجه و داراي رفتارهاي تکانشي باشد , اختلال نارسايي توجه/ بيش فعالي ندارد.
براي ارزيابي اينکه ايا فردي اختلال نارسايي توجه/ بيش فعالي دارد يا خير؟
متخصصان به چندين سوال اساسي توجه مي کنند:
ايا اين رفتارها فراوان هستند؟
ايا طولاني مدت هستند؟
اگر اينطور است ايا انها بيش از ديگر همسالانشان ان را انجام مي دهند؟
ايا اين مشکلات انها مداوم است يا در پاسخ به يک موقعيت خاص ايجاد مي شود؟
ايا اين رفتارها در چندين جلسه اتفاق مي افتد يا اينکه در يک  مکان ويژه مثل زمين ورزش يا اداره اتفاق مي افتد؟
الگوي رفتاري شخص با يک سري معيارها و ويژگي هاي  اختلال مقايسه مي شود که اين معيارها در کتاب مرجع DMS  وجود دارند. براساس DMS علايم عدم توجه عبارت اند از:
توسط نور و صداهاي نامربوط حواسشان به  اساني پرت مي شود.
نقص در توجه داشتن به جزييات و انجام اشتباهات مکرر بدون دقت کافي.
به ندرت قادرند به طور کامل و با دقت اموزش ها را دنبال کنند.
فراموش کردن و گم کردن چيزهايي مثل اسباب بازي , مداد, کتاب و وسايل مورد نياز .
3) تکانشگري
تکانشگري يعني انجام فوري کارها بدون انکه فرد بر روي انها فکر کند, پيامد انها را در نظر بگيرد و براي انها برنامه ريزي داشته باشد. براي همه افراد پيش  مي ايد که يک دفعه کاري بکنند يا حرفي بزنند و در واقع رفتار تکانشي نشان بدهند و اين  از نظر کيفي غير عادي نيست, بلکه تکانشگري اگر زياد تکرار شود غير عادي به شمار مي ايد. به همين دليل دانش اموزان با اختلال نارسايي توجه/ بيش فعالي معمولا تحمل کمي دارند, ناشکيبا و کم حوصله هستند و رعابت نوبت برايشان کار دشواري است. اين دانش اموزان منتظر نوبت نمي شوند و قبل از انکه سوال را کامل گوش کنند يا ان را کامل بخوانند شروع مي  کنند به  پاسخ دادن,  پاسخي که ممکن است نادرست از اب در ايد. اين ويژگي باعث مي شود که دانش اموز نتواند منتظر تمام شدن حرف يا بازي ديگران بشود و مرتب مزاحمت و وقفه ايجاد کند.
از سوي ديگر, دانش اموزان با اختلال نارسايي توجه/ بيش فعالي ممکن است داراي ناتواني يادگيري باشند. براساس پژوهش هاي انجام شده حدود يک سوم از دانش اموزان در يادگيري مشکل دارند.
نارسايي توجه در يادگيري  حساب و خواندن اختلال ايجاد ميکند. بيش از نيمي از دانش اموزان با اختلال نارسايي توجه/ بيش فعالي داراي ناتواني خواندن هستند و نسبت پسران به دختران 9 به 1 است. افزون براين,  اين دانش اموزان در حافظه ي کوتاه مدت و بلند مدت مشکل دارند و بخش قابل توجهي از اطلاعات شنيداري را از دست مي دهند.

 بيش فعالي

از شیطنت تا بیش فعالی


بسیاری از والدین از شیطنت‌ زیاد كودك خود شكایت دارند و برخی نیز معتقدند فرزند آنها بیش فعال است. اما بین بیش فعالی و شیطنت طبیعی كودكان فرق‌های بسیاری وجود دارد.
كودكان‌ بیش ‌فعال‌ بسیار پرتحرك‌اند و نمی‌‌توانند یكجا آرام‌ بنشینند. آنها اضافه‌ بر ناآرامی‌ بسیار زیاد، نوعی‌ اضطرار و اجبار برای‌ خرابكاری‌ نیز دارند. اختلالات یادگیری، مشكلات عصبی، عدم تشخیص دست راست و چپ از یكدیگر،‌ اضطراب، افسردگی و مشكلات اختلالات سلوكی و رفتاری از دیگر مشخصات این كودكان است. مهم‌ترین علائم و نشانه‌های این بیماری در كودكان،‌ فعالیت بیش از اندازه حركتی، عدم تمركز حواس و بروز حركات تكانه‌ای در فرد به معنی دست زدن به كاری بدون هیچ فكر و اندیشه قبلی است. كودكان‌ بیش ‌فعال‌ در مورد كارها و اشیایی‌ كه‌ به‌ طور طبیعی‌ باید در برابر آنها احساس‌ خطر كنند، خطری‌ احساس‌ نمی‌كنند. همچنین‌ گرایش‌ به‌ دروغگویی‌ در آنها بسیار بالاست‌ و اغلب‌ دروغ‌ می‌‌گویند. این كودكان اغلب، وسایل‌ خود را گم‌ می‌كنند و دچار فراموشكاری‌اند. همچنین به ‌طور افراطی‌ حرف‌ می‌‌زنند.
مشكل این كودكان در سنین دبستان بیشتر می‌شود زیرا نمی‌توانند روی فعالیت‌های درسی خود متمركز شوند و در كلاس به درس و حرف‌های معلم خود توجه كافی ندارد. آنان بدون دلیل از جای خود بلند شده و راه می‌روند و حتی باعث حواس‌پرتی سایر همكلاسی‌های خود می‌شوند. همین مساله موجب افت تحصیلی آنها می‌شود. این افت در سال‌های بعد كه درس‌ها سخت‌تر است و نیاز به تمركز بیشتری دارد، افزایش می‌یابد و حتی می‌تواند منجر به ترك تحصیل آنان شود.
این عارضه در پسر‌ان به نسبت ۴ تا ۸ برابر شایع‌تر از دختران است. این بیماری اغلب در پسران اول خانواده دیده می‌شود.
● علت چیست
روانپزشكان معتقدند مهم‌ترین علت این بیماری حوادث دوران بارداری یا حوادث حین زایمان است كه بر مغز نوزاد تاثیرات سوء می‌گذارد. وجود ویروس‌های حین تولد فرد در فصول خاص سال مثل فصل زمستان، اختلالا‌ت شیمیایی و فیزیولوژیك مغز و محرومیت عاطفی كودك از طرف والدین از دیگر علل بوجود آمدن این بیماری است.
● درمان
بهترین سن برای درمان بیماری بیش فعالی كودكان زیر سن ۵ سالگی است. در صورت تشخیص این بیماری قبل از سن دبستان با مصرف دارو علائم بیماری كاهش می‌یابد. اما دارو تنها قسمتی از درمان است. حمایت روحی روانی ‌خانواده از كودك بیش فعال در درمان او بسیار ضروری است و موجب می‌شود از شدت بیماری كاسته شده و كودك بتواند بر مشكلات خود فائق آید. پدر و مادر كودك بیش فعال هر چقدر آگاهی خود را در مورد بیماری فرزندشان افزایش دهند، بیشتر و بهتر می‌توانند به كودك خود كمك كنند.
رژیم غذایی این كودكان هم مهم است. غذاهای شیرین، غذاهای تند، شكلات و كافئین باعث‌ تحریك‌پذیری‌ این كودكان می‌شوند؛ پس به این كودكان نباید ‌كاكائو، شكلات، قهوه، نسكافه و نوشابه‌ داد.
خواب‌ شبانگاهی‌ این‌ كودكان‌ نیز بسیار مهم است؛ این كودكان باید شب‌ها زود به‌ رختخواب‌ بروند. والدین باید بكوشند تا انرژی‌ زیاد‌ این‌ كودكان‌ با بازی و ورزش‌ كردن، مصرف‌ شود.
در نهایت باید توجه داشت علاوه بر پیگیری درمان پزشكی، بردباری و صبر و استفاده از ابزارهای تشویقی به جای سرزنش و تنبیه، عامل اساسی در كنترل و بهبود كودك مبتلا به بیش فعالی است.

عوامل پنهان در تشدید بیش فعالی
از نگاه بعضی از والدین دیدن کودکی آراسته و زیبا که در حال بازی است و در همان حین اشعار کودکانه خود را می‏خواند یا اتومبیل‏های کوچک و رنگارنگش را در ردیفی منظم به جلو هدایت می‏کند، رویایی بیش نبوده و کاملا تصنعی است. به نظر آنان عصر کودکان طلایی به سر رسیده و زمان استیلای کودکان بیش فعال آغاز شده است. برخورد چنین والدینی با کودکان بیش فعال خود پیش از آن‏که ناشی از آگاهی‏های علمی باشد برگرفته از تجارب غیرحرفه‏ای و گاهی توام با باورهای غلط است. از این رو قصد نگارنده از نگارش و ترجمه چنین مقاله‏ای کاستن از ناتوانی خانواده دربرخورد با این کودکان و افزایش توجه آنان به درمان‏های مکمل است. درمان‏هایی که متاسفانه به دلیل ناشناخته بودن همواره مورد غفلت قرار گرفته و جایگاه خاص و واقعی خود را باز نیافته‏اند.
به نظر روانشناسان بیش فعال کودکی است با ویژگی‏های رفتاری خاص و متمایز. اما این به معنای ایجاد یک چارچوب سنی مشخص نیست. برخی از روانشناسان علائم بیش فعالی را در بزرگسالان نیز تعقیب کرده‏اند و سعی کرده‏اند تا سیر تکامل آن را در گروه‏های سنی مختلف نیز باز شناسند. به نظر آنان بزرگسالان نیز می‏توانند تجارب کودکان بیش فعال را درک کنند. تجاربی همچون تصمیم‏گیری‏های آنی، عبارات غیرمنطقی، انجام رفتارهای کلیشه‏ای نمونه‏ای مشابه از احساسات کودکان بیش فعال است که می‏توان بروز آن را در بزرگسالان نیز مشاهده کرد. در ضمن برخی از افراد الکلیک و بیماران مبتلا به مانیک نیز به نوعی تجارب حسی و ادراکی کودکان بیش فعال را دارا هستند. البته هدف از طرح نظرات فعلی صرفا آشناسازی والدین گرامی با احساسات یک کودک بیش فعال است، نه ایجاد یک نگرانی مضاعف در فضای خانواده. از این رو اجازه می‏خواهم برای ملموس‏تر کردن توضیحات ذکر شده از مثالی استفاده کنم تصور کنید جوانی در حال رانندگی و مشغول ویراژ دادن است. او شدیدا تحت تاثیر محرک‏های محیطی پیرامون خود قرار گرفته و از درک واقعیت فعلی که در آن قرار دارد ناتوان است. سرعت خودرو او آستانه حس و درک او را شدیدا محدود کرده و از عملکرد منطقی وی کاسته است. او صرفا به پیش می‏رود و مملو از هیجان است. بعد از لحظه‏ای کوتاه طبیعتا در محاسبه فاصله جانبی خود اشتباه کرده و به خودرو بغلی اصابت می‏کند. در یک لحظه سکوت و دقیقا درست زمانی که هر دو خودرو متوقف شده‏اند دو سوال اصلی مطرح می‏شود. نخست احساس راننده جوان در خصوص عملکردش و دوم ارزیابی راننده خسارت دیده از سلامت روانی فرد جوان. راننده جوان چه توجیحی برای رفتار خود دارد؟ آیا از ناگهانی و سریع بودن حوادث، ابراز تعجب نمی‏کند؟ چرا از تصادف، خود را سرزنش می‏کند؟ آیا راننده خسارت دیده توضیحات او را خواهد پذیرفت؟ از نظر روانشناسی شرایط ایجاد شده نوعی واکنش بیش فعالی و بسیاری از نشانه‏های این بیماری را دارا است. عدم کنترل بر احساسات و حرکات و عدم تطابق با شرایط موجود اساسی‏ترین نشانه‏های بیش فعالی است. هر چند باید اضافه کرد شواهدی نیز در کاهش توجه و پایین آمدن مهارت‏های ذهنی و شناختی وجود دارد که در جای خود بیشتر در خصوص آن صحبت خواهیم کرد. فقط آنچه به احتمال باید اضافه کرد این است که با درک صحیح از احساس خودمان می‏توانیم تصور بهتری از واکنش‏های یک کودک بیش فعال داشته باشیم و سعی بنده از طرح توضیحات ذکر شده نیز دقیقا ایجاد چنین احساس مشترکی بوده است. پس به خاطر داشته باشیم ما بزرگسالان گاهی خود بیش فعال‏تر از هر کودکی می‏شویم.
بیش فعالی اصطلاحی است برای بیان خصوصیات رفتاری که به صورت عمده عبارتند از خستگی‏ناپذیری، پرتحرک بودن، هیجان پذیری، بی‏قراری، پریشانی و ... همانطور که ملاحظه کردید نمی‏توان از عبارات بالا به مفهوم دقیق بیش فعالی دست یافت. به همین دلیل به سراغ راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی چهارمین تجدید چاپ می‏رویم تا با علائم این بیماری بیشتر آشنا شویم.
گردآورندگان این مجموعه معتقدند زمانی می‏توان عبارت بیش فعالی را به کار برد که کودک یا نوجوان 6 علامت (یا بیشتر) از موارد ذیل را به مدت حداقل 6 ماه داشته باشد. طبیعتا موارد یاد شده تناسبی با شرایط رشدی وی نیز نخواهد داشت.
الف) مدام در حال حرکت دادن دست‏ها و پاهای خود است و حتی در حین نشستن نیز پیچ و تاب می‏خورد.
ب) اغلب در محیط‏هایی که انتظار می‏رود بنشیند، مثل کلاس درس، بر می‏خیزد و راه می‏رود.
ج) عموما در حال دویدن و بالا رفتن است و توجهی به شرایط پیرامونش نمی‏کند.
در نزد نوجوانان و افراد بالغ این نشانه‏ها به صورت یک احساس ذهنی بی‏قراری ظاهر می‏شود.
د) در کنترل و آرام‏سازی خود در حین بازی‏ها یا فعالیت‏های دیگر مشکل دارد.
ز) در اغلب اوقات به صورت خستگی‏ناپذیر پرتحرک است، گویی فنری او را به جلو هل می‏دهد.
ه) خیلی تند و سریع صحبت می‏کند.
در کنار علائم فعلی، 3 عامل تکانشی نیز وجود دارند که به صورت اختلال در رفتارهای محاوره‏ای و اجتماعی ظاهر می‏شوند. هر چند به ظاهر این عوامل از گروه نخست جدا شده‏اند، اما همراهی آنان با 6 نشانه نخستین ناممکن نیست. اگر روانشناس در تشخیص رفتار کودک یا نوجوان از وجود نشانه‏های ششگانه یقین حاصل کند، نوع تشخیص داده شده بیش فعالی خواهد بود. اما در صورتی که علائم گروه نخست با تعدادی از نشانه‏های گروه بعدی همراه شود، تشخیص ارائه شده بیش فعالی تکانشی بوده و روانشناس با ترکیبی از رفتارهای حرکتی و تکانش‏های محاوره‏ای مواجه خواهد شد. البته باید اضافه کرد عموما در بیش فعالی کودکان و نوجوانان از هر دسته علائم نشانه‏هایی وجود دارد. علائم تکانشی بودن عبارتند از:
و) کودک یا نوجوان سریعا به سوالی که تمام نشده پاسخ می‏دهد.
ن) اغلب در انتظار کشیدن و رعایت نوبت مشکل دارد.
ی) غالبا صحبت دیگران را قطع می‏کند یا حضور خود را بر دیگران تحمیل می‏کند مثلا در مکالمات دیگران مداخله کرده یا وارد بازی‏ها می‏شود.
بخش دیگری از نگرانی‏های والدین مربوط به کاهش توجه کودکان بیش فعال است. از نظیر آنان بی توجهی بر میزان ریسک و خطرپذیری کودکشان می‏افزاید، به نحوی که گاهی موجب اشتباهات مکرر و انجام رفتارهای مخاطره‏آمیز می‏شود. اشتباهات رفتاری، خراب کردن‏ها، شکستن‏ها و بروز صدمات جسمانی غالبا بزرگترها را کلافه و ناتوان می‏کند و این در حالی است که کودک بیش فعال هیچگونه قصدی از انجام رفتاری مخاطره‏آمیز خود ندارد. او همانند همسالان خود به میزان قابل توجهی از درک متقابل رسیده است. اما به دلیل عوامل چندی در کنترل مطلوب واکنش‏های خود با مشکل مواجه است و این نیازمند درک صحیح والدین از شرایط نامتعارف وی است. به نظر روانشناسان بهترین اقدام والدین پیش از استفاده از داروهای شیمیایی بررسی علل ابتلای کودک به بیش فعالی است، زیرا تحقیقات اخیر ثابت کرده‏اند والدینی که در کنار بهره‏‏گیری از داروها به تامین شرایط بهداشت روانی و جسمانی کودک خود نیز توجه داشته‏اند به مراتب از والدینی که صرفا به داروها اکتفا کرده‏اند در تداوم درمان موفق‏تر عمل کرده‏اند. از جمله عللی که خانواده‏های گرامی باید پیش از دارو درمانی توجه لازم را به آنها معطوف دارند عبارتند از:
1-مراقب آسیب‏های مغزی و عصب‏شناختی باشند.
هر چند به نظر برخی از فیزیولوژیست‏ها چنین آسیب‏هایی می‏توانند باعث ایجاد بیش فعالی شوند ولیکن هنوز تحقیقات لازم در این باره به نتایج قطعی نرسیده‏اند. از این رو ایجاد ارتباط بالینی بین این آسیب‏ها و بیش فعالی با تردید همراه است.
2-تاثیر عوامل محیطی و خانوادگی را در ایجاد واکنش های بیش فعالی نادیده نگیرند. هر چند شرایط حاضر نیز نیازمند تحقیقات گسترده‏تری است، ولیکن نتایج آماری از وجود برخی علل محیطی و خانوادگی موثر بر بیش فعالی حکایت دارد. به عنوان نمونه افزایش میزان سرب و یون‏های مثبت در هوا، کوچکی محیط‏های زندگی، وجود والدین سیگاری، عدم توافق در الگوهای تربیتی، عدم توجه به نیازهای عاطفی کودک، وجود تعارض‏ها و مشاجره‏های مداوم در بین اعضای خانواده، اضطراب والدین، متارکه، وجود روش‏های استبدادی و محدودکننده یا اجرای الگوهای افراطی کودک محوری و ...
3-متوجه عوامل پیش از تولد و حین تولد باشند.
مادرانی که در زمان بارداری از رژیم‏های غذایی نامطلوب پیروی می‏کنند، بدون مشورت با پزشک معالج اقدام به مصرف دارو می‏کنند، سیگار می‏کشند، شدیدا مضطرب یا افسرده می‏شوند، الکل مصرف می‏کنند و بدون توجه به سلامت جنین اقدام به فعالیت‏های مداوم و سنگین می‏کنند از جمله مادرانی هستند که خطر ابتلا کودک خود را به بیش فعالی افزایش می‏دهند، البته باید اضافه کرد زنجیره عوامل پیش از تولد همچون وراثت و تغذیه هنوز نیز نیازمند بررسی و پژوهش بیشتر است.
4-در انتخاب رژیم‏های غذایی مطلوب دقت کنید.
در سال 1970 پژوهشگری به نام فین کولد اهمیت تاثیر برخی خوراکی‏ها را در افزایش علائم بیش فعالی مورد مطالعه قرار داد. او تحقیقات خود را در مقاله‏ای به همین عنوان به چاپ رساند، ولی چندان مورد توجه قرار نگرفت. بعد از گذشت یک دهه و انجام پژوهش‏‏های مداوم صحت نظرات فین کولد آشکار شد و توجه اندیشمندان به خاصیت برخی خوراکی‏ها معطوف شد. در ابتدا فین کولد متوجه رنگ‏های مصنوعی شد که به صورت گسترده در تزئین مواد خوراکی مورد استفاده قرار می گرفتند. به نظر او کودک در حین مصرف چنین موادی علائمی از مسمومیت یا حساسیت از خود نشان می‏دهد. او عقیده داشت بیش فعالی نوعی علائم آلرژیک نسبت به مواد رنگی موجود در خوراکی‏هاست. اما تحقیقات بعدی از محدوده مطالعات وی فراتر رفته و متوجه ماهیت خود خوراکی‏ها شد. امروزه بنا به حساسیت کودک اقدام به حذف برخی خوراکی‏ها می‏کنند تا تاثیر آن را بر کاهش بیش فعالی وی مورد مطالعه قرار دهند.
تا دهه 1980 فین کولد و برخی از اندیشمندان دیگر فهرستی از برخی مواد موثر بر واکنش‏های بیش فعالی فراهم کردند که از جمله می‏توان به انواع بستنی‏‏های تزئین شده به رنگ‏های فسفری و قرمز، بعضی از میوه‏ها همچون زردآلود، تمشک، خیار و گوجه فرنگی اشاره کرد. اما امروزه با گسترش پژوهش‏های تغذیه‏ای و روان‏شناختی بر میزان فهرست غذایی موثر بر بیش فعالی افزوده شده است. البته والدین گرامی توجه داشته باشند هدف از ارائه فهرست مورد نظر حذف تمامی غذاهای مطرح شده نیست. بلکه یافتن عاملی است که در تشدید حالات بیش فعالی موثر است. پس اقدام اصلی یافتن ماده حساسیت‏زا است نه حذف تمام مواد غذایی و میوه‏ها. خانم آماندا اورسل متخصص تغذیه، برخی از پرهیزهای غذایی کودکان بیش فعال را به قرار زیر می شمارد. شکر و غذاهای حاوی شکر مانند بیسکویت، کیک، نان روغنی، شیرینی، نوشابه‏های شیرین که سریعا قند خون را افزایش می‏دهند، کشمش بی‏دانه، زیتون، زردآلود، سیب، توت، سیب زمینی، هادداگ، آدامس، فرآورده‏های کنسرو شده، چای و قهوه. هر چند فهرست کامل غذاهای مورد نظر را می‏توانید در کتب مربوط به کودکان بیش فعال بیابید.

بيش فعالي

   
ADHD بيش فعالي چيست ؟


تعريف : ADHDاختلالي است که در آن پرتحرکي ، بي توجهي و رفتارهاي ناگهاني بيشتر و شديدتر از کودکان ديگر وجود دارد . ۳ تا ۵ درصد کودکان به اين اختلال مبتلا هستند و در پسرها شايع تر است . ممکن است در بعضي بيشتر علائم پرتحرکي و رفتارهاي ناگهاني و در گروهي علائم بي توجهي بيشتر ديده شود . علائم اين بيماري قبل از ۷ سالگي شروع مي شود ولي اغلب در دوران مدرسه مشکلات جدي ايجاد مي گردد .
علت :
اين بيماري سالهاست که شناخته شده و وعوامل متعددي در ايجاد آن نقش دارند . به نظر مي رسد علت آن بيشتر قص در تکامل سيستم اعصاب باشد . کودکان مبتلا احتمالاً در قسمت هايي از مغز که مسئول توجه ، تمرکز و تنظيم فعاليت هاي حرکتي مي باشد دچار نقص جزئي هستند . توارث و ژنتيک در اين اختلال نقش دارد . همچنين در بعضي موارد در جريان حاملگي يا زايمان يا پس از آن صدمات جزئي به ساختمان مغز وارد مي شود که مي تواند باعث اين مشکل گردد .
علائم :
مشکل اصلي کودکان عدم توانايي آنها در حفظ و تنظيم رفتارشان است ، در نتيجه اغلب نمي توانند رفتار مناسبي که لحظه به لحظه با شرايط محيط هماهنگ باشد نشان دهند . خوابيدن و غذاخوردن آنها منظم نيست به نظر ميرسد در همه چيز دخالت مي کنند و مراقبت دائمي نياز دارند . از نظر هيجاني ثبات ندارند ، بطور ناگهاني مي خندند يا گريه مي کنند و رفتارشان غيرقابل پيش بيني يا ارزيابي است . سريع از کوره در مي روند و نمي توانند پيامدهاي رفتارشان را پيش بيني يا ارزيابي نمايند . در فعاليت هاي خطرناک شرکت مي کنند و احتمال صدمه ديدن آنها زياد است . قبل از فکر کردن عمل مي کنند ،‌قبل از پايان سئوال جواب مي دهند ،‌اشياء را پرتاب مي کنند و ناخواسته به ديگران صدمه مي زنند ، پرفعاليت و پرتحرک هستند ، هرلحظه در حال رفتن هستند ، انگار موتوري درون بدن آنهاست که آنها را به حرکت دائمي مجبور مي کند ، نمي توانند آ

[ سه‌شنبه 20 تیر 1391 ] [ 13:42 ] [ olive17 ]

When Dave Perkins was young, he played a lot of games, and he was thin and strong, but when he was forty-five, he began to get fat and slow. He was not able to breathe as well as before, and when he walked rather fast, his heart beat painfully.

He did not do anything about this for a long time, but finally he became anxious and went to see a doctor, and the doctor sent him to hospital. Another young doctor examined him there and said, 'I don't want to mislead you, Mr Perkins. You're very ill, and I believe that you are unlikely to live much longer. Would you like me to arrange for anybody to come and see you before you die?'

Dave thought for a few seconds and then he answered, 'I'd like another doctor to come and see me.'


[ سه‌شنبه 20 تیر 1391 ] [ 13:26 ] [ olive17 ]

Two soldiers were in camp. The first one's name was George, and the second one's name was Bill. George said, 'Have you got a piece of paper and an envelope, Bill?'

Bill said, 'Yes, I have,' and he gave them to him.

Then George said, 'Now I haven't got a pen.' Bill gave him his, and George wrote his letter. Then he put it in the envelope and said, 'Have you got a stamp, Bill?' Bill gave him one.

Then Bill got up and went to the door, so George said to him, 'Areyou going out?

Bill said, 'Yes, I am,' and he opened the door.

George said, 'Please put my letter in the box in the office, and ... ' He stopped.

'What do you want now?' Bill said to him.

George looked at the envelope of his letter and answered, 'What's your girl-friend's address?'


 

[ سه‌شنبه 20 تیر 1391 ] [ 13:26 ] [ olive17 ]
صفحه قبل1...91011121314صفحه بعد
.: Weblog Themes By Iran Skin :.

درباره وبلاگ

باتشکر از بازدید شما دوستان عزیز , لحظات خوشی را برای شما آرزومندم.
امکانات وب
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران